بوپرنورفین جایگزین مواد مخدر

روز بروز تعداد معتادین به مواد مخدر اوپیومی اعم از تریاک و هروئین و شیشه و مشتقات طبیعی و صنعتی آن از جمله متادون و ترامادول در کشورهای مختلف بخصوص در ایران زیادتر میشود، گذشته از ویرانگری شخصیتی و شغلی و اجتماعی و خانوادگی، مرگ ناشی از مصرف مواد نیز روبروز زیادتر شده، آمار کشورهای با زیرساخت های بهداشت و درمان پیشرفته نشان میدهد که با دسترسی و آشنائی پزشکان و معتادین به بوپرنورفین از میزان مرگ و میر و عوارض اعتیاد و کمی کارآئی افراد معتاد کاسته شده است.
بوپرنورفین ( ب2 = B2 ) مانند مواد افیونی محرک گیرنده های ” مو” در غشاء سلولهای عصبی است و به طریقه رقابت جای مواد افیونی را میگیرد. با مصرف قرص ب2 نیاز معتاد به مصرف ترکیبات خطرناک مثل هروئین و کریستال( مت آمفتامین ) کم میشود. با مصرف یک قرص 8 میلی و حد اکثر دو قرص شخص معتاد میتواند تا حد قابل تحمل مواد را کنار بگذارد. گاها مصرف یک چهارم قرص یک بار در روز هم برای تحمل عوارص ترک کافی است. نظر به طولانی بودن نیمه عمر این ماده علائم ترک مصرف سریع ظاهر نمیشود و به لحاظ نبود اثر تصاعدی، مصرف زیادی این ماده پیش نمی اید، و نیز به لحاظ اشغال گیرنده ها با این ماده، مصرف دیگر مواد افیونی موثر واقع نمیشود لذا طبیعتا فرد معتاد از مصرف دیگر مواد اثر دلخواهش را نمی یابد.
آنچه در طی سالیان متمادی مانع تجویز و استفاده از این ماده میشده به موارد زیر برمیگردد:
1- ترس افراد جامعه و پزشکان و خود معتادین از بدام افتادن این ماده، در حالیکه علیرغم وجود وابستگی، بوپرنورفین بمراتب کم خطر و سالم است.
2- عدم شناخت و احساس خطر از سوء مصرف آن، این موضوع نیز دور از واقعیت است
3- تصور باطل که مصرف طولانی مدت این ماده نوعی اعتیاد وخیم است، حال اینکه این ماده نیز بایستی مثل قرص قند و فشار برای عده ای که سالها دچار اعتیاد غیرقابل ترک بوده و همیشه خطر رفتارهای ناهجار و خطر مرگ را همراه داشته اند درمان تلقی میگردد، حتی مصرف مادام العمر آن نیز اجبارآ باید قبول شود
نهایتا لازم است مسئولین امور بهداشت و درمان و پزشکان فعال در زمینه ترک اعتیاد با مراجعه به آخرین آمارها که در کشورهای پیشرفته تهیه شده آشنائی بهتر با آن برای اقدام عملی برای فراهم نمودن خدمات با ارزش اقدام نمایند

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , , , , , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

6 Responses to بوپرنورفین جایگزین مواد مخدر

  1. mahsa می‌گوید:

    سلام جناب دکتر خسته نباشید
    آقای دکتر من خیلی از نظر روحی افسرده هستم
    شرایط زندگیم بد نیست. یه خانم متاهل 34 هستم. فوق لیسانس دارم. خودم و همسرم هر دو شاغلیم
    خونه از خودمون داریم (البته با بدهی)
    شاید کسی وضع زندگیمو ببینه بگه خوشبخته. چون همسر فوق العاده ای دارم
    ولی نمیدونم چرا… از نظر روحی یه مرده متحرکم
    البته شرایط کنونی جامعه بی تاثیر نیست
    محیط کار متشنجم بی تاثیر نیست
    از این مملکت بیزارم… همه اینها هست اما
    وقتی سیتالوپرام میخورم حسم به زندگی بهتر میشه اما اولا کاملا میل جنسیم رو از دست میدم و دوم اینکه
    تکرر ادار میگیرم و مثانه ام خوب تخلیه نمیشه و همیشه حس ادرار دارم و اصلا نه سفر میتونم برم… و شاید نیم ساعتی یک بار دستشویی لازم بشم.
    برای همین سیتالوپرام رو کنار گذاشتم
    واقعا پول هم ندارم به روانپزشک بدم
    نمیدونم چه دارویی مصرف کنم… حیف زندگیمه. نمیتونم ازش لذت ببرم
    فقط دلم خواست از شما که مثل یک پدرید بپرسم که چیکار میتونم بکنم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      شاید فعالیتهای ذهنی و فیزیکی منظم بخصوص مطالعه هدفدار برای ارتقاء زمینه معنویت و اراده ، افزودن بر تعاملات اجتماعی کم دردسر ، روی آوردن به طبیعت و در نهایت مراقبه و گوش دادن به نداهای درون مثبت ، همه اینها کارهائی است که تمرین میخواهد حتی یک فرد زندانی و معلول را هم میتواند به مسیر زندگی عادی سوق دهد.

  2. بـــا عـــرض ســـلام
    ( نظر باینکه پورتال سؤال جواب را پیدا نکردم ، از اینطریق سؤال خود را مطرح میکنم ، مضافا” به اینکه دربین سؤالات ، مشابه درد خود را نیافتم )
    در اسفند سال 85 جراحی بای پس ( قلب ) شدم ، در هنگام برداشتن ورید ( صــافــن ) پای راست ، غروق و غدد لنفاوی پای راستم کُــلا” نــابـــود شـــده و دچار لنف ادم ثــانــویـــه دائــــمـــی پــای راســـت شـــده ام ،
    از آنـــزمــان تـــاکـــنـــون ، هـــر اقــــدامــیــکـــه کـــه لازم بـــوده بــــاشـــد : مـــاــــنــــد :
    اســتـــفـــاده و پـــوشـــیـــدن جــوراب واریــس « از نــوع فرانسوی زیگواریس »
    استفــاده از « ایــــرپــمــپ » ماسازور ، بالا نــگــهــداشـــتن پـــا ، پــیـــاده روی ، در بعضی مقاطع بانداژ های شبانه ، اســـتـــفـــاده مــکـــرر از قـــرص فـــروزمـــایـــد ( شبانه روز ) ،
    اســــتـــراحـــت در هـــنـــگــام درد و هـــر کـــاریــکــه لازم بـــوده در ایــن مـــدت 11 سال انجام داده ام . . .
    اینک ســـــؤالــم ایـــنـــســت هرچـــه بـــه ( ســـن ) افــزوده مــیــشــه درد هـــم بــیـــشـــتـــر مــیــشــه ،
    آیـــا راهـــی هــســـت کـــه ایـــنـــقـــدر درد نــکــشــم ، ضــمــنـــا” تــــآکــنــون هـــزیـــنـــه هــای زیــــاد متحمل شـــده ام

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      لنف ادم اغلب بدون درد است و اقدامهائی که بعمل آورده اید مطمئنا تا حدی موثر بوده ولی راهکار قطعی مطمئن بعید بنظر میرسد ادامه بانداژ و ماساژ و تمرینهای فیزیکی و مشاوره با جراح عروق محض راهنمائی بیشتر لازم است

  3. Payam می‌گوید:

    با سلام و سپاس فراوان
    بنده ۲۸ ساله هستم سابقه مصرف سرترالین بخاطر اضطراب سلامتی و وسواس و پانیک اتک داشتم با استفاده از رواندرمانی شناختی توانستم حملات پانیک و اضطراب را تا حدی کنترل کنم که دکتر سرترالین را قطع کرد و یکسال است دارویی مصرف نمی کنم
    چند ماهی است هنگام دویدن احساس سبکی سر دارم و حس می کنم میخوام بیهوش بشم در کوهستان جدیدا نمیتونم از ارتفاع پایین را نگاه کنم و سرگیجه می گیرم یکبار هنگام دویدن دچار سرگیجه شدم که به دکتر قلب مراجعه کردم و گفتند قلب نرمال بوده چون میترسیدم علت سرگیجه آریتمی باشد سپس در طول دو ماه اخیر چهار بار صبح ها بعد از خواب با سرگیجه شدید بلند شدم طوری که با تغییر وضعیت سر به چپ و راست یا خم کردن دچار سرگیجه میشدم و خودش بعد از چند ساعت خوب میشد به نورولوژیست و متخصص گوش مراجعه کردم هر دو به من بتاهیستین دادند و متخصص گوش گفت علت از گوش میانی است الان سه روزه صبح و شب بتاهیستین هشت میلی گرم میخورم ولی همچنان احساس سبکی سر را دارم آیا ممکن است علت سرگیجه چیز دیگری باشد و یا اینکه برای تصمیم گیری زود است و باید همچنان بتاهیستین را مصرف کنم با سپاس فراوان

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      به احتمال زیاد عوارض مانده از فوبی و اضطراب است با تعمیق شناخت و اعتماد بنفس و تمرینهای بیشتر فیریکی اصولا برطرف میشود

پاسخ دادن به Payam لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


پنج × = 35

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>