ارتباط هوش و استعداد با عفونتهای دوران کودکی

Reza
جزئیات یک فرضیه شگفت انگیز / چرا مردم بعضی کشورها باهوش ترند؟
تعداد انسانهایی که به باهوشی انیشتین هستند انگشت شمار است و بر اساس مطالعات انجام شده ضریب هوشی در برخی مناطق زمین بالاتر از دیگر مناطق است، پدیده ای که دانشمندان دانشگاه نیومکزیکو برای توضیح آن فرضیه ای شگفت انگیز ارائه کرده اند.
به گزارش خبرگزاری مهر، باهوش بودن یکی از گرانقیمت ترین ویژگی هایی است که انسانها می توانند داشته باشند زیرا یکی از حیاتی ترین عوامل برای ادامه زندگی تمامی موجودات برای ایجاد و حفظ آن صرف می شود انرژی است.

نتایج مطالعه ای جدید نشان می دهد نوزادان در حدود ۹۰ درصد از کالری بدن خود را صرف ساختن و فعال کردن مغز خود می کنند. مغز بزرگسالان نیز بیش از یک چهارم انرژی بدن را صرف خود می کند. از این رو درصورتی که در دوران کودکی و در مدت زمانی که مغز در حال ساخته شدن و کامل شدن است، رویدادی ناخواسته منجر به از دست رفتن انرژی بدن شود، مغز دچار آسیب دیدگی خواهد شد. بیماری های عفونی یکی از اصلی ترین عوامل در از بین بردن بخش زیادی از انرژی بدن و اختلال در روند رشد مغز هستند.

مطالعه ای گسترده نشان داده است که ضریب هوشی در گوشه و کنار جهان از تنوع و تفاوت بالایی در میان کشورهای مختلف و یا شهروندان یک کشور با هم برخوردار است. دلیل این تفاوت برای مدت زمانی طولانی مورد توجه دانشمندان قرار داشت و سوال اصلی نیز اینجا است که آیا دلیل این تفاوت در ریشه های ژنتیکی انسانها نهفته است یا شرایط محیطی. ضریب هوشی بالا نشانه های زیادی دارند، بالا بودن نمرات درسی، بالا بودن سطح تحصیلات، سلامت، عملکرد بالا در زمینه شغلی، دستمزد بالاتر و کاهش خطر چاقی.

تا کنون دانشمندان زیادی برای توضیح الگوی جهانی ضریب هوشی دلایل متعددی بیان کرده اند، برخی دلیل آن را اختلاف در میزان تحصیلات، عده ای آب و هوای سرد و سختی زندگی در این شرایط آب و هوایی را دلیل این اختلاف عنوان کرده اند.

محققان دانشگاه نیومکزیکو با بررسی دوباره این فرضیه ها توانسته اند ارتباط بسیار قدرتمندی را میان میزان ابتلا به بیماری های عفونی و ضریب هوشی پیدا کنند و دریابند با کنترل عواملی مانند تحصیلات، ثروت ملی و حرارت، ابتلا به بیماری های عفونی یکی از دقیق ترین شاخصها برای پیش بینی ضریب هوشی در میان کشورها است.

بررسی های دوباره بر روی نتایج این مطالعه نیز نشان می دهند ابتلا به بیماریهای عفونی شاید تنها شاخص اصلی برای تعیین میانگین ضریب هوشی ملی باشد. مطالعه بر روی افراد به ویژه کودکان نیز این فرضیه را تایید می کند، برای مثال کودکانی که دچار عفونتهای گوارشی هستند در طول زندگی خود از ضریب هوشی پایین تری برخوردارند.

در مطالعه ای دیگر مشخص شده است مناطقی از مکزیک که تحت برنامه ریشه کنی مالاریا قرار گرفته است، نسبت به دیگر مناطق از میانگین ضریب هوشی بالاتری برخوردار است. بر همین اساس در صورتی که ابتلا به بیماری های عفونی دلیل تفاوت در میزان ضریب هوشی در سرتاسر جهان باشد، کاهش دادن میزان ابتلا به این نوع از بیماری ها می تواند ضریب هوشی افراد را افزایش دهد.

بر اساس گزارش لایو ساینس، از آنجایی که بر اساس نتایج این مطالعه، تنوع در ضریب هوشی دلیل تکاملی و نه ژنتیکی دارد، این خبر برای بسیاری از کشورها که در تلاشند نابرابری جهانی به واسطه تفاوت در ضریب هوشی را کاهش دهند خبر خوبی خواهد بود زیرا عامل این نابرابری کاملا قابل رفع است.

نظر دکتر سیفی در پاسخ به Reza.
موضوع ارتباط عفونتهای دوران کودکی با ضریب هوشی جالب است،ولی ریشه قضیه از چند بعد مشکل و قابل تامل است، در کشورهای عقب مانده در جوار بیماریهای عفونی ، کمی تغذیه و بهداشت و آمورش و تعلیم وتربیت و هزار نارسائی دیگر و نهایتآ آنچه مدفون شدن استعدادها را هم میشود نام برد. وقتی میوه فروش کنار خیابان با مدرک درخشان فوق لیسانس بعنوان یک امی بیسواد در جامعه جا میگیرد قضاوت در مورد معیارهای سنجش I Q افرادجامعه عقب مانده درهم میریزد.

این نوشته در عمومی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

10 Responses to ارتباط هوش و استعداد با عفونتهای دوران کودکی

  1. Reza می‌گوید:

    بله جناب دکتر سیفی٬
    همانگونه که اشاره کرده اید٬ تعیین عوامل مؤثر بر میزان ضریب هوشی بسیارند و نیز مشکل. گذشته از این٬ مسئله ی ورای هوش٬ موضوع «انسانیت» و «رابطه ی صحیح انسانها با یکدیگر» است.

  2. alireza می‌گوید:

    سلام واحترام به آقای دکترسیفی
    غرض ازمزاحمت سوال ویه مشاوره ازشما میخواستم اگه زحمت بکشیدمراراهنمایی کنیدلطف زیادی به من کرده اید
    تقریبا29سال سن دارم والان کارمندآموزش وپرورش هستم ومجردمیباشم مشکل من این است که ازبچگی که خودمو شناختم عاشق رشته پزشکی بودم ولی به علت شرایط نامناسب اقتصادی نتونستم سال 83کنکوردادم وتربیت معلم قبول شدم و2سال هم دردوران معلمی برای کنکورخواندم ولی متاسفانه بدلیل شلوغ بودن وبیتوته درمدارس محروم نتونستم بخوانم وهمیطورموندم وهمیشه بخاطراین فرصتهایی که ازدست دادم اینقدرافسرده شدم که حالم اززندگی ومتاهلی وهمه چیزبه هم میخورد تااسم یه پزشک میارن ناامیدمیشم دچارخودخوری میشم ویه فشاری رادرسرم حس میکنم حتی به فکرفرار ازایران وحتی مرگ هم میرم نمیدونم چطورتوصیفش کنم ازعقب رونده ازجلومونده همش افسرده ام به هرکس میگم میگه همه که نبایدپزشک بشن ولی اینی که من دارم علاقه است چرانبایدهمه به اون چیزی که میخوان نبایدبرسن
    این قدرناامیدم که حتی هیچ ارزشی برای خودم قائل نیستم به اندازه ی حتی نوک یه سوزن هم برا کار وزندگی وچیزهایی که دارم ارزش قائل نیستم فکرمیکنم حتی اگه همه هم بهم توهین کنن نباید زبان بازکنم چون موجود بی ارزشی هستم این مشکلات وحقیقتش خجالت میکشم به کسی بگم ولی چون سایت باارزش شمارودیدم واینقدربرای سوالات ارزش قائل میشید برای شمافرستادم
    هرکس که میبینم منظورم مرفعین بی درد است که چطورلذت زندگی رومیبرن وهردانشگاهی روکه بخوان باپول میخونن ولی مانتونستیم نتونستیم
    من این گلایه روهمیشه به خدامیکنم که چرا…
    اگه صلاح دیدیدبه سوال منم جواب بدید
    باتشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بون اینکه قصد نصیحت یا انتقاد داشته باشم برای موضوعی با این همه طول زمان و عمق مخمصه فکری بطور خلاصه آنچه بنظرم پیشنهاد میکنم. 1- گاها با دوستان پزشک تان در تماس نزدیک باشید و آشنائی با کارشان پیدا کنید میبینید که ایشان هم آنطور که فکر میکنید آدمهای راضی از کارشان نیستند، 2- کمی فلسفی فکر کنید از قبیل اینکه خیلی ها به خواسته هایشان نمیرسند به هزار دلیل از جمله شرایط نامساعد از انواع مختلف 3- به آنچه دارید زیاد ارزش بدهید چون زندگی یک فرصت غیرقابل تکرار است و ارزشهای مهم از قبیل سلامتی جسمی و روان سالم و اطرافیان خوب همیشه ماندگار نیستند 5- اگر هدف خدمت به مردم و زندگی فعال و شاد و مفید است در مقام ومکان این هدف دست یافتنی است. 6- خودشناسی برای هر فرد یک اولویت است و درک نکات مثبت و منفی خود خیلی مهم است ، احتمالا زمینه وسواس علت اصلی این همه مدت درگیری فکری تان در یک مسئله بوده که به هر دلیل گذشته و شاید دست نیافتنی است و اگر با شناخت خوب و رویکرد صحیح مواجهه نشود در دیگر ابعاد زندگی نیز این رفتار سایه می اندارد.

    • Reza می‌گوید:

      با سلام و عرض ارادت حضور جناب دکتر سیفی٬

      اگر اجازه دهید و اگر کاربر محترم عرایض بنده را دخالت یا فضولی تلقی نکنند٬ چند نکته در رابطه با مسئله ی مطرح شده توسط کاربر گرامی را توضیح دهم.

      قبل از هر چیز٬ بنظرم پاسخ آقای دکتر سیفی کاملاً صحیح و دقیق است. همچنین با توجه به اینکه از ۲۵ سال پیش تا بحال٬ عمرم را در خودشناسی و عرفان سپری کرده ام٬ فکر میکنم از نقطه نظر روانشناسی و فلسفی٬ مسئله ی طرح شده توسط کاربر عزیز٬ ارتباط تنگاتنگی با این دو موضوع (روانشناسی و فلسفه) و خودشناسی٬ خودآگاهی٬ و جامعه شناسی دارد.

      علاقمندی به رشته ی پزشکی٬ یا مهندسی٬ مدیریت و یا مشاغل با پرستیژ٬ تنها مختص به شما نیست. کاربر عزیز٬ در ادامه ی نکته ی شماره ۵ و ۶ که آقای دکتر سیفی اشاره کرده اند٬ موضوع علاقمندی ی شما به رشته ی پزشکی از زوایای مختلف قابل بررسی است. یکی از انگیزه ها برای تحصیل و شاغل شدن در رشته ی پزشکی میتواند به دلیل پرستیژ٬ مقام و ارزش اجتماعی ی آن در جامعه باشد؛ یا به دلیل درآمد بالای آن – به دلیل علاقه به کشف ودانستن رازها و حقایق بدن و بیماریهای انسان – به دلیل سالم سازی افراد جامعه حداقل از نظر جسمی و بهداشتی – به دلیل انساندوستی٬ دلسوزی و علاقه به کمک به بیماران و مداوای آنها (که بنظرم والاترین انگیزه میتواند باشد چنانچه یکی از اهداف آقای دکتر سیفی نیز به همین دلیل است) – و نیز دلایل مختلف دیگر. فکر میکنم اساسی ترین سؤالی که برای هر انسان یا شما ممکن است مطرح شود اینست که : انگیزه ی من برای انتخاب/علاقه ی این شغل چیست؟ ببینیم کدامیک از این انگیزه ها عامل علاقه ی ما به آن شغل خاص است؟ پرستیژ اجتماعی٬ پول٬ خدمت یا کمک و مداوای بیماران٬ علاقه به علمی خاص مثل علم تخصص داشتن در زمینه ی قلب٬ و یا انگیزه ای خیالی؟

      اگر شما واقعاً به خود علم پزشکی علاقه دارید٬ در صورت بهره مندی از زمینه های لازم و استعداد کافی برای فراگیری ی علم پزشکی ی مورد علاقه تان٬ میتوانید بدون دریافت مدرک هم٬ به مطالعه ی کتابها و متون علمی مربوطه بپردازید!

      ضمناً با مطالعه ی این وبسایت نیز ممکن است بشکل عمیقتری به مسائل مربوط به «خود» آشنا شوید (به ویژه مطالعه ی کتاب تفکر زائد):
      http://www.mossaffa.com

  3. بابک می‌گوید:

    مطابق امار های بین المللی ترکها باسواد ترین مردم دنیا و باهوش ترین مردم منطقه هستند سطح باسوادی در اذربایجان 99.8%قزاقستان قیرقیزستان وترکمنستان 99.5%ازبکستان 98%مغولستان 97% ترکیه 96% (ایران 85% افغانستان 28%)متوسط ای کیوی مردم مغولستان 101 قزاقستان 94ترکیه و قیرقیزستان90 اذربایجان 88 ترکمستان وازبکستان 87 (ایران و افغانستان 84 کشورهای عرب 86)

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      من در مورد صحت و دقت این آمار شک دارم. در تبریز و آذز بایجان ایران که من زندگی میکنم همه نوع آمار میشود در آورد. سطح با سوادی جامعه به سیاست گذاری فرهنگی ارتباط دارد، علیرغم بالا بودن سطح سواد کشورهای ذکر شده تان این افراد تا آن حد که من روزمره در تماس هستم چندان در مسائل مختلف تیز نیستند و آن هم باز به زمینه آموزشی شان برمیگردد. در مجموع نژاد زرد باهوش ترند.

  4. مهدی می‌گوید:

    اقای دکتر متاسفانه امار صحت دارد در دنیا 10 موسسه هستند که ضریب هوشی کشورها را می سنجند تقریبا در نتایج تحقیقاتی همه این موسسات این را نشان می دهد ضریب هوش کشورهای یاد شده بالاتر از ایران است حالا شما که دکتر هستین می خواهم توضیح دهین که چرا ضریب هوش ترک ها بالاتر از ایرانی ها هست؟من منتظر جوابتان هستم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در این زمینه تعصبات شونیستی اغلب در آمارها دخل وتصرف دارد. حتی کودک کودن با ضریب هوشی کم را میشود با تعلیم کافی به حد متوسط رساند و فرد باهوش متوسط را از بهره هوشی بالا بهره مند کرد. بدترین چیز پیش داروی ها روی سرنوشتها است، هرکس در هر زمان و مکان بهتر است بدون اتکاء به تعصبات وافتخارات گذشته اش بهتر است پتانسیل سیر تکاملی اش را در هر مرحله فراموش نکند.

  5. مهدی می‌گوید:

    با سلام
    مطمئن هستین که تعصبات شونیستی در این امار دخالت دارد؟؟اغلب این امارها در کشورهای اروپایی از جمله انگلستان و امریکا صورت می گیرد اروپا و امریکا با اینکه شاید 80 درصد اختراعات بشریت را کرده باشند ولی در این امار ضریب هوش کشورهای اسیای شرقی بالاتر از اروپاست ضریب هوش چین بالاتر از امریکاست ضریب هوش مغولستان که شاید چندان اموزشی به مردمش نداده باشد بالاتر از انگلستان و المان است

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این آمار در مواردی معتبرند، ولی باز شرایط آموزشی و محیطی بطور مستقیم یا غیر مسقیم در تکوین استعداد موثر است، بنظر خیلی از مسائل تربیتی و آموزشی و عاطفی که در جو خانواده و محیط شهر نشینی بخصوص در غرب نادیده گرفته میشود در این زمینه دخیل است.
      شاید هم ناخودآگاه من اجازه نمیدهد کسی را محکوم سرنوشت کم توانی نهادی تصور بکنم. بد نیست مطلب ( دوستان من خدا هستند) را در این سایت مطالعه نمائید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هفت − = 0

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>