اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder


اختلال شخصیت مرزی تغییرات در الگوی شخصیتی است که بطورمزمن و با دوره های تشدید علائم در شرایط استرس مشخص می شود. این اختلال در خانم ها بیشتر است و مشخصه آن حساس بودن، بی ثباتی، تحریک پذیری، ترس از طرد شدن، خجولی، تنش زایی، اقدامات خودآزاری و خودکشی است. این اختلال زمینه ژنتیکی دارد و در بعضی خانواده ها بیشتر دیده می شود. عوامل محیطی از جمله آسیب های روانی و طرد شدگی در طفولیت در بروز آن دخیل است.

تصویربرداری فونکسیونل مغز نشانه های تحریک پذیری هسته های آمیگدالا و نقص مهار قشر جلو فرونتال در افراد مبتلا را نشان داده است.

وجود پنج مورد یا بیشتر از موارد زیر تایید کننده اختلال شخصیت مرزی است.

  • · حساس بودن در روابط بین شخصی:

1.    تلاش بی وقفه برای مقابله با طرد شدگی واقعی ویا خیالی؛

2.    رابطه بی ثبات عاطفی با نوسانات تمجید و بی اعتبار نمودن دیگران.

  • · عدم تعادل عاطفی:

3.    بی ثباتی عاطفی بعلت نوسان شدید خلق و دوره های دیسفوری (اختلال حس شادی) حاد و مکرر و تحریک پذیری از چند ساعت تا روز؛

4.    عصبانیت مداوم و مشکل کنترل عصبانیت و درگیری فیزیکی و لفظی مکرر؛

5.    احساس پوچی؛

6.    پرخاشگری با مشخصه های افراط در خرج پول و فعالیت جنسی، مصرف مواد اعتیاد آور، رانندگی خطرناک و پرخوری؛

7.    رفتارهای خود آزاری؛

8.    اقدامات خودکشی نمایش و یا واقعی؛

مهمترین مشخصه اختلال شخصیت مرزی ترس از طرد شدن و عدم مقبولیت در روابط است. این افراد ارزش زندگی را در بها داده شدن توسط دیگران می دانند. احساس بی توجهی از طرف دیگران، حس بی ارزشی شدید و عصبانیت را در این افراد پدید می آورد تا حدی که به خودآزاری و خودکشی منتهی میشود. این افراد با تفکیک همه خوب یا همه بد افکار دو مقوله ای دارند.

سیر بیماری اغلب از دوران نوجوانی شروع می شود. افراد مساعد به این اختلال روابط محدود و خاصی دارند، نگران و حساس و خجالتی هستند. در 10 درصد موارد اقدام خودکشی در این افراد وجود دارد. در 45 درصد موارد افراد کارایی مفید ندارند.

علائم بیماری آنقدر مشخص است که پرسش ساده از بیمار و اطرافیان در مورد مشخصه های آن به تشخیص منتهی می شود.

درمان:

روان درمانی رفتاری و شناختی بصورت انفرادی و گروهی با آموختن خویشتن داری، خودباوری، تفکر قبل از عمل، تغییر رویکرد در ارز یابی دیگران، افزایش سطح تحمل، افزایش روابط بهتر با دیگران، دوری جستن از شرایط استرس زا و در مواردی مصرف داروهای SSRIS (مهارکننده های اختصاصی گیرنده های سروتونین) و روان گردانهای آتی پیک موثر است. اساس معالجه روان درمانی طولانی مدت با جلسات بحث و گفتگو 2-3 ساعت در هفته به مدت یک سال یا بیشتر و پایش سیر علائم این اختلال می باش

این نوشته در تخصصی, عمومی ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

311 Responses to اختلال شخصیت مرزی (Borderline Personality Disorder

  1. تناز می‌گوید:

    سلام، دكتر من عاجزانه تقاضاي كمك دارم،خواهر زاده من در ٧ سالگي مادر و پدرم رو از دست داده، و دچار اختلال شخصييت مرزي هست، به دليل رانندگي با سرعت ١٦٠ تا و استفاده از مشروب اكلي و مواد، دستگير شده و به زندان هم رفته ٢ مرتبه، هر بار ميگه نمي كنم ولي باز مي كنه،اقدام به خود كشي، مصرف مواد،احساس پوچي ، خشم زياد، اضطراب وحشتناك و ديگر علايم اختلال شخصيت مرزي، اصلا حاضر نيست پيش روان كاو بره، مقاومت عجيبي داره، هر شكلي از رفتار رو هم ما روش پياده كرديم بي فايده بوده، مي خوام راهنماييم كنين كه چه طور راضيش كنيم كه بره پيش روانكاو،عاجز شديم از دستش، از اضطراب شديد نه مي تونه كار كنه نه درس بخونه نه هيچي؟ چطور راضيش كنيم بره دكتر؟خيلي ممنون ميشم راهنمايي كنين

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر برای خود و جامعه و خانواده خطرزا است با مشاوره غیابی روان پزشکی در مورد بستری و درمان حتی اگر لازم باشد با نیروی قهریه توصیه میشود. روانکاوی نسبت به درمان تاثیر کمی دارد بعد از کنترل در بیمارستان معمولا برای پیگیر معلجه همکاری میکند

  2. بیمار می‌گوید:

    با سلام خیلی ممنونم از این مطلب مفیدتون از خودم بگم من در کودکی مادرم کارمند بود و پدرم هم خانه نبود همیشه شاهد دعوای والدین و نارضایتی های بردار و خواهران بزرگترم بودم ناگفته نماند که من فرزند آخر هستم و بالای 5 سال با نزدیک ترین عضو خانواده فاصله سنی داشتم و بشدت دچار سو استفاده های فیزیکی و روحی بودم به نحوی که از همان موقع ارزوی نبودن داشتم و در همه جا سعی داشتم دوستان خیلی بامرامی پیدا کنم در فامیل همینطور و از ترک رابطه دوستانم ….. من یک سری بیماری ها هم دارم که عذاب میده مثلا نمره چشمام خیلی بالاس نزدیک به معافیت بودم حدود 9 بود یا من همیشه از کم خونی رنج میبردم و همیشه از بچگیم احساس کمبود و عدم اعتماد به نفس همراهم بوده در دوست پیدا کردن همیشه دچار مشکل بودم و هستم و در حال حاضر هم احساس خود گناهکاری و خودکشی دارم البته مرتب با احساس اینکه دیگران را مقصر بدونم عوض میشه هیچ ثباتی ندارم کلا بدون هویت هستم …. در خودم فرو رفتم خودم را در اتاقی محبوس کردم لطفا راهنمایی کنید که آیا درمانی وجود داره

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با این سیر بیماری و تنوع اختلال زمینه روحی نیاز مبرم به درمان داروئی و روان درمانی طولانی مدت نیاز است. تحت نظر یک نفر روان پزشک دارید، بتدریج روشهای برخورد با مشکلات و عادت به کار و قبول مسئولیت آموزش میدهند.

  3. احسان صولتی می‌گوید:

    سلام اقای دکتر
    بنده برج 12سال 95 اعزام شدم ولی بخاطر درد قلبم که از اعصاب روانه بهم 6ساعت مرخصی دادن بنده اعصابام مشکل دارن خودزنی میکنم الان 4روزه که تو بیمارستان رازی تحت مراقبتم از پادگانم زنگ زدن که مدارک لازم رو بیارین بفرستیم کمسیون تو اردبیل
    به نظر شما معافیت میدن

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بهتر است گواهی تشخیص بیماری را از مرکز درمانی به کمسیون ارجاع کنند اغلب برحسب شدت بیماری کمسیون نظر میدهد.

  4. محسن وزوایی می‌گوید:

    با سلام.سالها بودکه از اختلالات روانی شدید رنج میبردم برای درمان به روانپزشکان معتبر مراجعه کردم ولی بیفایده بود.تااینکه به تازگی وبطور تصادفی باانواع اختلال شخصیت اشنا شدم وعلایم اختلال شخصیت مرزی رادر خودم دیدم.ازجمله عدم درک صحیح ازخوشتن یا عدم خوداگاهی وبی ثباتی درخلق وبحران دایمی روحی. لطفا برای درمان راهنمایی بفرمایید واینکه هیپوتراپی چقدر در درمان موثر است.باتشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      خواب درمانی و روان درمانی کلاسیک و داروها گمتر و مقطعی اثر دارند. شناخت ودرمانی و رفتار درمانی طولانی مدت و مهیا نمودن زمینه کار منظم و مسئولیت شغلی در شرایط مساعد بیشتر موثر است.

  5. Kosar می‌گوید:

    سلام دکتر….ببخشید من ی مشکلی دارم ممکنه ی لحظه برای مثال ب ی نفر احساس تنفر داشته باشم ولی بعد چند دقیقه احساس عادی و دوست داشتنو دارم…مثلا ممکنه الان به شدت تو فاز غم باشم و گریه کنم ولی یه ربع دیگ از خنده غش کنم این بی ثباتی احساساتم واقعا منو عصبانی میکنه…بنظرتو من چ مشکلی دارم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      کمی تجربه اجتماعی و احتمالا خاطرات ناگوار گذشته ممکن است علت باشد با کنترل عواطف و و روابط اجتماعی بیشتر با افراد مناسب و کنترل آزمون و خطای روزانه در رفتارها بتدریج به حل مشکل کمک میکند.

  6. Kosar می‌گوید:

    مرسی بابت پاسخ.. بله خاطرات ناگوار در گذشته دارم…ایا میشه گفت ک اختلال شخصیت مرزی دارم؟ میشه درمون بشم؟

  7. Kosar می‌گوید:

    اتفاقا دکتر من اعتماد بنفس خیلی بالایی دارم…ولی تمرکز ندارم…ولی جدیه دکتر ممکنه حتی الان ک دارم این متنو مینویسم دو دقیقه دیگ پشیمون بشم در این حد جدیه تعادل ندارم

  8. inbar lavi می‌گوید:

    …….. بهم بدترین فحاشی هارو کرده. گاهی اوقات بشدت سایکوز میشه و بعد چن ساعت خوب میشه و پشیمون میشه. منم واقعا رابطمو سرد کردم باهاش و ازش سرد شدم. ولی نمیدونم چطور تموم کنم. اخه ی بار گفتم رابطه تمومه خیلی بد شد. انواع تهدید هارو کرد. بردرلاین ها خطرناکن. میترسم اسیب بزنه بهم اگر دوباره بگم. با اینکه بشدت باهاش سردم ولی بهم وابستگی عاطفی داره.‌نمیدونم چکار کنم برای بیرون اومدن از این رابطه. لطفا راهنماییم کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      براي مشكل بوردولاين روان درماني رفتاري،شناختي بهتر موثر است هر نوع تغييرات را با بمرورزمان و اندك اندك بايستي به اجرا گذاشت طوري كه خودش به نتيجه نهايي برسد.

  9. اکبر می‌گوید:

    سلام من در حال خدمت سربازی بودم دچار اختلال شخصیت مرزی شدم بیماریم پیشرفت کرد و دکترا شش ماه معاف موقت کردنم متاهلم زندگیم خیلی به مشکل خوردم اصلن حال روحی روانيم خوب نیست فکرم درگیر اينه که دیگه ادامه خدمت برام سخته دوری از خانومم وبچم خیلی داغونم میکنه احساس خودکشی اذیتم میکنم من باید چکار کنم …..

  10. اکبر می‌گوید:

    ممنون دکتر پیش روانپزشک رفتم دکتر گفت بیماری اختلال شخصیت مرزيت شدید شده دوباره که نظام وظیفه بفرستنم برا معاینه معافیت بهت میدن دکترا دکتر گفت بيماريت شدید شده با این حال نميفرستنت سر خدمت حتی خود دکترای نظام وظیفه تاکید کردن که یک ماه مونده به استراحتت تموم بشه یک برگه دادن که برم به نظام وظیفه و دوباره برا معاینه برم دکتر و کمیسیون با این حال احتمال معافی هست دکتر یا نه

  11. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر این شش ماه معاف موقت آیا احتمالش هست که روی خدمتم حساب کنن یا نه و اگه اینکه دوباره معاف از رزم کنن و بفرستنم سر خدمت اگه حالم دوباره به هم می ریزه وخودزني کنم چه عاقبتی در انتظارم هست آیا به دکتر میفرستم یا نه

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر به خدمت اعزام كنند گواهي با تاكيد بر مراقبت و كنترل پزشكي ، بايستي از روان پزشك به همراه داشته باشيد.

  12. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر من قبلن هم بهتون پیام دادم گفتم تو خدمت دچار بیماری اختلال شخصیت مرزی شدم وبه علت نقص عضو و تشدید بیماریم شش ماه معاف موقت شدم آقای دکتر امشب دوباره خودزنی کردم من متاهل و دارای فرزند هستم تو اون هفت ماه خدمت خیلی از لحاظ روحی روانی صدمه دیدم الان تو بد شرایطی گیر کردم از یک طرف میگم معافیت بگیرم باز میگم هفت ماه خدمتم هیچی میشه باز میگم اگه برم سر خدمت با این حال خرابچطور خدمت کنم دوری از خانوادم برایم سخت است فکر درگيره این مسائل بود که عصبانی شدم و شیشه شکستم ده تا قرص آرام بخش و سيتالوپرام خوردم حالم خوب نیست اساس پوچی میکنم زندگیم داره به مشکل مسخره حس حال کار کردن ندارم خیلی بی انرژيم خودم تو خونه زندوني کردم برای امرار معاش زندگیم موندم دوست دارم برم به خدمت همشون تیر بارون کنم یکی دیگر م به خودم بزنم راحت کنم خودمو و حداقل چند تا از اونا رو هم ننابودکنم حالم بده باید چکار کنم الان تحت نظر روان پزشک هستم ولی برام قرص آرام بخش و سيتالوپرام نوشته که مصرف میکنم ولی فایده نداره روز به روز داره حال روحيم بدتر میشه من باید چکارکنم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بعد از یک دوره شش ماهه مجددا کمسیون ارزیابی میکند با ادامه علائم معافی دایم داده میشود بهتر است پیش غزیزانتان با تمرکز و آرامش بکار مناسب و تامین زندگی مشغول شوید نا امید نشوید. با روان پزشک در ارتباط باشدی.

  13. اکبر می‌گوید:

    آقای دکتر مگه اختلال شخصیت مرزی همون اسکيزوفرني نیست اسکيزوفرني که جزء معافیتهای داءم است چرا من معاف داءم نکردن این همه دارم درد می کشم زندگیم تباه کردن داره زندگیم از هم ميپاشه خانومم صحبت از جدایی می کنه دارم داغون ميشم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این دو بیماری متفاوتند. هر کدام اگر شدید باشد دلیل معافی را تامین میکند. اغلب بعد از معافی موقت با معافی دائم موافقت میکنند.

  14. اکبر می‌گوید:

    سلام بر دکتر سیفی عزیز سپاسگزارم که وقت ميزارين به سوالات من جواب میدید آقای دکتر برا دیدن روانپزشکم باید سیصد کیلومتر راه برم تا برسم پیشش بچه دهاتم رام دوره تازه اونم هر یه ماهه برام نوبت گذاشته برم پیشش شبا همش کابوس رفتن به خدمت میبینم شبی دو سه ساعت اگر بخوابم اونم هی با کابوس از خواب بیدار میشم دوست دارم یه جوری خودمو خلاص کنم ولی دیگه به اون شرایط بر نگردم فقط تنها مانع چشمان دختر معصومم که هی نگاه میکنه به من میگه بابا من دوستت دارم دیگه تنهام نزاریم واگرنه تا حالا صد بار خودمو کشته بودم زندگی که تو اون آرامش نه برای خودم نه همسرم داشته باشه چی فایده دیگه اونقدر نا امیدم که احساس میکنم باید تمومش کنم دوست دارم خودمو با بچم هر دو مون با هم این دنیای لعنتی رو به کنار دخترم به پایان برسونمش دخترم خیلی وابستگيش به من زیاده روزی یه ساعت از کنار من جدا نمیشه او من خودمو بکشم اونم ميميره پس بهتره همون که با هم بمیریم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      افسردگی با درمان داروئی کافی و روان درمانی با اصلاح رویکرد به زندگی قابل معالجه است. با سابقه چند بار مراجعه که داشته اید پزشک آشنا به سرایط تان درمان چند ماهه را توصیه میکند و هر چند ماه یک بار مراجعه ارزش زحمتس را دارد. به این ترتیب دلیلی برای نا آمیدی نیست.

  15. پرنيا می‌گوید:

    سلام آيا بينار مبتلا به borderline حتما بايد دارو بخوره؟من نمي تونم عوارض شو تحمل كنم

  16. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر اگه شواراي پزشکی من بفرستن سر خدمت اگه تو یگان درگیری و خود زنی کنم من چکار میکنن چه عواقبی داره

  17. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر با مصرف کردن این داروها پرانول10و الانزاپين5وفلوکستين20وسيتالوپرام که مصرف میکنم از لحاظ روحی بهتر نشدم و آیت احساس تاریکی و خفگی برایم درد آور است خیلی عذاب می کشم تو دنيايه به این بزرگی احساس خفگی میکنم احساس خستگی خیلی شدید از درون دارم به نظر شما من باید چکار کنم به دکترم هم گفتم ولی این دارو هارو گفته مصرف کن

  18. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر ممنون که پاسخگو هستید این خستگی که از درون دارم حس حال راه رفتن از من گرفته علت چیست احساس شدید خستگی روحی آزارم میدهد با این باید چه کرد

  19. arman می‌گوید:

    سلام دکتر بنده بر اثر تصادف واز دست دادن دوستانم دچار ترس اضطراب شدید شده ام هر لحظه که صحنه به یادم می افتد پرخواشگری وگریه وناله میکنم به متخصص اعصاب وروان مراجعه کردم دارو واسم نوشته اما بعد از 4 ماه هیچ تغییری نکرده ام وبیماریم بیشتر شده فقط پدر ومادرم مقداری منو اروم میکنند الانم وقت خدمتم رسیده ایا به نظر شما معافیت به بنده تعلق میگیره یا نه وایا کمیسون میتواند کاری کند که اگر معاف نشوم در شهر خودم خدمت کنم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      هر نوع کمک در این مورد ممکن است اگر پزشک معالج تان گواهی لازم برای تاخیر به اعزام بدهند ویا معافی رزم و گواهی حضور در شهر خودتان صادر کنند مطمئناا موافقت میشود چون خواسته مهم نیست. ضمنا با روان درمانی به همراه دارو اختلال افسردگی و اندوه از ذست دادن سبکتر میشود به حال عادی برمیگردید.

  20. شایان می‌گوید:

    سلام آقای دکتر پسری هستم مجرد و ۳۲ ساله که حدود ۴ سال پیش یک شب به علت مصرف حشیش دچار حمله پانیک شدم و از چند روز بعدش با دنیا غریب بودم و همینطور با خودم و دیدم پانورمایی شده بود که دکتر مسخ شخصیتا تشخیص داد حدود یکسال و اندی با مصرف داروهای لاموتیریژن و ولبان و ریسپیریدون کاملا درمان شدم و ۲ سال خوب خوب بودم و به علت ناآگاهی در این دوسال قلیان و گهگداری مشروب مصرف کردم تا دوماه پیش که حس کردم مخصوصا با خودم غریبم و درک اینکه چی هستم و کی هستم و دنیا چیه و من چی هستم راازدست دادم دوباره به روانپزشک معالجه کردم و داروهای لاموتیریژن و ولبان و ریسپیریدون تجویز شد .مشکلم اینکه من ایا وسواس فکری رو این بیماری دارم یا دوباره همون مسخه چون وقتی فکر میکنم که چیم و انگار فقط دوتا چشمم و همینطور فکر به فردا و ترس از رانندگی و این نمونه فکرا منا در حد حمله پانیک عذاب میده میخواستم نظرتون را در رابطه با داروها و ایا اینکه ایندفه دچار وسواس شدم یا دوباره مسخ بدونم .با تشکر فروان از شما

  21. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر اینکه میگویند اختلال شخصیت مرزی ناتوان کننده است منظورش چیست ?

  22. بهار. ا می‌گوید:

    سلام منم این اختلال رو دارم. از 14.13 سالگی دارو مصرف میکردم و پیش روان شناس و مشاوره میرفتم 2 بارهم بیمارستان روانی بستری بودم 5.6 سال ادامه داشت و من هر سال بدتر میشدم دیگه خسته شدم داروهامو گذاشتم کنار شروع ب مصرف ماری جوانا کرده بودم تو این دو سه سالی ک کشیدم خیلی بهتر شدم نسبت ب قبل. ولی همچنان مشکلات زیادی دارم خصوصا تو ارتباطاتم اما ب نظرم ماری جوانا خیلی میتونه ب ما بوردرلاینیا کمک کنه البته اصولی. مطمعنم ک در اینده جز روش های درمانی میشه.

  23. شایان می‌گوید:

    باسلام و تشکر از زحمات شما آقای دکتر میخواستم بدونم که ایا احساس سردرگمی و حسای عجیب نسبت به هویت و وجودیت خود و احساس اینکه متوجه نمیشی درمان شدی یا نه برای بیمار دارای مسخ شخصیت جز علائم این بیناری حساب میشه ؟ من نمیدونم چی هستم و ایا درمان شدم یا نه سردرگم و گیجم ایا اینها علائم همین بیماریه و ایا درمان داره یا خیر و حداقل دوره درمان چقدر است؟؟؟بازهم تشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      علائم گفته شده در زمینه افسردگی و اضطراب بیشتر دیده میشود ، نشانه بیماری اختلال مرزی نیست.

      • شایان می‌گوید:

        باسلام ممنونم که جواب دادید اقای دکتر آیا علائم مربوط به اختلال مسخ شخصیت هست؟ توسط شما اگاه شدم که مربوط به اختلال شخصیت مرزی نیست ولی آیا این علائم حسای عجیب غریب نسبت به هویت و وجود داشتن خود و سردرگمی مربوط به اختلال مسخ شخصیت هست؟ و ایا اگر مسخ شخصیت باشد درمان دارد؟

  24. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر من از وقتی پیش این روانپزشکم رفتم یه نامه گفتم بهم بده برای کمیسیون نظام وظیفه ببرم برام MDDويه چند کلمه دیگه انگلیسی نوشته که من نتونستم بخونم آیا با و این این و اختلال شخصیت مرزی که خود دکترای نظام تایید کردن این دفعه معافی بهم میدن یا نه وایت به کمیسیون باید بگم که قرص و دارو هم مصرف میکنم یا نه

  25. اکبر می‌گوید:

    آقای دکتر آیا احتمالش هست که قبول نکنن این افسردگی رو من حال روحيم خیلی خرابه یه شب نیست که بتونم به راحتی بخوابم باید چکار کنم که معافیت بگیرم کمکم کنید

  26. سارا می‌گوید:

    باسلام.من درسن هفده سالگی ازدواج کردم و بعداز ده سال به دلیل مشکلاتی که باهمسرم داشتم جداشدم.اماهرگزنتونستم ایشون رو رها کنم و بعد رفتن به مشاوره های مختلف وجلسات روانکاوی بیماری مرزی رو در من تشخیص دادن.خیلی از روانشناسان گفتن که درمان مرزی سخت هست وکارما نیست.خدمت خانوم دکترصلواتی رفتم که طز دکتری ایشون بردلاین بود اما کمکی نکردن.وحال من به دلیل جدا شدن و وصل شدن های مکرر به همسرم روز به روز بدتر میشه و آسیب هام هم همین طور.احساساتم مرتبا تغییر میکنه و من لحظه ای عاشقم ئ لحظه ای فارق به حدی گیج و سرگردانم که تمام اطرافیانم رو گیج و سرگردان کردم و ترس شدیدی از طرد شدن و تنهایی دارم.خواهش میکنم در تهران روانشناسی رو به من معرفی کنید که بتونه در درمان بردلاین کمکم کنه.و من رو از شر مشکلات زیادم خلاص کنه

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      فرد خاصی را که در این زمینه کار کند نمیشناسم. بایستی در یکی از مراکز دانشگاهی فردی را که علاقه و حوصله و وقت کافی برای رفتار درمانی داشته باشد پیدا کنید. در مطبها معمولا وقت زیادی روی موضوع نمیگذارند و با دارو درمانی صرف هم نتیجه خوب بدست نمی آید.

  27. گندم می‌گوید:

    سلام ، من بندر عباس زندگی میکنم و خودم به تنهایی و تست هایی که توی اینترنت بود رو انجام دادم و چیز های که خوندم متوجه شدم شخصیت مرزی دارم . همه علائم و دارم حالا کم و بیش داره .
    یکی دو بار چند سال پیش مشاور رفتم ولی یهو ازش متنفر شدم و دیگه نرفتم . بخاطر هزینه های زیادی هم که داره نمیتونم همه روانشناس های این شهر رو برم تا ببینم کدوم کارش بهتر .
    بعضی موقع ها هم از رفتارم که نا خودآگاه انجام شده خجالت می کشم . لطفا یکی بهم بگه چجوری به خودم کمک کنم .مچکرم ؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با تمرینهای روزانه کنترل آزمون و خطای رفتاری و تدوین برنامه درست رفتاری و کاری ومعاشرتی با رشد و تکامل خلقی روز افزون اغلب نتیجه رضایت بخش میدهد.

  28. سارا می‌گوید:

    خیلی ممنوم از این که وقت گذاشتید و جواب دادید.در این مدت صرف هزینه های گزافی کزدم و هیچ نتیجه ای هم نگرفتم.یه مدت تشخیص دوقطبی رو دادن در من و از قویترین دارو ها استفاده کردم و نتیجه ای هم نداشت.در این بین مشکلات خانوادگی زیادی هم برام پیش اومده و این باعث آسیب زیادی در من شده.آیا خودتون روی بوردلاین کار میکنید

  29. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر دیروز شش ماه معاف موقت خدمت که به خاطر اختلال شخصیت مرزی گرفته بودم تموم شد با تسویه حساب موقت به نظام وظیفه اعزام شدم و از اونجا به معرفی به بيمارستان بهم دادن و رفتم بیمارستان ناجا وپیش دکتر وبهم گفت برو پرونده پزشکيت بگیر بیار رفتم براش آوردن وفقط بهم گفت خودزنی های زمان خدمت نگاه کرد و گفت برو دیگه ما به جوابشو خودمون ارسال میکنیم یعنی نظرشون چی میتونه باشه چرا برام کمیسیون پزشکی نگذاشت واصلن از حال روحيم نپرسید و نگذاشت مث صحبت کنم گفت برو خونتون اجازه صحبت نداد به نظر شما چرا این کارو کرده

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در این مسائل سابقه شرط است از روی گفته ها تصمیم نمیگیرند ضاهرا معافی موقت داده اند معمولا دفعات بعد معافی دائم میدهند.

  30. مرتضی می‌گوید:

    سلام اقای دکتر.من کلا اختلال شخصیت مرزی دارم ومعاف دائم شدم اینم باتشخیص هفت دکتر توی بیمارستانی درمشهد.امااینو میخوام بدونم که برای اقدام برای جانبازی اعصاب و روان حق وحقوقی دارم یا نه.البته بنده متاهلم سه تاپسر دارم پرخاشگر.خودزنی.درگیری با همسایه ها ومجتمع وچندین بار اقدام به خودکشی رو داشتم کلا بیماریم شدید هست.لطفا راهنماییفرمایید.باتشکر.فوری.نه میتونم جایی کارکنم نه نه میذارن کارکنم ونه مدارکی ازفبیل گواهینمامه رانندگی بگیرم.زندگیم هم پراز درگیری اونم بیشتر سر فرزندانم خالی میکنم خانمم هم با قرص مرا آرام میکند.محتاج کمک وراه حل.ممنون از لطفتون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      کنترل علائم با درمان کافی و راهنمائی روان پزشک ممکن است با تایید بیماری و معافی تان تشخیص دیگر و معلولیت جانبازی از این طریق ممکن نیست.

  31. ايدا می‌گوید:

    سلام جناب دكتر،من بتازگي متوجه شدم كه مادر همسر بيمار رواني است،امحل زندگي پر از چيزهاي به درد نخوره ….
    زباله جمع كردن
    اشغال خوردن
    بردن سهمش(هرجا بره هرچي واسهزخوردن بيارن نيگع من سهممو ميبرم)
    چندبار يه چيزي رو پرسيدن
    فخش دادن به تمام اعضاي خانواده و بچه ها
    امامزاده و ختم ادمهاي غريبه….

  32. اکبر می‌گوید:

    سلام آقای دکتر بلاخره تکلیف خدمتم معلوم شد و چند روز پیش تو کمیسیون نظام وظيفه معافد داعم پزشکی شدم و مبالغی برای صدور کارت واریز کردم آقای دکتر سوالم این است چون تو حین خدمت بودم تسویه حساب موقت هم گرفتم برای معرفی به نظام وظیفه فقط دفترچه های بیمه نیروهای مسلح رو باطل نکردم آیا به خاطر اون ميتونن معافیت پزشکی من باطل کنن یا نه البته خودشون تو یگان گفتن فعلا نميخاد باطل کنی تا تکلیف خدمتت معلوم بشه الانم که معاف داعم شدم

  33. Mostafa می‌گوید:

    سلام دکتر من خیلی عذاب می کشم برام تشخیص صفات شخصیت مرزی رو دادن بحثم جداس میخواستم بدونم کسی که این صفات رو در خودش داره بیشتر عذاب می کشه یا کسانی که با اون زندگی میکنن ینی این حس و حالی که من تجربه میکنم رو افکار اوناهم تاثیری داره یا نه؟ممنون میشم از پاسختون

  34. Mostafa می‌گوید:

    راستش در کودکی خیلی عذاب کشیدم با آتیش بازی میکردم و خودمو میسوزوندم نمیدونم ولی از وقتی که این برچسب بهم خورده ناراحتم به خودم بعضی وقتی میگم شاید سالم باشم یا شایدم یه سایکوپت بالاخره شخصیت مرزی کلاسش از سایکوپت پایین تره دکتر من دوستانمو از دست دادم همینطور اطرافیانمو و عشق زندگیمو کلا میترسم از خونه بزنم بیرون قبل از مصرف دارو خیلی پرتحرک و پرخاشگر بودم ولی از وقتی این دارو هارو مصرف میکنم ترسم بیشتر و در کل زندگیم بد تر شده افکار بد میاد تو ذهنم هرشب کابوس میبینم و تو توهم میرم و میگم شاید پدر و مادر واقعی من اینا نیستن بعد پشیمون میشم پرسش من اینه دکتر با قطع مصرف دارو و مصرف ماریجوانا که یکی از دوستان مطرح کردن ینی کدوم بهتره من خودم ماری جوانا مصرف میکردم خیلی خوشحال و سرحال بودم حتی سرکارم میرفتم ولی دکتر این قرصا خیلی بده خواستم بدونم با قطع ناگهانی دارو به مشکل بر میخورم یا نه؟ ممنون میشم از پاسختون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بدون درمان سیر مشکلات اغلب رو به تشدید خواهد بود با درمان و احساس کنترل بع ایرادات خوتان بیشتر پی کیبرید بهتر است با پزشک معالج بیشتر همکاری داشته در طولانی مدت برای اصلاح رفتار و کنترل دست بیابید.

  35. سحر می‌گوید:

    سلام
    …( شخصیت‌های مرزی، خدایان نگاه صفروصدی به وقایع‌اند. یک روز طرف مقابل را تا عرش بالا می‌برند و چنین شخصی برایشان می‌شود بهترین انسان روی کره‌ی زمین: دوست دارند تا می‌شود با او وقت بگذرانند، صمیمی شوند و حتی شاید همان اول آشنایی، او را در خصوصی‌ترین مسائل زندگی‌شان سهیم کنند. اما هنوز مدتی نگذشته که آسمان و زمین جابه‌جا می‌شوند: همان انسان بهشتی، در ذهن‌شان می‌شود بدترین، پست‌ترین و بی‌ارزش‌ترین آدم دنیا! چرا؟ چون در ذهن شخصیت مرزی، آن فرد به‌اندازه‌ی‌کافی برای او اهمیت قائل نشده، آن‌قدر که باید برایش مایه نگذاشته و خلاصه در کنارش نبوده است.)
    این مطلب و جایی خوندم در مورد این افراد..
    با کسی بودم ک فهمیدم دچار اختلال شخصیت مرزی بوده..
    وقتی این افکار و تنفر رو راجب طرف مقابل پیدا میکنن دیگه این افکار و تنفر تغییر نمیکنه؟؟
    اگه با این افراد باصبوری رفتار کرد و باهاشو راه اومد میشه رو احساساتشون حساب باز کرد ؟ یا بازم ممکنه تغییر کنه و تبدیل ب تنفر بشه؟؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر روی شخصیت این نوع اختلال در طولانی مدت کار شود بتدریج میتوان نوسان خلق و رفتارشان را کمتر کرد راهکار و رویگرد متناسب را بایستی بتدریج یاد گرفت همیشه با قدرت و تسلط منطقی بر رفتارشان مسلط شد.

      • سحر می‌گوید:

        با کسی ک بودم الان بخاطر اینکه موقع حساسیت های بی مورد و عجیبش (دوست نداشت حتی با خانوادم صحبت کنم و کسی رو ببینم) عصبانی میشدم این حس تنفر و فکرای بد (اونجوری ک باید واسش ارزش قائل نشدم چون به همه حرفاش گوش ندادم و بعضی وقتا از رو عصبانیت زیاد میگفتم جداشیم ) رو داره، ممکنه این حس تنفر جاشو با حسای اولیه عوض کنه و این فرد خوب شه و برگرده و الان فقط از رو عصبانیت تصمیم گرفته باشه؟

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          بهتر است کند و کاو بیشتر در مسائل شخصیتی و رفتاری با مشاوره حضوری در چند جلسه با روان پزشک داشته باشید.

          • سحر می‌گوید:

            سلام آقای دکتر
            چند جلسه پیش روانپزشک رفتم ولی حتی اختلال شخصیت مرزیشون رو نتونستن تشخیص بدن.
            خیلی ممنون میشم فقط بدونم در این جور افراد احساس تنفری ک پیدا میکنن ممکنه از بین بره؟ یا دائمی هستش؟؟
            و اگه این احساس تنفر از بین میره چقدر زمان میبره؟

          • دکتر سیفی می‌گوید:

            با کنترل بالینی در چند ماه پاسخ به رفتار درمانی مشخص میشود.

  36. رها می‌گوید:

    سلام اقای دکتر. من تک فرزند هستم. …..

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با توجه به سیر مسائل در گذشته و استرس مزمن، زمینه اضطراب مختلط با اولویت هراس و وسواس بدون بیماری جدی دیگر روان پزشکی مطرح میشود. علاوه بر راهنمائی های روان درمانی، روز بروز با شناخت به ایرادات موجود و حل قدم بقدم را با تمرین همه روزه باید سیر اصلاح خلق و رفتار را پیش ببرید. مطمئن باشید هرکس ایراداتی برحسب محیط رشدش دارد مهم توجه به ایرادات و جدی گرفتن مشکل و سعی در حل آن است والا هر عادت هرچند کوچک حتی کشیدن مو هم بتدریج معضل لاینحل میشود.

  37. رها می‌گوید:

    ضمنا من ساکن مشهد هستم.شما دکتری را در آنجا معرفی میکنید. ممنون هستم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      پیگیری جدی با متخصص روانپزشک با تجربه و با حوصله در بلند مدت با برنامه روان درمانی شناختی -رفتاری مطمنا کمک زیادی دریافت میکنید.

  38. رها می‌گوید:

    ممنون اقای دکتر از پاسخ‌گویی. پس از نطر شما احتمال بیماری بردرلاین در من منتفی است؟ اخه من چند تست آنلاین گرفتم و توی محدوده این بیماری درومدم. یک چیز دیگر هم اینکه من همیشه زود حوصله ام سر میره و دنبال هیجان توی زندگیمم. سو مصرف مواد نداشتم اما قبل بچه دار شدن هر وقت ناراحت میشدم یکهو نصف بسته سیگار رو پشت هم می کشیدم. گاهی هم ناراحت باشم میرم هی برای خودم شیرینی شکلات زیاد میخرم.چون برخی ازین علایم به بردرلاین میخورد پرسیدم. بازم ممنون اقای دکتر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در این موارد روی یک عنوان تشخیصی تکیه کردن معمولا با سیر بالینی جور در نمی آید، بهتر است برحسب علام موجود و سیر معالجه درمان را پیش برد.

  39. بهار می‌گوید:

    سلام اقای دکتر. من حدود 3 ماه است که با پسری با این اختلال اشنا شدم. اول نمیدونستم که این مشکل رو داره و وقتی رفتار های ضد و نقیضش از جمله ابراز احساسات شدید. گریه. سلطه گری. ترس از تنهایی و ترک شدن و… دیدم متوجه شدم ک دجار این اختلال هست. اون خیلی زود عصبی میشه و بارها با من قطع ارتباط کرده و دوباره خودش اومده سمتم جدیدا میگه احساس بی هویتی میکنم و میگه از یک طرف عاشقتم از یک طرف میگه نمیدونم میخوام باهات باشم یا نه. مدام دچار نوسان هست. ضمن اینکه رابطه ما به قصد ازدواج بود و با شرایط پیش اومده من کاملا گیج شدم. از یک طرف بهش حس دارم و از طرفی به محض اینکه چیزی خلاف میلش اتفاق میفته عصبی میشه و فحاشی میکنه حتی دست بزن داره و منو ترک میکنه. و درست زمانی که با نبودنش کنار میام سرو کله اش پیدا میشه و با کلی گریه و اشک میگه نمیتونم بدون تو زندگی کنم. بهش غیر مستقیم گفتم باید تو رفتاراش ب تعادل برسه و خودشم.گاهی میگه که باید بره پیش دکتر اما خیلی وقتا هم میگه منکه مشکلی ندارم و مگه دیوونه ام که برم دکتر!! اقای دکتر خواهش میکنم راهنماییم کنید. من از ادامه رابطه میترسم و از طرفی با احساسم.نمیدونم چکار کنم.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بهتر است با روان شناس بطور حضوری در مورد کلیه رفتارهایش مشورت کنید و در باره آینده رابطه تان تصمیم بگیرید.

  40. سوگل می‌گوید:

    سلام اقای دکتر. من مشکوک که شخصیت مرزی داشته باشم. کودکی دشوار با پدر کاملا روانی و عصبانی و مادر بی خیال که همه فکر و ذکرش کار و دانشگاه بود داشتم. اغلب عاشق مردهای دو نسل مسن تر میشدم. خودم را متهم زیاد میکنم. خشم شدید دارم که یا چیز پرت میکنم یا با شدت توی سرم می کوبم تا اروم شوم. مدام حساسم همه ازم خوشنود باشن و میخوام همیشه آدم خوبه داستان بمونم. آیا این بیماری را دارم؟ سوال دیگرم اینه که آیا تست‌هایی آنلاین معتبرتر و اینکه روان پزشک با چه تست‌هایی این بیماری رو تشخیص میده. ممنونم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بهترین روش تشخیص و اصلاح رویکرد در این موارد مصاحبه روان شناختی و جمعبندی مسائل و نشانه های خلقی از گذشته است

  41. فهیمه می‌گوید:

    سلام آقای دکتر
    من از بچگی خجالتی بودم تو دوران راهنمایی تو دسشویی مدرسه قایم میشدم و نمی تونستم با بچه ها دوست بشم و بقیه مسخره ام میکردن ولی بزرگتر که شدم این مشکلم رفع شد الان حس میکنم که دیگه خجالتی نیستم ولی هنوزم استرس خیلی میگیرم اعتماد به نفسم کمه قبلا می ترسیدم به افراد غریبه تلفن بزنم ولی الان برام راحت شده ۷ سال پیش اقدام به خودکشی کردم و الانم تا دعوا کنم یا پول نداشته باشم به خودکشی فکر میکنم همیشه میترسم که تنها بمونم مخصوصا اگه وارد محل جدیدی بشم کلا بزرگترین ترس زندگیم از تنها موندنه اینکه نتونم با بقیه دوست شم همیشه برای همه تصمیما سر دو راهی ام بیشتر اوقات لباسای تنگ یا گشاد میخرم و نمی تونم انتخاب درست داشته باشم بعد از اینکه با کسی دعوا کنم بدترین احساساتو دارم و قدرت تحملم خیلی کمه و همش گریه میکنم و بزرگترین مشکلم کار هست این که مثلا بخوام برم سرکار نمی تونم هر روز مثلا ۸ ساعت پشت میز بشینم کلا نمی تونم یه جا بشینم برا مدت طولانی و باید تحرک داشته باشم و میترسم که نتونم سرکار با بقیه رابطه خوبی برقرار کنم و تنها بمونم مثلا تو یه جمع سه نفری اگه دو نفر دیگه با هم صحبت کنن و منو نگا نکنن به شدت عصبانی میشم بیشتر اوقات نگران آینده ام و همیشه بدترین فکرا رو میکنم تو جمع هم اصلا نمی تونم خوب و راحت صحبت کنم و به خاطر استرس سردرد می گیرم البته میگرن دارم
    آقای دکتر به نظرتون من اختلال شخصیت مرزی دارم

  42. فریبا می‌گوید:

    با عرض سلام و احترام
    اقای دکتر …… . لطفا من را راهنمایی بفرمایید . در ضمن مدارک بیمارستان ش هم هست

  43. سحر می‌گوید:

    سلام، پدر بنده از دوره جوانی تا کنون همیشه آدم عصبی و پرخاشگری بوده و دست بزن هم داشتن. الان 63 سالشون هست و حدود یکسالی هست که به شدت به اطرافیان فحاشی میکنند و حرفای رکیک میزنند اونهم سر دعواهای کوچک و این باعث شده که آبروی خانواده ما با خطر مواجه بشه. در ضمن ایشون همیشه قهر میکنند و با اعضای خانواده صحبت نمی کنن و این عادت رو همیشه داشتن. واقعا مشکل من و خواهر برادرام همیشه پدرم بوده و هست! و این اواخر هم با این فحاشی ها آبروی مارو دچار مخاطره کردن و اگر بهشون تذکر هم بدیم بهمون حمله فیزیکی و زبانی میکنن. آیا این نشانه چنین بیماری هست یا خیر؟ یا نشانه بیماری دیگری هست.

  44. رضا می‌گوید:

    سلام عرض تشكر از اينكه وقت گرانبهاتون را در اختيار بنده گذاشتيد
    حدودا ١٨ ماه پيش فردي به زندگي من وارد شد كه در همان روز اول صد دل عاشق من شد و چنان وانمود ميكرد كه من يگانه معبود و معشوق او هستم … ايسان هر دو روز يك بار بايد يك روز كامل در محل كار حضور داشته باشند و اون يك روز كه منو نميديد مرتب با من جنگ داشت و درگير بوديم… گاهي من رو تا عرش اعلا ميبرد و يك ساعت بعد از من متنفر ميشد و تا كمي از من محبت ميديد دوباره آروم ميشد و قبلا زمان اين تغيير حالت ها زياد بود ولي اين اواخر خيلي كم شده بود…دو هفته پيش يكي ازدوستان مغرض خبر چيني كرد و حرفاي نامربوطي از طرف من به ايشان زد و ايشون كه مثلا تا يك ساعت پيش عاشق من بود الان از من متنفر شده و ميگه اگه سر راهم قرار بگيري خودكشي ميكنم يا مامور برات ميارم و يا چنين و چنان ميكنم…با روانشناس صحبت كردم و ايشون بيماري بوردر لاين رو تاييد كردند.. اما من عاشق ايشون هستم و دوريش برام خيلي خيلي سخته… اصلا نميخواد منو ببينه.. به نظرتون چكار كنم؟! آيا ايشون برميگرده به زندگي؟!

  45. مجید می‌گوید:

    سلام خوبین
    آقای دکتر بنده دو سال هستش با دختری که سیزده سال از من بزرگتر هستش جهت ازدواج آشنا شده ام تا اینکه به پیشنهاد خودش رفتیم پیش مشاور بفهمیم میتونیم ازدواج کنیم و ایا با هم خوشبخت میشیم خانم مشاور از من و او تست گرفت گفت من شخصیت انعطاف پذیری دارم ….

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با سلام، امکان ارسال پاسخ خصوصی وجود ندارد. در مسائل عاشقی بایستی با وابستگی مدتها مدارا نمود اگر وصال هم پیش بیاید مشکل بیشتر میشود باید مطمئن بود که هر عشق زوال پذیر است به روابط پایا و منطقی باید فکر کرد.

  46. AliAsghar می‌گوید:

    سلام اقای دکتر عزیزمن کمیسیون رفتم برای خدمت سربازی برام نوشتن BPT چند ساله که این بیماری رو دارم و تشخیص دکتر خودم BPDهستش . مشکلم اینه که حرفه زور تو کَتم نمیره چند بارم دادسرای نظام رفتم واسه درگیری میخوام ببینم معافم میکنن یا نه اگه معاف نمیشم الکی نرم جواب شورا بگیرم… مرسی از راهنماییتون

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


+ هشت = 9

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>