ویزیت های سخت

ما اصول مناظره و مصاحبه متداول را در معاینه بیماران یاد گرفته ایم ولی گاها مواردی پیش می آید که به هیچ عنوان نمیتوان روند عادی مصاحبه را پیش برد، فرض کنید که پدری با اضطراب و تحریک پذیری، فرزندش را بخاطر حملاتی شبیه تشنج واقعی یا کاذب برای معاینه آورده است. این فرد آنقدر آشفته و بی قرار و بی توجه است که نه خود می تواند مطالب لازم را شرح دهد و نه مجال پرسش و پاسخ را به شما و بیمار میدهد. در جواب هر سوال ، قبل از گوش دادن به حرف شما یک پاسخ نامناسب و اعتراضی می دهد. بطور مداوم بر گفته های تکراری خود اصرار می ورزد که مثلا فرزندم مشکل خاصی ندارد و فقط بدلیل کم غذایی دچار این حالت شده است؛ بطور مکرر کلیشه های MRI و CT اسکن و دفترچه نوار مغز و آزمایش ها را به شما نشان می دهد واز شما انتظار دارد قبل از مصاحبه و معاینه فقط برایش بگویید مسئله مهمی ندارد. ضمنا این توقع را دارد که این مسئله را برایشان اثبات کنید. در نهایت پس از صرف وقت طولانی هیچگونه اطلاعات مفید در مورد بیمار و مسئله اش بدست نمی آورید و خود دچار تنش و واکنش روحی می شوید.
در برخورد با چنین مواردی چندین راه حل به ذهن تان خطور میکند:
• با واکنش متقابل این فرد را وادار به پاسخ به سوالات خود کنید و بخواهید اجازه دهد با بیمار یا فرد همراه دیگر سوال و جواب مستقیم داشته باشید. بیمار را معاینه کرده و مدارکش را بررسی کنید. در این حالت نگران می شوید که تنش بیشتری پیش آید.
• به نظرتان می رسد از معاینه و مصاحبه و اتلاف وقت بیشتر و بی حاصل صرف نظر کنید و موضوع را با عنوان کردن اینکه نیاز به مراکز درمانی مجهز … دارد مسئله را فیصله دهید و ویزیتش را پس دهید. در این حالت احساس می کنید که از نظر اخلاقی کار درستی نمی کنید.
• راه حل موقت را از ذهنتان می گذرانید که با تایید ظاهری گفته هایش و با تجویز درمان موقت کم ضرر و کم اثر راه مراجعه بعدی را برای خود و یا همکار دیگر باز نگه داشته باشید. در این راه حل نیز از اینکه همراه بیمار تصور کند که شما هم مثل همکاران قبلی توجه مسئولانه نداشته اید دچار تردید می شوید.
راه حل نه چندان مطلوب ولی تنها گزینه که به تجربه انتخاب نموده ام باین ترتیب است:
ابتدا ذهنم را متمرکز میکنم که خود دچار واکنش متقابل و درهم ریختگی فکر و احساس نشوم و واکنش های انکار و اضطراب و ترس و وسواس همراه بیمار را که مسئله اصلی بیماری را تحت الشعاع قرار داده درک نموده و سعی نمایم از هر نوع اظهار نظری که اعتراض و سوء تعبیر چنین فردی را پدید آورد خودداری نمایم. بعد ضمن گوش دادن به اظهارات هرچند نامربوط طرف مقابل، توضیحاتیاز قبیل موارد زیر را بصورت چند جمله خطاب به شخص مورد نظر یادداشت می کنم.

• “اضطراب و دلواپسی زیادی شما مصاحبه و معاینه بیمارتان را غیر ممکن نموده است.”

• “چنانچه مایل هستید معاینه و تشخیص و درمان صحیح ممکن شود کمی در بیرون از اتاق معاینه باهم مشورت بکنید، برای توضیح مشکل اصلی بیمارتان آمادگی پیدا کنید و در مراجعه مجدد فرصت گفتگو ومعاینه رابرایم فراهم نمایید. بطوری که دور از اضطراب و هیجان هرگونه سوال در مورد تشخیص نهایی و درمان را بپرسید. امیدوارم بتوانم هر آنچه در توان دارم برای کمک به شما بکار بگیرم .”

این یادداشت را با آرامش و بدون واکنش عصبی و با نیت خیرخواهی به همراه بیمار می دهم.
معمولا مراجعه مجدد بیمار بعد از مدت کم بدون مسئله و با رضایت خاطر بیشتر انجام می گیرد و کمتر اتفاق می افتد که بیمار با پس گرفتن ویزیت از معاینه منصرف شود.

این نوشته در عمومی ارسال شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

5 Responses to ویزیت های سخت

  1. ک . ح می‌گوید:

    درود استاد . من بارها با جنابعالی در خصوص بیماریم در تماس و مشورت بودم . میخواستم مراجعه حضوری داشته باشم . اهل ارومیه هستم و مشکلی به لحاظ بعد مسافتی ندارم . اگر ممکن است لطفا نحوه ملاقات رو مشخص کنید . بینهایت از گذران وقتتون سپاسگذارم .

  2. امنا می‌گوید:

    با سلام آقای دکتر محترم
    من قبلا هم به شما دوتا پست گذاشتم که شما تشخیص دادید بیماری من بیشتر روان تنی هست ولی شدیدا احساس میکنم من یک مشکل جدیی جسمی پیدا کردم
    شدیدا دچار افسردگی و اضطراب هستم واقعا راستش احساس میکنم هنوز ام اس دارم تو ی اینترنت که تحقیق میکنم میبینم علائمم شبیه است .نمیدونم چم شده دقیقا از بعد اون سرگیجه پیش اومد که قبل از اون هیچ علائم روحی و روانی مثل اضطراب و یا افسردگی یا وسواس بیمارگونه که الان دچار شدم نداشتم و الان ارزو میکنم قبل از اون شب حالت روحیم بشه خیلی شاد سرحال بودم.
    احساسات الانم و مشکلات جسمیم بدین صورت هست
    ۱ کرخی و گزگز شدن دست چپ و پا ولی خفیف ۲گیجی خفیف که الان فکر میکنم بهتر شده البته نه مثل اون شب ۳وسواس فکری بیشتر هم به بیماری ام اس یا بیماریهای روحی و روانی۳ خستگی مزمن ۴ مضطرب و نگران گاهی هم افسردگی سراغ میاد که نمیدونم تلقین دارم میکنم یا واقعا دچار شدم همش احساس میکنم علایم اولیه ام اس گرفتم ولی تو ام ار ای دیده نمیشود چون تو اینترنت تحقیق کردم که این حالت هم ممکن است پیش بیاید
    درضمن رفتارم به شدت تغییر کرده و خانواده کلا از دستم کلافه شدم من هیچ وقت اینجوری نشده بودم .واقعاً فکر میکنم یک مشکلی برام پیش اومده مگه اخه میشه یکدفعه انقدر شرایط روحیم تغییر کنه هیچ وقت این احساسات تا حالا تجربه نکردم بکل بهم ریختم.
    سوال اینجانب این است که ایا مشکلات روحی و روانی میتواند عامل جسمی باشد یکی از دوستانم میگفت من یک مشکل معده گرفتم دکترها میگیفتند که مشکل روان تنی و باید مشاوره بدی جالب اینجاست که او هم اینکار کرده بود ولی باز مشکلش برطرف نشده بود که بلاخزه با ازمایش متوجه شدند که مشکل رفلاکس معده داره و بعد از مصرف قرص مشکلش برطرف میشه یا خود من سه ماه در کودکی دچار صفتی شدید معده میشدم هر دکتر ی میرفتم البته دکتر عمومی میگفتند مشکلی نیست بعد توی سفر به یک دکتری مراجعه کردم کفتند مشکل انگل هست که با چندتا قرص ضد انگل کاملا مشکلم برطرف شد البته اون موقع مشکل روحی و روانی نداشتم شاید میشه گفت الان به دکترها با عرض معذرت اعتماد ندارم . دکترمن یک دقیقه هم ویزیتم نکرد حتی جواب آزمایشات به سرعت نگاه کرد ازمایش ام ار ایمم فقط به گزارش رادیلوژیست نگاه کرد وگفت اون قرصهای که بهت گفتم مصرف کن بعدم کارت ویزیتش داد گفت دو هفته دیگه بیا. قرصها رو که مصرف میکنم کلا میریزم بهم یکیش تپش قلب میگیرم یکی دیگش افسرده میشم یکی دیگه فقط خوابم میگیره . با عرض معذرت به دلیل کامنتهای مکرر دیگه واقعا کامنت نمیذارم . خواهشمند هستم کمک کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بطوریکه قبلا گفتم مشکل روان تنی خیلی شایعتر و خیلی سختتر نسبت بیماری عای عضوی است، و تشخیص و درمان آن مستلزم مهارت و حوصله زیاد است، بهتر است خودتان دنبال تشخیص نباشید چون جائی که نمیتوانید برسانید مشکلتر هم میکنید، با تلقین بیماری بیماری پیش نمی آید ولی افسردگی و وسواس شدیدتر میشود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


− 3 = شش

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>