علائم شروعی مالتیپل اسکلروز ( ام اس )

سندرم یک علامت مجزای بالینی Clinical Isolated Syndrome (CIS)
تشخیص بیماری مالتیپل اسکلروز یک تشخیص بالینی است ، موقعی تشخیص قطعی بیماری داده می شود که علائم عصبی حداقل در 2 ناحیه مراکز عصبی در 2 حمله جداگانه در فاصله زمانی بیش از یک ماه پدید آمده باشد و این علائم مربوط به علل و بیماریهای دیگر نباشد. در مواردی، بروز علائم از نظر تعداد ضایعه و یا تعداد حملات برای تشخیص قطعی کافی نیست وبه عنوان احتمال کم یا احتمال قوی شروع بیماری در آینده را مطرح می کند. یکی از این موارد سندرم یک علامت مجزای بالینی (CIS) است در این شرایط بیمار ممکن است یک ناحیه از مراکز عصبی مانند عصب چشم یا ناحیه حرکت یک دست و یا قسمتی از نخاع با گرفتاری پاها را داشته و یکبار اتفاق افتاده باشد در چنین شرایطی پیش بینی امکان بروز حملات بیشتر در آینده و تبدیل CIS به M.S مشکل بوده وتصمیم گیری شروع درمان طولانی مدت مشکل تر. درمواردی مثل بروز تاری دید در یک چشم در فرد 15 ساله و تشخیص نوریت اپتیک که به درمان موقت پردنیزولون پاسخ داده و بیمار علائم دیگری نداشته باشد قرار دادن بیمار روی درمان پیشگیری M.S با تزریق اینترفرون برای سالیان متمادی چقدر موجه است؟!
چنانکه یک علامت عصبی بالینی مجزا با درمان یا بدون درمان فروکش نموده و MRI مغز طبیعی باشد کنترل بالینی و انجام MRI بعد از شش ماه تا یکسال توصیه می شود و درمان اینترفرون تجویز نمی شود.
در مواردیکه سن بیمار بین 18 تا 30 سال بوده در MRI مغز ضایعات منتشرنشان داده ، و یا در MRI ضایعه منفرد یا متعدد در ساقه مغز و نخاع وجود داشته باشد احتمال تبدیل CIS به M.S زیاد میباشد و شروع درمان با اینترفرون یا درمان های دیگر طولانی مدت توصیه می شود. موارد بینابین از CIS که علائم کمی در MRI دارند، پیگیری بالینی بیشتر و MRI با تزریق به فواصل کمتر به عمل می آید. نظر به اینکه با گذشت سالیان بعد از CIS شانس بروز ام اس بیشتر میشود ، کنترل بالینی و در موارد مشکوک به عود بیماری انجام اسکن ام آر آی توصیه میشود.

این نوشته در تخصصی ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

1,590 Responses to علائم شروعی مالتیپل اسکلروز ( ام اس )

  1. زهرا می‌گوید:

    سلام خدمت شما دكتر صبور و مهربان
    اقاي دكتر من حدود ١٥ روز پيش هنگام رانندگي يهو دستم حالت بي حسي گرفت سرم فوق العاده داغ شد تپش فلب و سنگيني زبان همون موقه رفتم دكتر ك ارامبخش بهم زدن چند تا حالا از اون شب من يه حس خفگي توي گردنم دارم. و اينكه وقتي حرف ميزنم يه دفه زبونم و ته حلقم سنگين ميشه
    خيييلي ميترسم
    اينم بگم تحت درمان افسردگيم ولي اين حرف زدنم فك كنم موضوع جدي خيلي ميترسم

  2. بهار می‌گوید:

    سلام آقای دکتر 21 سالمه
    خیلی حساس هستم،نگران از دست دادن عزیزامو دارم،کمی سردرد داشتم،از یکی شنیدم سردرد نشانه تومور است بسیار استرس گرفتم جوری که گردنم درد گرفت و بعد پاهام،درد های عصبی داشتم دکتر مغز و اعصاب رفتم گفت عصبی شدی و به روان پزشک مراجعه کن که برام قرص ضد صرع نوشت و من نخوردم چون نمیخواستم گوشه گیر بشم .کم کم اضطرابم بیشتر شد ،بدنم سوزن سوزن و مورمور میشود و خارش دارم با درد کم ،بی قرارم و افکار منفی خیلی دارم ،بیشتر در پاهام احساس درد و خستگی دارم ،قسمتایی از بدنم گرم و سرد میشود و گاهی اوقات خواب میرود،همش فکر میکنم ام اس دارم،هر روز یه علائمی دارم صبحا خیلی زود از خواب بیدار میشم و وقتی میخوام بخوابم انگشت دست و پاهام تکون میخوره،ضربان قلبمو نبضمو احساس میکنم که تند میزنه ،همش تو ذهنم اینه که نکنه ام اس داشته باشم
    خیلی دارم اذیت میشم ،لطفا راهنماییم کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این علائم کلا نشانه مشکل روان تنی است با درمان جدی وسواس بطریق روان درمانی و داروئی میتوانید بتدریج علائم را کنترل کنید.

  3. سارا می‌گوید:

    سلام اقایه دکتر
    من تقریبا ۵ روزه ک کف پام شروع ب سوزن سوزن کرده ممتد نیس مثلا وقتی استرس دارم و مشغله فکری دارم سوزن سوزن میشه وگاهی هم شبا داغ میشه و گاهی خارش وسوزش دارم البته قرص سرگیجه میحورم ک تو اعلامش نوشته خارش ..گاهی احساس ضعف دستام میکنم و احساس سنگینی سر دارم عدم تعادل ندارم ولی گاهی حس میکنم تو خواب دارم راه میرم هوشیاریم کم میشه دکتر داخلی رفتم برام ازمایش نوشته ک جواب ازمایشم شنبه میاد ایا لازمه دکتر مغز و اعصاب برم ؟ایا اینها اعلائم ام اس هست؟

  4. مژگان می‌گوید:

    سلام و خسته نباشيد.
    بنده ٣٣ سال سن دارم و ٣ سال پيش و فقط يك دفعه به دليل حمله ي عصبي دچار تشنج شدم . يه مدت دارو مصرف كردم و طول درمان كامل شد.
    چيزي كه أديتم ميكنه اينكه گهگاهي دچار ضعف و يا افت فشار خون ميشم به طوريكه كلا سمت رأست بدنم كرخت و بي حس ميشه ( در اين حالت چشم رأستم كامل تار و سياه ميبينه و دست راستم هم بي حس ميشه و به كل قدرت تكلم رو از دست ميدم و كلمات واسم تا آشنا ميشن و كلا نميتونم صحبت كنم ، اين علائم دقيقا يك ساعت طول ميكشه تا بهبود پيدا كنه) اين مشكل رو دقيقا از ١٣ سالگي دارم. و هرازگاهي صداهايي شبيه به همهمه تو گوش راستم ميشنوم و وقتي دقيق ميشم به كل گم ميشم مابين صداها و از واقعيت پرت ميشم.
    قرص و چيزي مصرف نميكنم جز سيگار .
    ميخواستم لطف كنيد و بهم بگيد دليل اينهمه علائم چي ميتونه باشه .

    • مژگان می‌گوید:

      در ضمن شرايطي كه خدمتتون عرض كردم بعد از بارداري شدت و دفعاتش بيشتر شده( حدودا از ٤ سال قبل) و تشنج هم دقيقا ١ سال بعد از تولد فرزندم دقيقا با همون علائم فشار پايين اتفاق افتاد( صورتم به سمت رأست برگشت و زبانم برگشت ته حلقم و روي مبل از حال رفتم و وقتي بهوش اومدم متوجه شدم كه خودم رو خيس كردم ولي حالت تشنج و اون لحظه رو فكر ميكردم كه خواب ديدم چون وقتي بهوش اومدم توي اتاق و روي تخت بودم و بعد از مراجعه به دكتر و نوار مغز متوجه شدم كه تشنج كردم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      ممكن است حملات ميگرن يا تشنج ناقص علت حملات است هركدام كه باشد درمان ضروري است.

  5. sss می‌گوید:

    سلام من 23سالمه. بعد ازسردرد های شدید میگرنی که همراه با ورمه چشم است. البته قسمت گیجگاهم درد میگیره و وقتی راه میرم احساس میکنم مغزم تکون میخوره و حالت تهوع شدید دارم که به فاصله بیست روز تکرار شده در این ماه. البته وقتی هم زیاد روی زمین میشینم و فشار روی ماهیچه ی پاهام میاد وقتی بلند میشم جایی و نمیبینم تا چند لحظه و تعادلم ندارم. البته اسپوندیولیستیزیس هم دارم نمیدونم خواب رفتگی بیش از حد پاهام شاید مال اون باشه. چند وقت یکبارم سر زانوم قفل میکنه نمیدونم اصلا مشکلم چیه و به پزشک چی باید بگم. لطفا راهنماییم کنید ممنون میشم

    • sss می‌گوید:

      البته بعد از حمله های میگرنیم چندین روز بعدش دچار تپش قلب میشم جوری که واقعا اذیت میشم پروپرانول و آلپرازولام هم مصرف میکنم تا سردرد و تپش قلبم خوب بشه

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      براي كنترل ميگرن و مشكل كمر معاينه و درمان توسط متخصص مغز و اعصاب صلاح خواهد بود

  6. نسرین می‌گوید:

    سلام.آقای دکتر من چند ماه هست ک در سمت راست بدنم دچار مشکل شدم.سمت راست سرم سنگینی میکنه.چشم راستم سنگینه و خشکه طوری ک صبح ک از خواب بیدار میشم نمیتونم چشممو باز کنم.دست راستمم درد میکنه نمیتونم بالا ببرمش پاشنه پای راستم هم خیلی درد میکنه موقع راه رفتن اذیتم میکنه.لطفا راهنمایی بفرمایید ام اس دارم یا نه؟

  7. شيما می‌گوید:

    با سلام من به مدت يكماه هست كه احساس بي حسي در يك انگشت پا و مور مور شدن و گرگرفتگي در انگشتان دست ميكردم و البته چند باري هم گونه سمت چپم بي حس شد بعد از مراجعه به متخصص مغز و اعصاب برام ام آر آي نوشت و جواب ام آر آي جز يه كانون غير نرمال كه البته نوشته شده بود كه non specific lesion هست دكتر برام vepهم تجوبز كرد و خوشبختانه جواب اونم خوب بود ولي متاسفانه بي حسي در صورتم از بين نرفته شما ميدونيد پس دليلش چي ميتونه باشه البته دكتر برام قرص گاباپنتين با دوز ٣٠٠ هم تجويز كرده

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر ناحیه بیحسی طرح خاص ناحیه تشریحی عصبی ندارد جای نگرانی نیست در غیر اینصورت بایستی کنترل بعدی چند ماه بعد بعمل آید.

  8. طاهری می‌گوید:

    باسلام دختر 23 ساله تم سه هفته قبل بعد بیدار شدن از خواب بدون هیچ سابقه قبلی دست چپ از مچ تا نوک انگشتان کرخت شد اما جس داشتم .چهار پنج روز بعد فقط انگشت کوچک و کناریش درگیر بود دکتر مغز و اعصاب نوار عصب و ام آر آی مغز و نخاع نوشت گفت همه سالم اند
    و این حالت برطرف میشه.از نظر آزمایش خون هم کامل سالم بودم.
    کم کم بهتر شدم تا فقط بند پروگزیمال انگشت کوچک درگیر بود که بعد بیدار شدن از خواب بهتر هم میشدم.
    الان دو روزی هست دوباره این خس کرختی بیشتر شده و کل انگشت کوچک رو درگیر کرده
    ممنون میشم راهنماییم کنید.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر ام آر آی نخاع گردن و حس و قدرت و رفلکس دست طبیعی بوده، ممکن است مشکل محیطی بعلت فشرده شدن عصب در مچ یا آرنج باشد.

  9. Bita می‌گوید:

    سلام آقای دکتر.وقتتون بخیر.من ۲۵ سالمه از یک ماه پیش انگشتای پام سر و سنگین میشد بعدم کف پام تیر میکشید این موضوع چند روز خیلی شدید بود بعد تموم شد و الان دوباره گردنم سمت چپش تیر میکشه و میسوزه و هم زمان پاهام تیر میکشن و وقتی سرم رو خم میکنم ران پای راستم میسوزه. این احساس کرختی و سر شدن و ی مقدار درد تو کل بدنم میچرخه بعضی صبح ها دستام سر میشه و در طی روز روی قسمت های دیگه بدنم میاد دختر دایی من ام اس داره آیا میشه با آزمایش خون تشخیص داد؟ممنون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      احتمالا علائم تلقینی ناشی از آگاهی از علائم ام اس است، اگر در معاینه سالم هستید جای نگرانی نخواهد بود.

  10. شادی می‌گوید:

    سلام آقای دکتر، یک سوال ازخدمتتون داشتم آیا بعد از گذشت دو ماه و نیم از پالس تراپی کورتون، طبیعی هست که تعادل بیمار کاملا برنگشته باشه و گاهی اوقات هم دوبینی گذرا و سرگیجه براش پیش بیاد؟ و اینکه چه مدت طول می کشه تا بیمار، تعادل کامل خودش رو به دست بیاره؟

    • شادی می‌گوید:

      درضمن احساس بی حسی و سنگینی هم در پاهاش داره.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      پاسخ به درمان پالس ممکن است نسبی باشد، جبران علائم با گذشت زمان با تطابق بدست می آید. در مواردی با علائم باقیمانده باید کنار آمد.

  11. سهیل می‌گوید:

    سلام بر دکتر سیفی گرامی
    عرض شود که بنده 69 سال سن دارم. دیشب با احساس یک رعد و برق در داخل سرم که با سرعت برق از سمت راست سرم شروع و به طرف دیگر برخوردکرد و به طرف اولیه برگشت، از خواب پریدم.
    علت این عارضه چه می تواند باشد؟
    با تشکر از محبت شما.
    سهیل از سوئد
    2018-05-13

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      سلامت و سرفراز باشید، تفسیر این علائم گذرا سخت است ، اگر اختلال ریتم قلب و اختلال خواب ندارید احتمالا اضطراب علت این احساس است

  12. سیروس گرجستانی می‌گوید:

    با سلام
    چشم چپم خیلی قرمز میشد و سردرد روزی ۲ ،۳ بار سراغم میومد که کاملا کسلم میکرد طوری که حال کار کردن و حرف زدن نداشتم
    بعد ۲ روز معدم ترش کرد که خوب شد
    بعد یوبوست گرفتم .شبا هر سه شب یه بار وقتی میخوابیدم ،خواب نبودم ،فک میکردم بیدارم و صدا ها رو میشنیدم
    بعد توهم این که وقتی بیدار میشم مغزم خاموشه و باید زور بزنم تابیدار شه دست میداد .پیش انترن چشم پزشک رفتم و گفت ویروس چشمی گرفتی.پیش یه انترن دیگه رفتم گفت ویروس نیست عفونت پلک هست و دارو هاشون مثل هم بود
    مصرف کردم چشمام سفید شده ولی علاعم سردرد و یبوست بی اشتهایی گرفتن دست و پا خیلی کم در موقع خواب فقط هنوز هست .۶ ماه پیشم حالت خاموشی مغز داشتم که دکتر گفت اب پشت شبکیه چشمت جمع شده خودش خوب میشه که شد.
    یک ماه داغونم .الان دیگه از مرگ نمیترسم
    لطفا راهنماییم کنید
    ۳۴ سالمه و اولین بار مشکل اینجوری برخوردم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با معاینه و مصاحبه اعصاب علائم جسمی یا روان تنی مشخص میشود برحسب اولویت هر کدام در جای خود قابل معالجه است.

  13. نیما جوان می‌گوید:

    با سلام خدمت جناب دکتر
    خواهری دارم حدود ۲۲ سالشه. چند ماهیه ازدواج کرده و بعد از عقدش بسیار افکار بدی میاد تو ذهنش آرامششو ازش میگیره. میگه وقتی این افکار منفی میاد سراغش بدنش داغ میشه. به شدت گریه میکنه. گاهی دستاش بی حس میشه و چشماش سیاهی میره. پزکش یه عکس از سرش خواسته و هنوز خیلی مونده که وقت بیمارستانش برسه. نظر شما نسبت به این علایم چیه؟ ممنون میشم از راهنمایی و اظهار نظرتون. خدا خیرتون بده بابت این زحمتهای بی ادعا و بدون توقع

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بنظرم بهتر است افکار وسواسی کنترل بشود اگر در معاینه علائم بیماری عضوی ندارد تصویر برداری کمکی نمیکند.

  14. زاهده می‌گوید:

    آقای دکتر سیفی
    با سلام و احترام
    دختری هستم در آستانه39 سالگی که در ابتدای سال 95 به دلیل سردردهای وحشتناک و چند مورد تکرار شونده فراموشی موقت بالای 1 دقیقه به پزشک متخصص مغز و اعصاب مراجعه کردم و با تشخیص میگرن و اختلال شدید در نوار مغز(به نقل از پزشک معالج) درمان دارویی من شروع شد که شامل تگرتول 500 و پروپرانولول بود و بعدا دوز هر دو افزایش پیدا کرد و تگرتول 1000 و دو بار در روز ایندرال 20 مصرف میکردم پس از مدتی با انجام تست ام آر آی دکتر مشکوک به اتروفی مغزی شدند اما متاسفانه حاضر به توضیح بیشتر نشدند و گفتند که ممکن است کوچک شدن مغز در تصاویر معمولی باشد با ادامه پیدا کردن روند درمان و به دلیل عم بهبود پس از یک سال به پزشک دیگری مراجعه کردم که با ملاحظه صرفا ریپورت تست ام آر آی احتمال آتروفی را به صورت کامل رد کرده و تشخیص اختلال امواج مغزی و صرع دادند و داروها را به لویتراستام 1000 (صبح و شب) و آسنترا و پروپرانولول منتها دو مرتبه در روز با دوز 40 میلی گرم تغییر دادند و با آزمایش خون هر سه ماه یکبار میزان دارو را در خون چک میکنند. در آخرین مراجعه پایان سال گذشته و چک ردن نتیجه آزمایش خون کلا پروپرانولول با دوز 90 میلی گرم در روز را قطع کرده و بجای سرترالین داروی ریتالین را جایگزین کردند. متاسفانه سردردهای عمدتا ناشی از استرس من دوباره شروع شده و از طرفی حدود یک ماه هست که به صورت مداوم ولی نه هر روز مشابه احساس عبور جریان برق از سرم بعضی اندامها را دارم که منجر به بی حسی کامل در زبان و لبها شده و بی حالی شدید به همراه دارد.
    آقای دکتر من واقعا مستاصل شدم اصلا نمیتونم زندگی کنم
    ممنون میشم من رو راهنمایی کنید.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      متاسفانه نه شرح حال و نه نتیجه بررسی ها و نه درمان باهم منطبق نیستند حدس میزنم میگرن با زمینه اضطراب و شاید افسردگی مطرح است و تشدید این زمینه با تلقین خودی یا رویکرد معالج مشکل ساز بوده است. اگر حدسم درست باشد هر دو مشکل میگرن و اضطراب قابل درمان است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


− 1 = یک

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>