بی مسئولیتی و ندانم کاری در مراکز درمانی دولتی

با اینکه در مراکز درمانی بزرگ و دانشگاهی در مورد اخلاق پزشگی، مسائل پزشکی قانونی و اهمیت احساس مسئولیت و دلسوزی در قبال بیمار کنفرانس ها و سمینارهای بلند و بالای زیاد تشکیل میشود، بی مسئولیتی و بی توجهی همه جانبه ، اعم از رعایت احترام اولیه، توجه به مراتب و ضرورتهای معاینه و آزمایش و درمان در این مراکز بیشتر از بخش خصوصی مشاهده میشود. درمراکزی ، نارسائی ها ،اعم از عدم احساس مسئولیت در پذیرش بیمار اورژانس گرفته تا به بی توجهی به مسئله بیماری و درمان ، تا هزینه تراشی های بیمورد، ونهایتآ خسته کردن بیمار و اطرافیان بی پناه بیمار، تاحدی که بیمار فرار را بر قرار از بیمارستان ترجیح دهد و یا بعد از مدت ها بستری بودن و هزینه های کلان بدون نتیجه بیمارستان را ترک کند. در این سناریو از شگردهای مختلف برای سردرگم کردن بیماران استفاده میکنند ، از جمله در قدم اول مطرح کردن امکان مرگ و میر 95 % ، هزینه های کلان بستری شدن، نداشتن امکانات بیماستانی، ارجاع نامربوط بیمار به تخصص ها و بخش های دیگر، ارجاع غیرضروری به آزمایشها و اسکن و بیوپسی صرفآ به منظور وقت کشی و سلب مسئولیت، و اگر هم لازم شد درگیری لفظی یا فیزیکی. با اینکه پرسنل پزشکی در هر رده اکثرآ کار آزموده اند، اغلب نه از خود اراده کافی و تصمیم گیری اولیه را نشان میدهند و نه به دلایل مختلف همکاری لازم را با بالا دست در موارد نیاز به کمک اورژانس و حیاتی جلب میکنند.
من در طی سالیان متمادی از موارد متعدد از این قبیل ، خاطرات تلخ دارم ، آخرین آن به تاریخ 11/4/91 مربوط است، که مرد 28 ساله با ضعف و تب و سردرد را بامعرفی اورژانس به بخش عفونی بیمارستان …. تبریز ارجاع نمودم، علیرغم اصرار و خواهش بیمار و همراه اش که هردو مهندس هستند از پذیرش بیمار ، حتی انجام اقدام اولیه گرفتن مایع نخاع امتناع میکنند. بیمار و همراه مجبور میشوند شبانه خود را به بیمارستان خاتم الانبیاء تهران برسانند و همان شب بستری و تحت معالجه قرار میگیرد، حساب کنیم که این افراد عاجز و بی بضاعت بودند، و شبانه به خانه برمیگشتند و پس از مرگ هم کسی صدایش بلند نمیشد.
بنظرم در چنین موارد هر کس وظیفه اخلاقی و قانونی دارد که بعنوان مدعی العموم مراتب داد خواهی را به مراجع مربوطه برساند.

این نوشته در عمومی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

27 Responses to بی مسئولیتی و ندانم کاری در مراکز درمانی دولتی

  1. حسین روغنی ممقانی می‌گوید:

    با سلام خدمت آقای دکتر
    ضمن تشکر از زحمات جنابعالی مواردی از نتایج خدمتتان ارسال می گردد:
    ۱) آزمایش مایع نخایی موردی نشان نداد.
    ۲)‌ سی تی اسکن سر موردی نشان نداد. بیمار MRI سر گرفته که هنوز جوابی نیامده است.
    ۳) با توجه به نتیجه مثبت توکسوپلاسما IGg بیمار جهت تست IGm به آزمایشگاه معرفی شد.
    ۴) آزمایش هورمون انجام شد. جواب ۵ روز بعد آماده می شود.
    ۵) آزمایش مغز استخوان (بیوپسی) موردی نشان نداد.
    علاوه براین بیمار که چند روزی در حالت هوشیاری کم بود (عدم خوردن و آشامیدن و تکلم مناسب) الان هوشیاری خوبی داشته و به راحتی صحبت می کند. ولی روحیه مناسبی ندارد که شاید ارادی یا غیرارادی باشد.
    در نهایت پزشکان با ادعای اینکه موارد بیماری یک به یک بایست حل گردد قصد دارند بیمار را در بخش نفرولوژی بستری کنند که با توجه به حال نامساعد وی و هم چنین تعطیلات دوروزه فعلا این امر محقق نشده است. همچنین فعلا از آنتی بیوتیک به همراه سرم به بیمار در بخش اورژانس تجویز می شود. در کل پزشکان می گویند علت بیماری فعلا تشخیص داده نشده است.
    به نظرم شنبه آینده نمونه برداری ماهیچه و مشاوره با پزشک گوارشی انجام گردد. و همچنین نتیجه MRI سر توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب چک گردد.
    در صورت امکان ادامه مکاتبات با ایمیل باشد ممنون می شوم.
    با تشکر و آرزوی سلامتی

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با سلام
      نظر به نبود مسئله عفونی حاد در مراکز عصبی و سیر پیشرونده جریان بیماری ، هر نوع فرصت درمان احتمالی را نباید از دست بدهند درمان ضد التهاب با پردنیزولون خوراکی که نوشته بودم و یا ترجیحآ با پردنیزولون داخل وریدی بامقادیر یک گرم در روز برای مهار تحلیل التهابی عضلات و اعصاب محیطی حتمآ شروع نمایند، منتظر جواب بیوپسی عضله نمانند. در مجموع بنظرم به تشخیص پری آرتریت ندوزا نزدیک میشویم در صورت اضطرار تعویض پلاسما کار گشا خواهد بود. به امید موفقیت .

    • Aurelia می‌گوید:

      Brilliance for free; your parnets must be a sweetheart and a certified genius.

  2. مسعود می‌گوید:

    متاسفانه این روال بدی است که فکر نمی کنم به این زودی از بین برود یک نمونه هم که جدیدا در سایت های زیادی مطرح شده است را می نویسم:
    ————————–
    با گذشت یک سال از مرگ جوانی که به‌خاطر سرماخوردگی و تنگی نفس به یکی از بیمارستان‌های مشهد منتقل شد اما به‌دلیل نبود امکانات جان باخت، تحقیقات برای شناسایی مقصر یا مقصران این حادثه ادامه دارد. این حادثه یک سال پیش رخ داد. در آن زمان جوان 27ساله‌ای به‌دلیل سرماخوردگی و تنگی نفس به بیمارستانی در مشهد انتقال یافت اما حادثه‌ای رخ داد که به‌قیمت جان او تمام شد.مرتضی پرواززاده، برادر قربانی حادثه، درباره ماجرایی که برای برادرش رخ داده بود به همشهری گفت: برادرم مصطفی، نوروز 89 به سفر رفته بود که دچار سانحه رانندگی شد. در این تصادف کمربند ایمنی دور گردن برادرم گیر کرد و حنجره‌اش آسیب دید.اما با چندروز استراحت و تحت درمان‌بودن، بهبود یافت و مشکلی نداشت تا اینکه سه روز پیش از مرگش، یعنی هفتم تیرماه سال گذشته دچار سرماخوردگی شد. او همراه همسرش به بیمارستان رفت و پس از تزریق آمپول بتامتازون به خانه برگشت اما بعد از آن دچار تنگی نفس شد و به سختی می‌توانست نفس بکشد. بامداد 10تیرماه، مصطفی به‌حدی دچار تنگی نفس شد که شبانه از صاحبخانه‌اش خواست تا او را به بیمارستان ببرد.همان شب همسرش با من تماس گرفت و ماجرا را شرح داد. او به‌خاطر دختر 10ماهه‌اش ناچار شده بود در خانه بماند. چون به‌شدت نگران مصطفی بود، به خانه‌شان رفتم و همراه همسر برادرم راهی بیمارستان شدیم. وقتی به آنجا رسیدم مصطفی را به بخش گوش، حلق و بینی منتقل کرده بودند. از صاحبخانه‌اش که او را به بیمارستان رسانده بود شنیدم که پزشک اورژانس بعد از معاینه مصطفی اعلام کرده که او باید بستری شود، چون دچار آبسه شدید حنجره شده است و باید تحت عمل جراحی قرار می‌گرفت تا عفونت‌ها خارج شوند.وی ادامه داد: برادرم را به بخش منتقل کرده بودند و من هم راهی آنجا شدم. در آنجا شخصی را دیدم که حدس می‌زدم انترن یا رزیدنت است اما بعد متوجه شدم او کارگر بخش بوده است. وی به ما گفت بعد از اینکه سرم مصطفی تمام شد می‌توانیم او را به خانه ببریم. همان لحظه مصطفی مرا صدا زد و گفت که اکسیژن تمام‌شده و نمی‌تواند بدون آن نفس بکشد. من همان کارگر را صدا زدم و از او خواستم تا کپسول اکسیژن را پر کند اما او گفت که باید با هوای آزاد نفس بکشد. او اصرار داشت که رزیدنت بیمار ما را معاینه کرده و گفته مشکل خاصی ندارد اما برادرم هر لحظه حالش بدتر می‌شد تا اینکه متوجه شدم دست‌وپا می‌زند.مصطفی به‌سختی نفس می‌کشید و من واقعا ترسیده بودم. برادرم جلوی چشمان من سیاه و کبود شده بود و من نمی‌توانستم کاری انجام دهم. فقط فریاد می‌زدم و پرستار را صدا می‌زدم تا اینکه یکی از پرستاران آمد. برادرم همان لحظه از حال رفت. همزمان با این اتفاق پرستار از من خواست که انترن و دکتر را خبر کنم.من فقط فریاد می‌زدم تا هرچه زودتر دکتر و انترن سر و کله‌شان پیدا شود. تا اینکه انترن سر رسید و دکتر هم از طبقه دیگر خودش را به آنجا رساند. به‌سرعت بالون را به دهانش وصل کردند اما لوله‌ای که اکسیژن را از داخل بالن به شش‌ها انتقال می‌داد نبود. چند دقیقه با هم بحث کردند که چرا امکانات نیست و این لوله چطور گم شده است؟ بعد از دستانشان به‌عنوان لوله استفاده کردند تا به برادرم اکسیژن برسانند اما دیگر فایده‌ای نداشت و برادرم فوت کرده بود.بعد از اینکه متوجه شدند برادرم فوت کرده از ما خواستند که یک برگه رضایت‌نامه امضا کنیم اما من این کار را انجام ندادم؛ بعد هم در نخستین فرصت به دادگستری مشهد رفتم و به طرح شکایت از کادر پزشکی بخش پرداختم. قاضی هم دستور داد که پزشکی قانونی علت اصلی مرگ برادرم را مشخص کند.کمیسیون پزشکی قانونی بعد از دو‌ماه اعلام کرد که برادرم به‌علت انسداد شدید نواحی اطراف حنجره جان باخته اما تاکنون حکمی درباره مقصران مرگ برادرم صادر نشده و پرونده همچنان در جریان است. من حتی به سازمان بازرسی استان خراسان هم رفتم اما آنجا به من گفتند که کادر بخش گوش، حلق و بینی بیمارستان 45روز تعلیق شده‌اند و این تنها مجازات آنها بوده است. من این پرونده را تا آخر پیگیری می‌کنم چون برادرم در اثر یک سهل‌انگاری جانش را ازدست‌داد و امیدوارم هر چه زودتر مقصران حادثه اعلام شوند.

    منبع:
    http://www.khabaryaab.com/News/690598/%D9%85%D8%B1%DA%AF_%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AA%D8%B8%D8%B1%D9%87_%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86_%DB%B2%DB%B7%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87_%D8%AF%D8%B1_%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%AF_%D8%A7%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AA_%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%DB%8C.htm

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با سلام و تشکر از ارسال مطلب در این زمینه ، بنظرم پیشگیری از این قبیل موارد درد آور مثل پیشگیری حوادث رانندگی هم آسان و هم به صلاح همه است . از سالها قبل دستور العمل پذیرش موارد اورژانس به مراکز درمانی داده شده است متاسفانه مثل معضل رانندگی نظارت و کنترول کافی اعمال نمیشود و مسائل و عوارض را بعد از وقوع حوادث ناگوار غیر قابل جبران با آن وضع اسف بار پیگیر میشوند.

  3. وحید می‌گوید:

    با سلام .اقای دکتر من پسری 26 ساله هستم که در سر کار مبتلا به دیسک کمر شدم.نتیجه mri تنگی کانال در مهرهای l2-l3 را نشان میداد.و اکنون بدن سازی کار میکنم.ایا ورزش بدن سازی برای این عارضه خطرناک است؟ایا با عمل جراحی بهبود میابد؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با سلام
      تنگی کانال به تنهائی و بدون عارضه عصبی معمولآ مسئله ایجاد نمیکند بهتر است در حال ایستاده وزنه سنگین بلند نکنید، بقیه ورزشهای بدن سازی بلامانع است.

  4. وحيد می‌گوید:

    سلام اقای دکتر خسته نباشید.من سابقه ۷سال اعتیاد داشتم که الان پاک هستم ولی در اخرین ترکم ۴۰روز پاک بودم با مصرف همزمان شیشه وکراک اوردوز کردم که باعث شد ۷ساعت بیهوش شدم وقتی بهوش امدم ۳روز دست چپم لمس شد وبعدبا ۳روز با قرص متادون سم زدایی کردم ولی نمیدونم چه اتفاقی افتاده که ازان موقع به بعد مغزم بی حس میشه وقدرت فکرکردن وتمرکز را ازدست دادم وبیشتر مواقع عصبی میشم وافکار منفی هجوم میاورند.پس از ۱٫۵سال به متخصص مغزواعصاب مراجعه کردم که قرص اعصاب تجویز کردندومن هم میدانستم درست تشخیص ندادند بنابراین به دکتردیگری مراجعه کردم که گفتند خون به مغزم نمیرسد اینجوری شدم ولی داروهای ایشان هم اثری نداشتند.الان هم تصمیم گرفتم به سی تی اسکن بروم تا ببینم ایا مغزم در اثر اوردوز آسیب دیده؟ به نظر شما چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با سلام احتمالآ بیهوشی در مرحله اور دوز آسیب کم و بیش در مراکز حافظه تان بجا گذاشته بنظرم اسکن ام آر آی تغییرات مغز را بهتر نشان میدهد بنظرم با توخه به اینکه جوان هستید با تمرینات فیزیکی و حافظی میتوانید توانائی های ذهنی و کارکردی تان را بالا ببرید دنبال دارو ی زیادی نباشید تمرینات متنوع ظرفیت هایتان را بطور معجزه آسا بالا خواهد برد

  5. وحيد می‌گوید:

    سلام آقاي دكتر مجددا وحيد هستم. آقاي دكتر يعني به نظرشما مشكل جدي در اثر اوردوز پيش نيامده؟ وايا فقط سي تي اسكن برم كافي نيست؟

  6. تقی می‌گوید:

    سلام آقای دکتر سیفی. من امروز از یکی از مراجعان مطب‌تان شنیدم که وب‌سایت دایر کرده‌اید. می‌دانم که مدیریت این وب‌سایت وقت زیادی از شما می‌گیرد و ازاین‌رو باور می‌کنم که شما در جای‌گاه یک پزشک به بیمار، سلامت، و انسان اهمیت می‌دهید. تقریباً تمام مطالب وب‌سات را منهای آرشیو خواندم. امیدوارم با این که پزشک نیستم، بتوانم در ترجمه‌ی مطالب مربوط به این وب‌سایت به شما کمک کنم.
    برای شما احترام بسیار قائل‌ام. نخست برای آقای دکتر سیفی بودن‌تان که به شغل‌تان و احساس مسؤولیت فوق‌العاده‌تان در طبابت مربوط می‌شود. دوم برای آقای سیفی بودن‌تان که به شخصیت و شهروند خوب بودن‌تان برمی‌گردد.
    من سال‌هاست که کار ترجمه می‌کنم که البته بیش‌تر در حوزه‌ی تخصصی خودم مهندسی مکانیک بوده است. اما در ترجمه‌ی متون پزشکی هم کمابیش کاری از دست‌ام برمی‌آید. اگر فکر می‌کنید مطلب چند صفحه‌ای هست که گذاشتن‌اش در سایت ضروری است و خودتان وقت نمی‌کنید ترجمه‌اش کنید برای‌ام بفرستید تا با کمال میل ترجمه کنم.

    دوست‌دار شما،‌ تقی قیصری اردهائی

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با سلام
      ضمن تشکر از توجه و علاقه جنابعالی، به لحاظ مفصل بودن اغلب مقالات و نیاز به خلاصه برداری و ویرایش تخصصی تا حدی که قابل تفهیم عامه بوده و جای کمی از سایت را اشغال کند بنظرم چکیده نویسی برایتان احتمالآ مشکل خواهد بود ولی باز در مواردی که مطالب مربوط به موضوعات سایت داشته باشید ارسال فرمائید .

  7. فرآی می‌گوید:

    با سلام

    آقای دکتر من دختر ۲۳ ساله‌ای هستم،حدوداً ۱ ماه است که سردرد‌های عجیب و شدیدی دارم،به قدری که از دارد استخوان گونه و فک حتی سر روی بالش هم نمی‌تونم بذارم،خوابم بسیار مختل شده نمی‌تونم بدون قرص مسکن بخوابم،بالای بینی‌ نزدیک چشمم به شدت درد می‌کنه و گهگاهی از سمت چپ بالای بینی یه رگ سبز بیرون می‌زنه که دائم نبض می‌زنه،ناحیهٔ وسط ابروم به شدت درد می‌کنه و احساس می‌کنم چشمام از حدقه درمیان،بعد از ۱۰ روز درد مداوم(بدون حتی 1دقیقه آروم شدن) اومدم تبریز به دکتر مراجعه کردم،گفتن احتمالا میگرن باشه که از فشار عصبی هستش،نوشتن MRI ،ولی‌ من به دلیل مشکلاتی نتونستم جواب MRI رو دوباره بیارم تبریز،و تا آخر ماه رمضون هم نمیتونم بیام،از اونجایی که سر درد هام اصلا خوب نمیشن اگه لطف کنین شما از روی جواب MRI علت سر دردم رو تشخیص بدین بی‌ نهایت ممنون میشم،آقای دکتر گاهی سر دردم به قدری باعث درد صورت و فک میشه که دوست دارم با صورت از یه بلندی خودمو پرت کنم .به قدری فشار به صورتم وارد میشه که احساس می‌کنم چیزی توی مغزم داره بزرگ می‌شه ولی‌ توی جمجمم جا نیست تا باز شه،لطفا کمکم کنین و منو از نگرانی دربیارین،۱ ماه که سردردم قطع نشده.
    The interhemispheric fissure is centered on the midline.
    The cerebrum and cerebellum exhibit normal cortical sulcation.
    The cerebral ventricles are of normal size and symmetrical with normal circulation of CSF.
    There are no signs of increased intracranial pressure.
    The cortexand white matter show normal development and normal signal intensity ,especially in the periventricular white matter.
    No abnormalities are seen in the basal ganglia ,internal capsule,corpus callosum ,or thalamus.
    The brain stem and cerebellum show no abnormal changes in signal characteristics.
    The sella and pituitary are normal,and parasellar structures are unremarkable.
    The cerebellopontine angle area appears normal on each side.
    The internal acoustic meatus has normal width.
    The paranasal sinuses and mastoid air cells show normal development and pneumatization.
    The orbital contents are unremarkable.
    خیلی‌ ممنونم ازتون.با تشکر.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با سلام خوشبختانه در اسکن ام آر آی شما هیچ نوع عارضه در مغز و سینوسها مشاهده نشده است اگر درمان میگرن موثر واقع نشود بستری شدن موقت و امتحان مایع نخاع از نظر احتمال عفونت پرده های مغزی ، توصیه میکنم.

  8. فرآی می‌گوید:

    خیلی‌ ممنون از پاسختون

    آقای دکتر شرمندم چند تا سوال دیگه هم برام پیش اومد که ممنون میشم جواب بدین

    ۱.آیا میگرن رو باMRI نمی‌شه تشخیص داد؟یعنی‌ با توجه به جواب MRI نمی‌شه مطمئن بود که میگرن دارم یا نه؟

    ۲.با توجه به اینکه هیچ کدوم از علائم مننژیت رو ندارم آیا احتمالش هست که مننژیت باشه؟چون از اینکه نمونه مایع مغزی‌-نخاعی بدم میترسم،من انسان مضطربی هستم،نمی‌تونم درد و استرسش رو تحمل کنم

    اینکه گفتین اگر به درمان میگرن جواب نداد،نمیدونم داروهم برای درمان میگرن هست یا نه،دکترم روزانه نصف سیتالوپرام و صبح و شب پروپرانوزول تجویز کردن،ولی‌ سر درد هام همچنان به همون شدت ادامه دارن

    با تشکر و پوزش

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      1- میگرن را صرفآ با توجه به علائم و سیر بالینی تشخیص میدهیم و با اسکن و دیگر بررسی ها از نبود علت های دیگر مطمئن میشویم. 2- ندرتآ عفونتها و التهاب ها بدون وجود علائم ضایعه مغزی و با وجود اسکن طبیعی موجب سردرد مقاوم میشوند.3 – معمولآ مصرف درمانهای متنوع با مقادیر بالا و مدت طولانی برای معالجه میگرن ضرورت دارد.

  9. فرآی می‌گوید:

    با تشکر از پاسخگوییتون

  10. مهری می‌گوید:

    با سلام به طور اتفاقی وبلاگ شما رادیدم در خصوص مشکلی که باری خانواده ما پیش آمده شما به عنوان یک پزشک لطفا ما را راهنمایی فرمایید
    برادرم بیمار روانی است علائمی از قبیل زدن شاهرگ در حمام کوبیدن لیوان به سرخود پرت کردن تابه به کوچه و شکستن شیشه و… بعداز هماهنگی با بیمارستان ایران و درخواست آمبولانس خصوصی از آن مرکز وانتقال بیمار به بیمارستان بعداز پرونده سازی و دریافت مبلغ سیصد هزارتومان بیمار از بیمارستان گریخت نه آمبولانس و نه مسئولین بیمارستان هیچ گونه مسئولیتی را قبول نمی کنند مامورین آمبولاس می گویند ما بیمار را انتقال دادیم و هیچ گونه مسئولیتی داریم بیمارستان هم می گوید چون لباس بیمارستان تن بیمار نبوده ما هیچ مسئولیتی داریم در حالیکه پدرم برای پرونده سازی اینطرف و آنطرف می دویده به مسئول بخش سپرده بود کار بیمار را زودتر انجام دهد چون بیا زور آوردیمش امکان دارد فرار کند که همینطور هم شد هم پولمان از بین رفت هم تلاش 1 ماهه مان برای انتقال بیمار شما راهنمایی بفرمایید بایچه کار کنیم چندین بار هم با 115 و 110 تماس گرفته ایم برای انتقال که 115 می گوید ما بدون 110 نمی توانیم انتقالش دهیم و همچنین 110 می گوید باید حتما حکم داشته باشید تکلیف ما با یک بیمار روانی چیست؟آیا واقعا حق با 115 است آنها نمی توانند بدون حضور 110 بیمار را منتقل کنند .

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با سلام، در این قبیل موارد در وحله اول مسئولیت اقدامات برای کنترل و ارجاع و پیگیری درمان (بخاطر حفظ جان بیمار و اطرافیان و جامعه) بعهده خانواده است. چنانکه بیمار با مدارا حاضر به مراجعه به بیمارستان نباشد، اقدام از طریق قانونی بنفع همه طرفها است. خانواده با مراجعه به دادگستری و تقاضای حکم ارجاع به توسط پلیس به بیمارستان روانی اقدام لازم بعمل می آورد. بیمارستان روانی موظف به نگهداری بیمار تامرحله بهبودی میباشد.

  11. صدف می‌گوید:

    سلام. ممکنه نتیجه این ام آر آی رو بگید لطفا
    The interhemispheric fissure is centered on the midline.
    The cerebrum and cerebellum exhibit normal cortical sulcation.
    The cerebral ventricles are of normal size and symmetrical with normal circulation of CSF.
    There are no signs of increased intracranial pressure.
    The cortex and white matter show normal development and normal signal intensity, especially in the periventricular white matter.
    No abnormalities are seen in the basal ganglia, internal capsule, corpus callosum, or thalamus.
    The brain stem and cerebellum show no abnormal changes in signal characteristics.
    The sella and pituitary are normal, and parasellar structures are unremarkable/
    The cerebellopontine angle area appears normal on each side.
    The internal acoustic meatus has normal width.
    The paranasal sinuses and mastoid air cells show normal development and pneumatization.
    The orbital contents are unremarkable.

  12. RGH می‌گوید:

    سلام استاد عزیز
    یکی از آشنایان ما نیز با یک ارجاع بی مورد به بیمارستانی در شهر مجاور مواجه شدند که مشکلات فراوانی را برایمان ایجاد نمود و الان از طریق حراست کل پیگیری می کنیم.
    امیدوارم نتیجه ی آن برای سایرین سودمند باشد.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بنا به موازین حقوقی مسائل خلاف پزشکی بایستی از طریق پزشکی قانونی پیگیر شود.

      • RGH می‌گوید:

        اتفاقا بخشی از مشکل فوق الذکر به مدیریت بیمارستان برمی گردد که با حفظ سمت ، مسئولیت پزشکی قانونی را هم عهده دار می باشند!
        از دشـمـنـان بـرنـد شـکــایـــت بــه دوســتـــان
        ما را که دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟

  13. Reza می‌گوید:

    The interhemispheric f………….. گرما تاثیر داشته .احساس اینکه الان میخوام فوت کنم و اضطراب میگرم . توی چکاپ خون مورد خاصی دیده نشد سنم ۶۲ سال هست.با تشکر ممنون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


9 − = سه

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>