اختلالات جسمی شکل (Somatoform Disorders)خودبیمارانگاری(Hypochondriasis )، واکنش تبدیلی(Hysteria)

آنچه بیش از بیماریهای جسمی اشخاص را به مراکز درمانی روانه میکند نگرانی و ترس از بیماریها است.در مواردی این پدیده آنقدر عمیق و مزمن است که عملا بیش از بسیاری از بیماریهای جسمی شخص را ناتوان میکند. اغلب این افراد دوره های طولانی مراجعات پزشکی متنوع و بی حاصل را طی میکنند و با تحمل هزینه های تشخیصی کلان و معالجات بی ثمر دچار سر درگمی و تشدید بیشتر بیماری روان تنی شان میگردند.
ترس و نگرانی گذرا از سلامتی برای همه مسئله عادی است ومعاینه پزشکی و آزمایشهای متداول دوره ای برای همه امر ضروری است.در مواردی که تردید از سلامتی خود بشکل بیماری مزمن روانی درآید، مواجه تشخیصی و درمانی با این نوع بیماران بصورت موضوع مشکل و زمان بر در می آید.
اختلالات جسمی شکل، خودبیمارانگاری و هیستری از انواع شایع بیماریهای روان تنی با زمینه های متنوع سایکوپاتولوژی هستند.در جوامع مختلف شیوع این اختلالات از 35 تا 65 در صد در افراد جامعه برآورد شده است.هرچه سطح آگاهی در یک جامعه پائین و تنشهای روانی بالا باشد میزان شیوع این بیماریها در آن بیشتر دیده میشود.
اختلالات جسمی شکل:
فرد مبتلا که معمولآ مرد یا زن جوان یا میان سال است در دوره طولانی مشغله ذهنی، وقت خود را با انواعی از علائم بیماریهای جسمی گذرانده، به مراکز درمانی، تخصصی متنوع مراجعه نموده و علیرغم طبیعی بودن معاینات و آزمایشها تصورات بیماری عضوی را نتوانسته از ذهنش دور کند، و هیچگاه به ریشه اصلی مشکلش که روانی است متوجه نشده است. این افراد معمولآ دوره های سخت و محرومیت را در کودکی داشته و یا حوادث ناگوار وشکستهای مهم در زندگیشان داشته اند که عوارض آنها در سالهای بعدی بصورت کم شدن اعتماد بنفس و نگرانی از سلامتی تظاهر میکند.
کمک به این بیماران مستلزم داشتن مهارت ، صرف وقت کافی، ایجاد اعتماد به درمانگر،سوق دادن فرد به خودباوری وکاستن از نگرانیهایش،افزودن به فعالیتهای مثبت و مثبت اندیشی، افزودن به معاشرتهای اجتماعی و مطالعه و ورزش و درمجموع با استفاده از روشیهائی که از آن بعنوان شناخت درمانی و رفتاردرمانی یاد میشود میتوان در طولانی مدت مفید و موثر واقع شد.
خودبیمارانگاری(هیپوکندریا):
این بیماری را اظطراب سلامتی نیز مینامند،در طبقه بندی بیماریهای روانی DSM-IV مشخصات آن را گرفتاری مزمن ذهنی با علائم بیماری جسمی خطیر موهوم ذکر نموده اند. در این بیماری ترس از بیماری خطیر مثل سرطان و ایدز توآم با ترس و کاهش اعتماد بنفس ، حساس بودن به علائم جسمی و تصور هذیانی علائم بیماری بمدت بیش از شش ماه با بیمارهمراه است.شخص مبتلا حالت روحی انفعالی توآم با احساس گناه داشته، رفتار و شخصیت دردمند نشان داده و همیشه رل بیمار بازی میکند. در این افراد تصور بیماری اغلب متعدد است. نگرانی از سلامتی در مواردی بعد از درمان بیماری عضوی بطور ثانوی ظاهر میشود،درمواردی مثل بعد از بهبودی از حمله انفارکتوس یا شیمی درمانی معضل هیپوکندریا مشکلتر از بیماری اولیه ظاهر میشود. این بیماری در 4 تا 10 در صد مردم جوامع غرب دیده میشود. بیماران هیپوکندریا در 40 درصد موارد به افسردگی دچار میشوند.
در درمان این بیماران ضمن اطمینان دادن و ایجاد اعتماد بنفس در بیمار و افزایش آگاهی شخص به وضعیت جسمی و روانیش، از مخالفت جدی با تصورات بیمار باید اجتناب نمود در ضمن وجود بیماری عضوی را هم نباید تایید کرد. در جوار رفتار درمانی و شناخت درمانی که اساس معالجه را تشکیل میدهد، داروهای ضد افسردگی SSRIs و در مواردی داروهای سایکوتروپیک موثر هستند. معالج اعم از پزشک عمومی یا روانپزشک باید با برنامه درمانی بلند مدت درمانی بیمار را برای زندگی فعال و آسوده خاطر رهنمود شود. دوره های تشدید با مقاومت بیمار و قطع رابطه درمانی مکرر با مراجعات به مراکز درمانی متنوع و انجام آزمایشهای غیر ضروری و مصرف انواع داروهای بی مورد نباید موجب عصبانیت و دلسردی معالج بشود.

واکنشهای تبدیلی(هیستری):
در واکنشهای تبدیلی اختلال حاد و گذرا در هوشیاری و یا در اعمال حسی و حرکتی بعلت استرس روانی پدید می آید که به اشکال مختلف بیهوشی و تشنج، فلج و بیحسی، اختلال بینائی و شنوائی و گوارشی و…ظاهر میگردد. این علائم به جهت عضوی نبودن تحت عنوان فلج کاذب، تشنج کاذب، بیهوشی کاذب و…ذکر میشوند. بدیهی است که سلامت هریک از اعضاء دچار اختلال اعم از تغییرات هوشیاری، هویت، حافظه،احساسها ویا حرکات در این مرحله طبیعی است ولی بیمار عملکرد عضو گرفتار را بطورناآگاهانه و موقتآ از دست داده، و در آن حال بیماربعلت استرس روانی آگاهی چندانی از کم و کیف وضعیت عضوی مسئله ندارد، و در سایه علائم تبدیلی بیمار از استرس غیر قابل تحمل موقتآ خلاصی یافته است، دراین مرحله بیمار نوعی رضایت خاطر یا بی تفاوتی به علائم عضوی نشان میدهد. ، ضمن اینکه این علائم ابزار با ارزشی برای گریز از استرس غیرقابل تحمل برای بیمار است ممکن است از نظر فرد دیگر یک نمایش مسخره ویا یک بیماری عضوی وخیم تلقی بشود. در هر حال اصطلاح لوث شده هیستری بهتر است در بالین بیماربکار برده نشود.
هرکدام از اختلالات فوق که بعلت مسمویت یا بشکل تمارض ظاهر بشود در گروه بیاریهای تبدیلی قرار داده نمیشود. در مواردی فراموشی گذرا و تشنج بدون علائم واضح آسیب مغزی دیده میشود که باید از هیستری که در شرایط استرس و با علائم مشخصه خود ظاهر میگردد تشخیص داده شود.
چگونگی روانشناختی واکنشهای تبدیلی : معمولآ زمینه آموزش غلط در دوران کودکی ، اختلال رفتاری تطابق، عادت به کسب امتیاز از نوع اولیه (گریز ناآگاهانه از مسئولیتها و شرایط استرس) و کسب امتیاز ثانویه (اخذ آگاهانه مزیت با توسل به بیماری)، ودر مواردی سابقه آسیبهای آزار جسمی و جنسی در گذشته بیماران وجود دارد.
درمان واکنشهای تبدیلی : در مرحله حاد مثل بیهوشی و تشنج کاذب معمولآ اطرافیان بیمار متشنج و نا آرام هستند. اطمینان دادن به اطرافیان از نبود خطر ونبود بیماری جدی، وکمک به آرام کردن بیمار بدون مصرف داروی زیادی با روشهای ساده ، در مواردی صرفآ دادن اکسیژن و توصیه تنفس آرام و عمیق به بیمار برای رفع ناراحتی، اجتناب از اقدامات آزار دهنده مثل تزریق آلکل و استشمام آمونیاک و…. در موارد غیر اورژانس ضرورتی برای رفع فوری علائم وجود ندارد، توضیح ماهیت اختلال، و طبیعی بودن واکنش جسمی در شرایط استرس شدید، و توصیه رفع مشکلات و مسائل پیش آمده که معمولآ با عوامل خانوادگی و اجتماعی برانگیخته شده، در مواردی تجویز داروهای ضد اضطراب و ضد افسردگی بکار گرفته میشود. در فرصتهای بعدی بررسی زمینه روانی و مشکلات زندگی بیمار، آگاهی دادن در مورد نحوه برخورد با مشکلات، بالا بردن سطح تحمل و اعتماد به نفس و در موارد لزوم ارجاع به متخصص برای روان درمانی بعمل میاید

این نوشته در عمومی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

90 Responses to اختلالات جسمی شکل (Somatoform Disorders)خودبیمارانگاری(Hypochondriasis )، واکنش تبدیلی(Hysteria)

  1. راحله می‌گوید:

    سلام آقای دکتر سیفی
    مرسی از جوابتون
    آقای دکتر حقیقتأ من دو سال پیش به صورت اتفاقی متوجه تومور در استخوان پای راست شدم خوشبختانه تومور خوش خیم بود وبرداشته شد به همین دلیل در حال حاضر خیلی نگرانم که این دردها که اخیرا ایجاد شده مربوط به سرطان استخوان نباشد در ضمن ازاستخوان پا هم که تومور داشت عکس گرفتم دکتر گفتند خوبه نگرانی من از اینه که نکنه جای دیگهای از بدنم تومور داسته باشه که دکتر متوجه نباشه چون وقتی از دکتر پرسیدم که علائم سرطان استخوان چیست دکترم گفتند (درد در تمام بدن) الان منهم در د در تمام بدن را به صورت خفیف دارم بصورت تیر کشیدن البته در لگن وپاها بیشتراست و همراه با سوزش گاهی انگار کوهنوردی کردم حالت گرفتگی در پاها ولی در دسته شانه وکتف تیر میکشد گاهی هست گاهی نیست گاهی همراه با سوزش وبعضی از روزها خیلی خوبم
    آقای دکتر لطفإ کمکم کنید از سال 89 بعد از عمل من هر شش ماه از پام عکس میندازم واقأ دیگه خسته شدم گاهی فکر میکنم موضوع روانتنی است وگاهی فکر میکنم نکنه غفلت وسهل انگاری کنم واین دردها علامت بیماری باشد وبیماری پیشرفت کند ضمنأ اخرین آزمایشی که چکاپ کامل بود در اواخر فروردین بود که سالم بود وبعدازاون آزمایش کلسیم منیزیوم بود که دکتر گفتند طبیعی است

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      برای خاطرجمعی از سلامتی چک آپ سالیانه لازم است ، وقتی از سالم بودن مطمئن شدید با وسواس و نگرانی باید مقابله کنید و بهترین راه کار و مشغله مداوم است ،تاحدی که فرصت نگرانی را از فرد بگیرد. با ورزش و مطالعه هم میشود اعتماد بنفس و دید وسیع به زندگی را بدست آورد.

  2. مهدی می‌گوید:

    باتشکر از اقای دکتر سیفی نمیداتم شاید حق با شما باشد ولی بنده کمر درد دارم

  3. عرشیا می‌گوید:

    با سلام خدمت آقای دکتر
    وتشکر از این که وقتتون رو برای دادن جواب به سوالات می گذارید
    آقای دکتر من چند سال افسردگی دارم و حالا چند وقته بوپروپیون 150 میلی و ترازودون 100میلی استفاده می کنم ولی این اواخر خیلی زود از کوره درمیرم وعصبی میشم وتحمول اطرافیان رو ندارم توحرف زدن توپوق میزنم وکلمات رو پییدا نمی کنم تا بگم و جای وسایلم رو گم می کنم و خوابم مقدارش مناسبه
    باتوجه به اینکه امکان دسترسی به روانپزشک یا متخصص مغز واعصاب ندارم لطفا مرا در دارو درمانی راهنمایی بفرمایید
    باتقدیم تشکر و احترام

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      به لحاظ اینکه روانپزشک نیستم و دسترسی به به شرایط بیماری تان ندارم توصیه دارو مشکل است. ولی در کنار مصرف مقادیر کمتر از داروهای تان باورزش و مطالعه فرصت را از دست خیالات مزاحم بگیرید.

  4. معصومه می‌گوید:

    سلام آقای دکتر
    از قبل همسر من دچار بیماری هیپوکونتریا می باشد اما مدت 9 ماه است که بیماریش شدت یافته زمانی که داروهای اعصابش را می خورد اظهار می کند به ایشان نمی سازد در کنار دارو درمان مشاوره نیز انجام می دهیم چون اعتقادی به بیماری اعصاب ندارد اصلا همکاری نیز نمی کند کم کم دارد این بیماری به پسرم هم اثابت می کند تورو خدا به من کمک کنید . متشکرم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اکثر بیماران ( خود بیمار انگار ) که در واقع وسواس برای سلامتی دارند به هر نوع راهنمائی و معالجه با تردید می نگرند و با نگرانی و جستجوی بیماری خیالی در فرزندان اعتماد بنفس آنها را خدشه دار میکنند. تشویق اطرافیان و پزشک معالج به تقویت سلامت روحی در ضمن درمان داروئی موثر است.

  5. معصومه می‌گوید:

    سلام آقای دکتر
    واقعا نمی دانم در رابطه با همسرم چه کار کنم ایشان در خصوص این بیماری (هیپو کونتریا) که دارند فکر می کنم در آخر ما را به دردسر بیاندازد هرچه قدر با ایشان راه می آیم باز سر از مطب یک دکتر دیگر در می آورد با ایشان جدی برخورد می کنم دچار افسردگی می شود کارش را نیز به خاطر رفتن بیش از اندازه به دکترها از دست داده است باز هم متوجه اتفاقاتی که در اطرافش است نمی کند به هر دری که می زنم نمی توانم واقعا کاری امجام بدهم در این میان بیشترین صدمه را پسرم می بیند چون همسرم بدون توجه حتی از بچه ها و افراد در خیابان نیز در رابطه با رنگ پوستش سوال می کند که آیا رنگ پریده است یا نه تو رو به خدا راه حلی به من بدهید چون مشاوره را نیز جدی نمی گیرد .

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در این موارد ارتباط نزدیک با یک نفر روانپزشک دلسوز و با حوصله که بتواند در بیمار اعتماد بنفس ایجاد کند و برای ادامه درمان صحیح راه ایجاد کند موثر واقع میشود. در غیر اینصورت هرکس با آزمایش و درمان جدید بیراهه بیشتر و هزینه بی اثر را موجب میشوند.

  6. کیا می‌گوید:

    سلام آقای دکتر یه شب خواب دیدم ایدز دارم بعد از اون یه شب بیکار بودم علایمشو خوندم که کلا داغونم کرد دیگه یه جوش که میزنم دیوونه می شم همش فک می کنم دارم P24 دادم منفی بود بعد با نامزدم که رابطه داریم در میون گذاشتم اون رفت دکتر بهش گفته بود خانوم برو سر زندگیت تموم فکرمو گرفته همشو همش به بعد مردنم فک می کنم بعد یهو به خودم میام حتی خودمو می زنم اما دکتر دس خودم نیس می ترسم تو مترو که می رم همش نگا آدما می کنم که مشکوک نباشن همش حس می کنم پشت سریم سوزن دستشه دکتر من یه دوره ریتالین خوردم 30 تایی شد واسه کنکور بعد کنکور نتیجش خوب نشد همش دپ بودم قبل اون هر کی می گفت ایدز می خندیدم بهش اما الان…. دکتر راهنماییم کنید خواهشا

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این موضوع مخمصه فکری هم مشکل است و هم ساده از این نظر که بسادگی وسواس سلامتی دارید و از طرف دیگر معضل وسواس به هر شکل که باشد درمانش مشکل است ، حفظ رابطه مستمر با روان پزشک برای درمان داروئی و روان درمانی حیاتی است.

  7. محمد می‌گوید:

    سلام و سپاس فراوان از مطالب بسیار عالی شما آقای دکتر عزیز
    دانشجوی دورە کارشناسی ارشد در خارج از کشور هستم . هم اکنون کە این مطالب را مینویسم در موفق ترین دورە زندگیم هستم . سنم ٣٨ سال است و دو روز پیش مقالە من در ٣ کنفرانس علمی بسیار مهم بین المللی ارایە و همزمان در مجلات علمی چاپ و منتشر میگردد. علارغم همە این موفقیتها استرس عجیبی وجودم را فرا گرفتە ، نمی دانم کە حوصلە خواندن این مطلب این جانب را خواهید داشت یا نە، اما امیدوار بە لطف شما آن را خواهم نوشت.
    همە چیز از چند خواب پشت سر هم هم شروع شد. ٤-٣ ماە پیش در خواب دیدم در قبر هستم و یکی از دوستای قدیمی بە من گفت کە قبر تو رو اشتباهی روی قبر یکی دیگر کندە اند و من زیر خودم را نگاە کردم دیدم کە جسد پوسیدە کس دیگری زیر من است . از خواب پریدم و بعد از آن چندین بار خواب سیل و غیرە را دیدم. بە هر حال اینها مرا آمادە یک استرس وحشتناک کرد . مدت یک سال است کە از زن و بچەام دورم و تنها 2.5 ماە بە پایان تحصیلم برگشتن بە جمع خانوادە باقی ماندە . کوچکترین جوشی از یک جای صورتم ظاهر بشە احساس می کنم سرطان دارم و همش بە فکر اینم الان باید دست از درس و تحصیل بردارم و خودم رو برای مردن آمادە کنم . چند زحم کوچک روی زبانم بود رفتم دکتر بهم گفت کە این بە خاطر استرس بە وجود آمدە چند قرص بهم داد زخمها برطرف گردید چند روز بعد زیر چانم یک ذرە ورم کرد فورا برگشتم پیش دکتر، گفت بە خاطر وجود ویروس غدد لنفاوی است و چند قرص دیگر بهم داد اما الان پس سرم و بالای گردنم حالت حالت سنگینی دارد و احساس بی حسی دارم. در داخل گوش چپم بعضی وقتها احساس خنکی و وجود آب دارم .پشت گوشم ٢-٣ بار متوجە شدم حالت جوش کوچکی کە سوزش دارە ظاهر میشە و بعد از یکی دو ساعت از بین میروند. الان ساعت ٤.15 صبح است و از ترس نتوانستم بخوابم کامپیوترم رو روشن کردم و یک سرچی در مورد علایم سرطان گردن و استرس کردم کە خوشبختانە هیچ کدام از علایم سرطان را در خودم ندیدم . بە این مطالب شما برخورد کردم دیدم کە کلیە علایم استرس در من صدق میکنە. چون در دهە دوم زندگیم دو بار با ورشکستگی بزرگ روبرو شدەام و اثار آن تاکنون در زندگیم باقی است. اکنون نیز بیش از سە ماە است در شرایط بسیار سختی و در تنهایی از 7 صبح تا ١٢ شب من مشغول تحقیق و نوشتن مقالە ام در خانە هستم و روابطم با دوستانم بسیار کم شدە است. تصمیم گرفتە ام فردا پیش پزشک بروم و یک چک آپ بدم اگر انشااللە مشکلی نداشتم سعی میکنم هر جور شدە این اضطراب را از وجود خودم دور کنم هر چند در دو ماە گذشتە بسیار سعی کردە ام اما بعد از چند روز دوبارە ظاهر میگردد. لذا ضمن سپاس فراوان از شیوە بیان و نگارش روان و مطالب بسیار مهم تان درخواست دارم اگە راهنمایی و سفارشی کە بە صلاح میدانید برام ایمیل کنید بسیار سپاسگذار خواهم بود. خواب امشبم بە لطف این نوشتار شماست و اکنون کە کمی آرام گرفتم می خواهم بخوابم ، برای همین بار دیگر از صمیم قلب از تون ممنونم.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با آرزوی موفقیت بیشترتان و سلامتی و سرحالی در غربت و برگشت موفق به خانواده و وطن، اگر بخواهم خواب تان را تعبیر کنم شاید با حدث و گمان خیلی مفصل خواهد بود، در وحله اول به نگرانی ها و افکار مزاحم بهتر است به هر طریق با مدیتیشن و دارو و ورزش غلبه کنید،اگر چک آپ و معاینه عمومی مشکلی نشان ندهد تشخیص بیماریها را به عهده پزشک بگذارید خودتان دنبال کشف بیماری نباشد. ترس از برگشت به خانواده و اجتماع و مسائل و مشکلاتی که قبلا تجربه کرده اید شاید شب در خواب به ساغ تان آمده، با امید توانائی مدیریت خوب و غلبه برمشکلات استرس را کم کنید.

  8. شادي می‌گوید:

    سلام من بعد از يه دوره اضطراب شديد به خاطر سرگيجهام بعد از اينکه فهميدم مشکل خاصي نيست الان يه چن روزي به شدت از ابتلا به بيماري اسکيزو فرني ميترسم و بعضي از علايم منفيشو تو خودم ميبينم ميخاستم بدونم ايا اينم ميتونه مصداق خودبيمار انگاري باشه يا نه؟تو رو خدا جواب بدين.

  9. من می‌گوید:

    سلام من 18 سالمه امسال کنکور دارم اما به خاطر اینکه فکر میکنم بیمارم نمیتونم درس بخونم یعنی امید و انگیزمو از دست دادم فقط به خاطر اینکه فکر میکنم بیمارم.من توهم اینو دارم که هرچیزی ممکنه باعث شه من مبتلا به ایدز بشم همش درنبال علائمش تو بدنم هستم توروخدا کمکم کنید واقعا دارو اذیت میشم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر تست خونی تان منفی است با فکر سالم به مطالعه و فعالیت بیشتر مشغول شوید اگر نتوانستید برای درمان وسواس مراجعه کنید.

  10. من می‌گوید:

    سلام اقای دکتر ممنون از جوابتون. من هنوزم نگرانی اینو دارم که ایدز داشته باشم با هر روبوسی فکرمیکنم که مبتلا به ایدز شدم با اینکه مطالب زیادیم در رابطه با انتقال ایدز خوندم اما چون خیلی منفی بافی کردم میترسم اتفاقات بدم واسم افتاده باشه دارم دیووونه میشم همه امیدمو دارم از دست میدم توروخدا کمکم کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این نوع افکار وسواسی خود بیمار انگاری واقعآ ناراحت کننده است ضمن اینکه به بیماری عضوی منتهی نمیشود ولی اگر خوب درمان نشود امکانآ افسردگی را ببار می آورد لذا بهتر است با درمان داروئی و روان درمانی کنترل شود.

  11. ناشنای می‌گوید:

    باسلام اقای دکتر می شه لطفا توضیح بدهید که اختلالات تبدیلی که با تظاهرات جسمی روی می دهند دوره های عود کننده و فروکشکننده دارند یا همواره ثابت هستند؟

  12. شهاب می‌گوید:

    با سلام
    من تو یه بخش دیگه مزاحمتون شده بودم. خانومم علایم شدیدی داره که همش علایم ام اس یا همون سی ای اس هستش، ولی اولین دکتر با دیدن ام ار ای گفت سالمه دومین دکتر هم ازمایش خون گرفت هم ام ار ای هم نوار چشمی و ایشون هم گفتن که سالمه! ولی با توجه به این که پلاک غیر فعال تو ام ار ایش هست که منو نگران میکنه
    و با توجه به این که از 4 روز پیش چشمش هم تار شده که دکتر با معاینه واقعی بودن این رو تعیید کرد! و گفت که چشمش واقعا تار میبینه که این یعنی این که علتش اختلالات تبدیلی نیست. ولی از اون جایی که من شنیدم تو ام اس اعصاب چشم تحریک میشن و اون باعث تاری دید میشه ولی در مورد این تو انواع معایناتی که دکتر چشم انجام داد هیچ علتی رو برای مشکلش پیدا نکرد و ام ار ای چشم نوشت که هنوز جوابش نیومده.
    با توجه به این که بی حسی سمت چپ بدنش هم روفته رفته بیشتر میشه (اول 3 انگشت و صورت و گردن؛ بعدش بازوش هم اضافه شد؛ با دارو هیی که دکتر نوشت صورت و گردنش خوب شد که داشتیم امید وار میشدیم؛ که یهو چشمش تار شد؛ دو روز بعد هم پای چپ و پهلوی چپش بی حس شد؛ بی حسیش میگه مثل بی حسی بعد از پر کردن دندونه!) بعد از افزایش بی حسی هاش رفتیم پیش همون دکتر گفت احتمالا سی ای اس باشه، و دستور ام ار ای نخاع رو داد
    به نظر شما ممکنه واقعا اختلالات تبدیلی باشه؟!

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر افت بینائی تایید شده اعم از اینکه علائم دیگر بالینی یا علائم ام اس در اسکن وجود داشته باشد یا دیده نشود، بهتر است درمان پالس بعمل آید و بعد منتظر سیر بهبودی یا بروز دیگر علائم ام اس شوند. در نهایت اسکن تکراری با تزریق برای اطمینان لازم خواهد بود.

  13. مهرداد می‌گوید:

    لطفا فنون وشيوه هاي عملي درمان اختلال تبديلي را توضيح دهيد. باتشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اختلال تبدیل یا به اصطلاح حالت هیستری در زمینه رشد ناکافی شخصیت فرد و عوامل استرس زای محیطی بخصوص برخورد خاص اطرافیان از نوع حمایت بیمار گونه پدید می آید. ارزیابی مشکل شخص و شرایط پدید آورنده و توضیح علت زائی موضوع به بیمار و اطرافیان و شناخت درمانی و رفتار درمانی اساس رویکرد درمانی است. اشتباه شایع در کلنیک ها اغفال بیمار و اطرافیان برای تغییر تبدیل و درمان عاجل علامتی است. در حالی که میدانیم در شرایط تبدیلی هیچ مسئله حاد وجود ندارد و آن حالت پیش آمده فرصتی برای گریز فرد از شرایط غیرقابل تحمل است.

  14. سحر راد می‌گوید:

    دختری 19 ساله هستم که از 17 سالگی ترس ازمریضی دارم از همه روانپزشکا و مشاورام خ و ش م نمیاد چون هیچکاری از دستشون بر نمیاد.من الان شرایط سختی رو دارم حق بدین اینقدر بد حرف میزنم چون دست چپم درد میگیره چون قفسه سینم درد میگیره همش حس میکنم بیماری قلبی دارم قند عصبی و فشارخونمم بالاست قندم11 فشارم14 موقع استرس. آخه با این سن! من !چرا من باید اینطور باشم؟چرا یکی دیگه نباشه؟انگار سنگ رو قفسه سینمه نفسم درنمیاد مرتب آه میکشم.ناراضی از زندگی احساس کناه شدید.پرخاشگری دیگه چی بگم؟تازه قید ازدواجمم زدم با این شرایطم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در سن شما مسائل وسواس سلامتی خیلی شایع است به فکر شکست و یا تصمیم به ازدواج در این سن و به این زودی صحیح نیست. کنار آمدن و درمان این نوع مسائل زمان بر و مستلزم تغییر رویکرد با روان درمانی شناختی رفتاری و دارو درمانی است. شرط اصلی همکاری خودتان برای معالجه است.

  15. سحر راد می‌گوید:

    دکترجان.نوشتیدشرط اصلی همکاری خودتان برای معالجه است. بخدااااااا از خدامه که خوب شم . خوب چه کنم؟ که درگیر فکرای بدی هستم سمت چپ بدنم مخصوصا سمت قلبم سنگین باور کنین انگار سنگ روشه!جدی میگم باور کنین کسی منو نمیفهمه. :-( . بزرگترین آرزوم خوب شدنمه. از دست دادن سلامتی برابری میکنه با از دست دادن عزیز دیگه برنخواهد گشت.حتی یک ثانیه.مگر معجزه! شما فقط به من بگید ایا کسی مثله من بوده که خوب شده؟آیا بیماری من درمان میشه؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر برای درمان با روان درمانی و دارودرمانی گردن بگذارید و از فکر منفی وسواسی خودتان را رها کنید دلیلی برای ادامه ناراحتی نخواهد بود.

  16. سحر راد می‌گوید:

    سلام.سپاس. ولی من هر آدمی رو دیدم نه مشاوره نه با قرص خوب نشدن.پس راه درمانی نداره. پیش مشاور خودم میرم اما میدونم که فایده ای نداره من تا آخر عمرم اینگونه ام :-( :-’( دوست ندارم خانواده شادابم رو داغون کنم.دکتر جان شما فقط نام ببرید که چند تن از دوستانی که مثل من بودن درمان شدند،؟؟؟
    سپاس

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در موارد وسواس درمان نسبی است. بمرور میشود مسائل خیالبافی و مزاحم را به سمت و سوی فعالیت سازنده و وسواس بکار مفید هدایت نمود.

  17. سحر راد می‌گوید:

    باز هم سپاس.جناب دکتر بزرگوار
    میشه بدونم چرا من همش احساس میکنم بیماری قلبی دارم؟؟؟

  18. mona می‌گوید:

    سلام اقای دکتر
    سال ۹۳ برام تشخیص ام اس دادن .تا یه مدت بعد تشخیص هرجام گز گز میکرد یا درد میگرف میگفتم حملس.اینقدر بهش فکر میکردم تا گزگزم بیشتر میشد
    تا اینکه دکترم خیالمو راحت کرد ک خوبم و از فکر حمله ام اس اومدم بیرون
    بعد اون تا یه مشکلی برام پیش میاد فکر میکنم سرطان دارم
    تو این دوسال توموز مغزی و سرطان سینه و غدد لنفاوی و خون و پوست و معده و ریه وکلیه و ستون فقراتم تو فکر و خیالم اومده
    مثلا تا سرم درد میکرد میگفتم تومور
    یا فکر میکردم تو سینم کیستی چیزیه ک دکتر فرستادم سونو و گفت هیچی نیس
    یا یه لک قرمز روی دستم ب وجود اومده بود ب خاطر خشکی ک گفتم یا سرطان پوسته یا خون ک رفتم دکتر گف هیچی نیس
    یا نفس تنگی احساس میکردم دارم اینقدر فکر میکردم ک نفسم بیشتر میگرف و میگفتم سرطان ریه!
    همین چند وقت پیشم کمرم و پهلوهام درد میگرفت گفتم سرطان کلیه نباشه!!بعد ک پهلوهام خوب شد گفتم سرطان ستون فقراته!!
    اینقدر فکر میکنم ب این چیزا ک دردم بیشتر میشه .نمیدونم تلقین میکنم بیشتر میشه یا واقعا بیشتر میشه
    خونوادمم دیگه خسته شدم
    راه درمانی هست؟:((((((
    خسته شدم دیگه
    از بس تو نت سرچ میکنم راجب علایمای سرطان خسته شدم : ((((
    شما بگین چیکار کنم: ((((

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      (اگر در معاینه اعصاب عارضه عضوی دیده نشود ، این نوع علائم حسی متغیر و ناپایدار اغلب نشانه بیماری عضوی نیست و غالبا حاکی از اختلال اضطرابی و ترس از بیماری است. اغلب درمان موارد روان تنی و وسواس خود بیمار انگاری خیلی مشکل تر از درمان بیماری عضوی است، کنترل این مسئله چالش زمان بر روان پزشکی است.)

  19. زهرا می‌گوید:

    سلام دكتر جان من چند سالي از بيماري افسردگي رنج ميبرم و الان حدود يكماهه پس از ٦ سال دارو خوردن همه را قطع كردم اقاي دكتر من چند روزي علايم ام اس رو دارم مورمور شديد در اندام ها خيلي ميترسم دارم از نگراني ميميرم تورو خدا بگين چيكار كنم به خاطر اينكه بيماري خود بيمارانگاري داشتم كسي دكتر نميبره منو بگين چيكار كنم من

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      وسواس سلامتی و خود بیمار انگاری در نوع خود مسئله درمانی چالش برانگیز است حتما با روان درمانی و درمان داروئی جدی بایستی کنترل نمود.

  20. امين می‌گوید:

    سلام
    خسته نباشين
    من مدتي ميشه كه طول روز چند بار فكر مي كنم تار مي بينم مي خواستم بدونم چطور مي تونم بفهمم كه اين اختلال ديد واقعي هست يا من فكر مي كنم كه بد مي بينم ، vep چشم گرفتم كه گفتن نرماله ، ولي من واقعا ديدم نرمال نيست و خيلي نوسان داره

  21. امين می‌گوید:

    چشم پزشك رفتم با دستگاه معاينه كردن گفتن نمره چشمات كامله و ضعف چشم نداري ، معرفي كردن برم پزشك متخصص داخلي يا مغز و اعصاب ولي من يك ماه پيش چك آپ كامل شدم نرمال بود و متخصص مغز و اعصاب هم vep گرفتن گفتن نرماله و دارو تجويز نكردن ولي من طول روز چندين و چند بار ديدم مختل مي شه و بعدش خود به خود بهتر ميشه و يه چشم درد خفيف و قابل تحمل هم دارم ، خواهشمندم راهنمايي كنيد چيكار بايد بكنم
    البته اينم اضافه كنم من بعضي وقتها زانودرد شديد هم دارم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      (اگر در معاینه اعصاب عارضه عضوی دیده نشود ، این نوع علائم حسی متغیر و ناپایدار اغلب نشانه بیماری عضوی نیست و غالبا حاکی از اختلال اضطرابی و ترس از بیماری است. اغلب درمان موارد روان تنی و وسواس خود بیمار انگاری خیلی مشکل تر از درمان بیماری عضوی است، کنترل این مسئله چالش زمان بر روان پزشکی است.)

  22. عاطفه می‌گوید:

    سلام آقای دکتر من همش فکر بیماری می کنم چشمام تار میدید یه روز یه روز خوب می شد کلی ام ار ای و آزمایش سالم بود دلم درد میکرد کلی آزمایش انقدر حالم بد بود که فکر کردن آپاندیسه ولی الان 20 روره خوبم فکر یه بیماری دیگه دارم با انکه سه تا جراح و قوق تخصص 4 تا آزمایش خونی را که 20 روز پیش گرفتم را بررسی کردند و گفتند خوبه بازم فکر بیماری می کنم تا حدی که معدم درد گرفته
    دکتر اعصاب آسنترا داده ولی من مصرف نمی کنم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بایستی برای فیصله دادن به مراجعات بیمورد بیماریها و تستهای غیر ضروری درمان وسواس شدید خود بیمار انگاری را برای مدت طولانی جدی بگیرید.

      • عاطفه می‌گوید:

        بسیار متشکرم به نظر شما دارو درمانی بهتره یا گفتاردرمانی ؟
        اگر لطف کنید آدرس مطب را به ایمیلم بدهید ممنون میشوم من اصفهان زندگی می کنم

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          اگر در مورد بچه با آشیب مغز است کاردرمانی موثرتر است. من تبریز ساکنم. در اصفهان همکاران متخصص در این زمینه هستند.

  23. نازنین می‌گوید:

    سلام. دختری ۲۷ ساله هستم. خواهری دارم که بیماری ام اس دارد. این مسئله باعث شده که همیشه ترس از این بیماری در من وجود داشته باشه. هربار علایمی مثل سوزش کف پا و یا ضعف عضلانی دارم انگار کل امیدم رو از دست میدم درحالی که وقتی به پزشک مراجعه میکنم همه چیز سالم است. تا به حال ۳ بار ام‌آرآی دادم در سالهای متوالی٬ و هر بار سالم بوده. جدیدا هم دید چشمم به طور ناگهانی افت داشته و کمی دوبینی پیدا کردم اما چشم پزشک گفت از آستیگماته. لطفا راهنمایی کنید آقای دکتر. چکار کنم؟

  24. رحیمی می‌گوید:

    با سلام اقای دکتر مدتی است وسواس ایدز گرفتم چند روز پیش در خیابان راه می رفتم که یه دفعه یه مردی که ظاهر مناسبی هم نداشت دستش را به دستم زد همون لحظه احساس سوزش در دستم ایجاد شد وقتی به اون نقطه از دستم نگاه کردم دیدم یه خراش کوچک افتاده و مقدار کمی هم خون اومده از اون روز همش مضطربم که مبادا اون فرد سوزن الوده به ایدز در دستم فرو کرده. ایا این احتمال وجود دارد؟ چون هرچه فکر می کنم دلیل دیگری برای سوزش و خون امدن دستم پیدا نمی کنم. جرات ازمایش دادن هم ندارم. خواهشا راهنمایی ام کنید باسپاس فراوان.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این احتمال خیلی خیلی بعید است، بفرض خراشیدگی با شیئی نوک تیز باز این احتمال کاملا بعید است. بنظرم مسئله وسواس را بهتر است مثل یک بیماری شایع جسمی جدی بگیرید و نسبت به درمان آن برنامه منظم دارو درمانی و روان درمانی داشته باشید.

  25. hadi می‌گوید:

    سلام, من 1 ماه هست که گلو درددارم, بعضی وقتا هم گوشام دردمیگیره, ترشحات پشت حلق هم دارم,سیگار مشکم, خیلیمیترسم, همش دارم به سرطان فکرمیکنم, توروخدا کمکم کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این علائم نشانه سرطان نیست بهتر است از عوارض قلبی تنفسی سیگار بترسید و ترک کنید. مشکل احتمالی سینوزیت با مراجعه به حلق و بینی کنترل میشود.

  26. مریم می‌گوید:

    سلام اقای دکتر منم مثل بقیه همش فک میکنم بیماریه بدی دارم همش تو نت درمورد بیماریا میخونم هی میرم دکتر میگن چیزیم نیست
    هروقت ازمایش ادرار میدم میزنه blood.trace پارسال ازمایش کامل شکم و لگن انجام دادم چیزی نبود دکتر گفت از عفونته چند ماه بود خوب شده بودم الان باز چند وقته همش تو فکرم وقتی استرس میگیرم حتی ابم نمیتونم بخورم الان فک کنم بدنم کلی کمبود کلسیم داره خانوادم دیگه خسته شدن :( همش میگم نکنه خون تو ادرارمه کلیه م چیزیشه. الانم دهنم یه ذره تلخ میشه فک میکنم بیماریه بده گلو و دهان دارم میشه کمکم کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      گاها مسائل جزئی جسمی مخمصه فکری و وسواس سلامتی پیش می آورد ضمن اینکه از پیگیری تشخیص علامت دیده شده نباید غافل شد از تسلسل بیماری زائی ذهنی و اختلتل خود بیمار انگاری باید برحذر بود. برای غلبه به افکار منفی سرگم بودن با کار و تلاش روزمره و نترسیدن از بیماری شرط عقل و سلامتی است. در صورت عاجز بودن از کنترل درمان وسواس با دارو و روان درمانی لازم است.

  27. asma می‌گوید:

    سلام ببخشید من خیلییی نگران خواهرم هستم اگ میشه زود جوابمو بدین توروخدا…خواهرم ۶ماهه ک فک میکنه به هرچی دست میزنه اونا انرژی دارن و باحرکات دستش اون انرژیارو دور میکنه…و اگ نکنه فک میکنه ابروش میره…ایا این بیماری روانی است؟؟؟و باید چیکارکنیم؟؟چقدر خطرناکه؟؟؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر با تماس دست احساس جرقه زدن دارد ناشی از الکترواستاتیک لباس پلاستیک است، اگر غیر از این است اشکال جنبه تلقینی دارد.

  28. سعید می‌گوید:

    سلام جناب آقای دکتر خسته نباشید ؛
    شرمنده مزاحمتان شدم ولی اگر کمکم کنید و یا راه حل بهم بدید خیلی ممنون میشم . من دو ماه پیش رفتم دندون پزشکی و دندونم رو ترمیم کردم خوب طبق روال وقتی میریم رو صندلی دندونپزشکی میشینیم اول آمپول بی حسی رو میزنه ازمون میخواد که بیرون منتظر باشیم تا سر بشه و تو این فاصله شخص دیگه ایی دندون اش رو درست میکنه . و وقتی نوبت من شد من رفتم و دندون منو درست کرد . بعد از یک و نیم ماه من ی سرماخوردگی شدیدی گرفتم و از اون موقع میگم نکنه سرنگ های من با مریض قبلی جابجا شده و من مبتلا به این بیماری شدم . آقای دکتر شاید خیلی راحت نوشته باشم ولی فکر کنم دوستانی که متاسفانه مثل من هستند بتونن منو حس کنند آقای دکتر از گلو درد ، سوزش گلو ، بی اشتهایی شدید ، بغض ، بی حوصله ، بی انگیزه ، تب ، عرق ، تپش قلب و … همشون حمله میکنن بهم . به خدا خیلی سخته به نظر شما این نگرانی من بجا هست در مورد ایدز یا نه این وسواس فکری ، فوبی ، خودبیمار انگاری کدامشان هست . به خدا خیلی داغونم زندگیم سیاه سیاه شده .
    من 37 سالمه ، متاهل .
    اول خدا بعد به کمک راهنمایی هاتون نیاز دارم مرسی

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      ترس از بیماری به اشکال مختلف از نوع وخیم مسئله روان پزشکی آزار دهنده است و جزو وسواس مقاوم میباشد. میدانید که صدها نفر هر روز به دندان پزشک میروند و چنین حادثه پیش نمی آید، ولی چنانکه درمان وسواس جدی بعمل نیاید به اشکال مختلف توهم و تجسم بیماری عاجز کننده خواهد

      • سعید می‌گوید:

        سلام آقای دکتر واقعا محبت کردید که جواب منو دادید و من با هر کی صحبت میکنم خیلی راحت به این قضیه نگاه میکنند . ولی واسه من کوه بدبختی هستش . آقای دکتر به نظر شما بیماری من درمان قطعی دارد یا فقط میشه با دارو کنترل اش کرد .
        پس جناب آقای دکتر شما هم به این اعتقاد دارید که من به بیماری عفونی مبتلا نیستم ولی حتما باید تحت درمان روانشناس باشم ؟

  29. بهار می‌گوید:

    باعرض سلام خدمت اقای دکتر سیفی
    مادرم از اردیبهشت ۹۵دچار خارش ومور مور و گز گز دست وپا شد خیلی پیگیر موضوع بود ولی همه ازمایشها سالم بودن بیمارستان ۲بار بستری شدن یکبار گفتن گیلن باره است ivigتزریق کردن هیچ فایده ای نداشت بار دوم هم پلاسمافرز انجام دادن که بازهم تاثیر نکرد خود دکترها میگن علایم با ازمایشها یکی نیست ازمایشهاسالم ولی اصلا دیگه نمیتونه راه بره اسپاسم شکمی هم دارن تا اینکه اقای دکتر شهیدی تشخیص اختلال تبدیلی دادن وهردوره هم یکسری علایم دارن تشنج،ضعف،اختلال در راه رفتن و…..
    کلا از کاروزندگی افتاده وخوابیده همش میگه نمیتونم من حالم خوب نیست
    لطف میکنید اگر راهکاری بگین که از این وضعیت بیرون بیاد الان ۶ماهه که خودش و انداخته

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر در مراحل اول تشخیص مبهم بود در این مرحله تشخیص عوارض عصبی از علل روان تنی و تبدیلی کار آساان است اکر در معاینه علائم عوارض مغزی نخاعی ویا اعصاب محیطی دیده نشده بایستی به علل نادر مثل عوارض عصبی بدخیمی نهفته فکر کرد و آزمایشها در این مسیر تجویز نمود.

  30. بهار می‌گوید:

    ممنون از پاسختون جناب دکتر سیفی
    ایا اختلال تبدیلی درمان قطعی دارد
    وراههای درمان چیست

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با حل مشکل یا قابل تحمل نمودن مشلات روانی موجود یا گذشته و روان درمانی شناختی و رفتاری بمرورو میشود توان مقابله بیمار را در مقابله با شکستهای مکرر اراده تامین نمود.

  31. Spent می‌گوید:

    سلام آقای دکتر من سه چهار ماه پیش روی بدنم لکه های قرمز زد ک رفیقم دید گف برو آزمایش ایدز بده ترسیدمو شب ک رفتم خونه رفتم راجع ایدز تو گول خوندمو ترسیدم و کل بدنم پر شد یه هفته ای گذشت رفتم متخصص ک گفت روزه آ هستش یکم بهتر شدم ک بدن دردم شرو شد رفتم آزمایش دادم بعد سه ماه ک منفی بود بعد یه هفته گلو دردم شروع شد ک الان یه ماهی شایدم بیشتر ک خوب نشدم و درد زیر بغلم هی میگیره ول میکنه زندگیم جهنم شده دیگ خشته شدم از بس تو گوگل راجع بهش خودنم دیگ آرزوی مرگ میکنم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      هر چه هست مسئله جدی نیست احتمالا حساسیته که تا بحال علائم دیگر ایجاد نکرده ولی وسواس و دنبال بیماری گشتن نیاز به درمان جدی بیماری روان تنی دارد.

  32. Spent می‌گوید:

    راستی روی شونه و سینه ام جوش میزنه و خیلی درد میکنه خیلی میترسم خیلی هروز داغون تر از دیروز همه بهم میخندن هیچکس درکم نمیکنه دیگ نمیدونم چیکار کنم هوووف خواهش میکنم جواب منو بدید

  33. Confused می‌گوید:

    ……… سراغم كه نكنه بارداري جالب اينكه حتي خاطره ام نيست به چه دليل اين موضوع افتاده در ذهنم
    هفت بار تست بارداري انجام دادم بعد دو ماه منفي بود، دكتر گفت ازمايش خون بده خيالت راحت بشه كه
    ازمايش خون دادم منفي بود از خرداد تا الان سه بار پريود شدم كه ه سه روز خونريزي زياد و سه روز در حالت لك تقريبا مثل هميشه
    نامزدم ميگه از استرس مغزت روي اين موضوع كليد كرده ،يكي از دوستانم گفت دچار وسواس شدي و برو پيش روانشناس
    پيش روانشناس رفتم گفت از محالاته كه باردار باشي و اين موضوع از ذهنته
    ولي من همش فكر ميكنم شايد اشتباه ميكنن ،يعني اين مشكل از روان منه ؟

  34. یوسف می‌گوید:

    سلام ….. مشکل روانی پیدا کردم؟اگ کردم این علایم چیه؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اين سير بيماري دقيقا وسواس خود بيمار انگاري است مثل هر نوع مشكل وسواس بايستي با راه و روش داروئي و روان درماني كنترل شود.

  35. یوسف می‌گوید:

    ایا با هیپنوتیزم میتونم خوب بشم.مثلا خاطراتمو پاک کنم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با روان درماني نتيجه بهتر و آسانتر است.

      • یوسف می‌گوید:

        چرا آقای دکتر دست بردار نیست؟مثلا میام بیخیالش شم میبینی دهانم افت زد.من هفت بار ازمیش دادم و همش منفی شدن.اقای دکتر زندگی سختیه.هیچوقت اینقدر ناامید نشدم.اقای دکتر این علایم میتونه از استرس و وسواس و افسردگی باشه؟

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          استرس مزمن با ايجاد اختلال در سيستم دفاعي مسائل جسمي پيش مي آورد تا موقعي كه بيماري عضوي ديده نشده كنترل مشكل روانشناختي لازم است.

  36. مریم می‌گوید:

    سلام آقای دکتر

    برادر من یه مدته که بشدت دچار اظطراب ونگرانیست و با مراجعه به دکتر وگرفتن آزمایش وام ار ای وغیره با اینکه دکترها گفتن مشکلی نداری ولی الان یه مدته میگه بیماری ALS دارم وعلایم هم که داره کاملا شبیه این بیماریه نمیدونم از اظطراب واسترس این علایم بروز کرده حالت راه رفتنش هم تغییر کرده وپاشو روی زمین میکشه وگوشه گیر ومنزوی شده وفقط توی اینترنت در مورد این بیماری سرچ میکنه ومیگه میترسم برم پیش دکتر چون مطمنم این بیماری رو دارم واگر دکتر تایید کنه سکته میکنم بخدا زندگی ما رو هم مختل کرده اعضای خانواده را دچار اظطراب ونگرانی کرده خواهش میکنم بفرمایید ما چه کار کنیم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      حتما مشکل اضطراب حاد و وسواس خود بیمار انگاری را در اولیت معالجه قرار دهید اگر ضمن درمان علائمی از بیماری عضوی دیده شود اقدام تشخیصی بیشتر بعمل می آید. تاکیدشان کنید که آ ال اس در سنین جوانی کمتر از یک در یک میلیون نفر است.

  37. فیروزه می‌گوید:

    سلام آقای دکتر . چند ماه فکر میکنم سرطان سینه دارم ‌ . همش تو اینترنت دارم چک میکنم علاءمشو و توی خودم پیدا میکنم .. . خانوادم میگن چیزیت نیست . ولی من میترسم . این بیماری رو من سال های دور وقتی پنجم ابتدایی هم بودم داشتم . گذشت و گذشت تا الان که ۲۱ سالمه . کمکم کنید . دیگه نمیتونم درس بخونم از بس فکر میکنم . حتی روابطمم با دیگران تحت تاثیر قرار گرفته .

  38. Sara می‌گوید:

    سلام آقاي دكترخسته نباشيد من بعد دوماه بعدزايمانم مورموروكزكزشديد بدن كرفتم دوبارهم ام ارآي مغزكرفتم به هردكتري ميرم ميكن سالمم ام ارآي سالم هست ولي واقعأ ترس ازبيماري ام اس دارم توروخدا كمكم كنين كارم شده كريه كردن واقعأ استرس شديد دارم من درسن 4سالكي سندرم كلين باره كرفتم و بعد درست شدم واقعأ خيلي ميترسم توروخداكمك كنين به جه دكتري برم

  39. مریم می‌گوید:

    سلام اقای دکترخیلی ممنون از اینکه لطف فرمودین وجواب دادین این پاسخ شما خیلی روزنه امید در دل پدر ومادرم ایجاد کرده چون شب وروز کارشون شده گریه وپدرم خودش ناراحتی قلبی داره وچند روزه از غصه برادرم داروهای خودشو نمیخوره و…………….خیلی مشکلات دیگه که نمیخوام وقت ارزشمند شما را بگیرم ولی اقای دکتر دیشب برادرم خوابیده بود خودش خواب بود ولی پدر ومادرم بالای سرش بودن میگفتن توی خواب پرش کتف چپ ودست داشته خودشم از ضعف عضلات سمت چپ وپرش اعضای بدنش مدام میگه وتوی راه رفتنش هم تغییراتی بوجود اومده مثل تا حدودی شبیه کشیدن پا روی زمین است ولی آقای دکتر چاووشی البته پزشک عمومی هستن ایشان تشخیص هیپو کند ریازیس رو دادن ولی این علایم که برادرم میگه خیلی شبیه ALSهستش وتوی بادی اسکنش مچ دو تا پاش التهاب نشون داده که دکتر براش قرص غضروف ساز نوشته بقیه چیزهای دیگه مثل ام آر ای مشکلی نداشته لازم به ذکر است توی این چند ماه خودش یکبار میگفت ام اس گرفتم یکبار گفت پارکینسون گرفتم والانم که با این علایم با قطعیت میگه ALs دارم ودیگه پیش دکتر هم نمیام خواهش میکنم آقای دکتر واقعا باید چکار کنیم من خودم تحمل وصبرم زیاده به نظر شما چکار کنم شما چه پیشنهادی دارین

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      ممنون از شما بیش از آنچه گفته ام راهنمائی غیابی ممکن نیست.برای تاکید بر سلامتی و قانع کردن برای درمان داروئی و درمان وسواس طی چند جلسه مصاحبه و روان درمانی ضرورت دارد.

      • Sara می‌گوید:

        ممنونم آقاي دكتربخاطر جواب دهتون من نوارمغزي هم انجام دادام كه كفتن اعصاب هام تحريك شده برام فقط آمبول ويتامين نوشتن وداروئي ننوشتن آياخطرناك هست يا به دليل اضطراب ووسواسي كه شمافرمودين هست،؟؟؟

  40. Bita می‌گوید:

    سلام اقای دکتر،من 20سالمه و تازه وارد دانشگا شدم ولی شیش ماهه هررووز ی مشکل دارم جوری ک نمیشه نادبده گرفت ،اولین بار از حالت تهوع شدید و سرگیجه دلم میخاست بمیرم نمیتونستم چیزی بخورم حتی اندوسکپی دادم دکتر گوش رفتم ام ار ای و نوار مغزی دادم ک شرگیجه حالت تهوع خوب شد بد ی مدت سمت چپ بدنم موقع خواب میلرزید انگار بچی توو سرمه ک میلرزه موقع خوابم اینطور میشد و چشام بجوری میدید ن ک تار باشه فک میکنم از تلقین ب بیماری ام اس بوجود اومد تا رفتم دوباره دکتر مغز ک یسری حرکات خواستن انجام بدم و برام نوشتن ک بیمار معابنه شد نیاز ب دارو نیس وگفتن افسردگیه تا یجام درد میگبره حس میکنم بدترین بیماری دنیارو دارم
    البته قبلش روانپزشک هم رفتم ولی قرصاش حالمو بد میکرد،یمدت خوب بودم تا دوشب پیش دوباره لرزشه اومد رفتم راجب ام اس خوندم فک کردم ک صب پاشدم انگشتای دستام خواب رفته بود تا چن دیقه درست نمیشد خیلی ترسیدم میترسم ام اس باشه،خسته شدم دیگ
    البته من وقتی دورم شلوغه سا مهم.نیم هیچ کدوم ازین حالتارو حس نمیکنم بئ ک میام خونم دوباره یادم میوفته

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با این شرح وضعیت که در معاینه و بررسی عارضه دیده نشده بهتر است مشکل شایع و آزار دهنده وسواس خود بیوار انگاری به حتم قبول کنید و با درمان طولانی مدت مدارا کنید چون خود وسواس برای درمان خودش هم معضل ساز است.

  41. elham می‌گوید:

    دکتر همین الان که اینا رو تایپ میکنم اشک توی چشمام پر هست بنده دچار زندگی سختی در کودکی بودم از کودکی مشکل وسواس داشتم تا امروز که 19 سالم شد اما ۶. ماه هست که زندگی من سخت تر از همیشه شده و اغازش با یک گرفتگی عضله بود نمیدونم چی شد فقط یادمه …..این مورچه ها تو دست و پام با این فشار کوچولو به بدنم که مور مور میاره نکنه اینا رو الکی دارم به وسواسم ربط میدم نکنهه واقعیه نکنه دکترام خوب نبودن چرا عذابم تموم نمیشه چی کار کنم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      واقعیت این است که بیماری وسواس ( خود بیمار انگاری) یا مشکل روان تنی دهها بار از بیماریهای مغزی و نخاعی شایعتر و از نظر درمان خیلی مشکل و زمان بر است، نظر به اینکه قبول این مشکل برای بیماران سخت است با زمینه وسواس دنبال بیماری عضوی میگردند هزینه های کلان و سردرگمی و درمانهای انحرافی را متحمل میشوند، خیلی ها دهها بار معاینه و آزمایش …. را هم باور نمیکنند، بهتر است شما این موضع را جدی بگیرید و تا موقعی که علائم عضوی توسط متخصص تایید نشده به درمان این معضل قانع باشید.
      اگر در معاینه اعصاب عارضه عضوی دیده نشود ، این نوع علائم حسی متغیر و ناپایدار اغلب نشانه بیماری عضوی نیست و غالبا حاکی از اختلال اضطرابی و ترس از بیماری است. درمان موارد روان تنی و وسواس خود بیمار انگاری اغلب خیلی مشکل تر از درمان بیماری عضوی است، کنترل این مسئله چالش زمان بر روان پزشکی است

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


7 × پنج =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>