علائم عصبي مداوم جزئي هم زنگ خطر است

وقتی علائم عصبی جزئی مداوم هست زنگ خطر است؛ از مشاهدات امروز: 1- خانم 57ساله اهل باکو در معاینه اعصاب و داخلی سالم صرفا از سر گیجه و وزوز گوش یک طرفه شکایت داشت، سی تی ساده مننژییم بزرگ روی بال اسفنوئید راست نشان داد.2- مرد 59 ساله با اظهار مشکل در رانندگی ( بعلت کمی دقت ؟) بدون اختلال دید و اختلال حافظه و تعادل و….. ظاهرا سالم، در سی تی ساده گلیوم فرونتال راست نشان داد. در هر دو مورد آنچه زنگ خطر را میزد مستمر بودن ناراحتی بود.
اگر انتخاب غربالگري اوليه ام EEG بود يكي يا هر دو تا از نظرم دور ميماند

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

43 Responses to علائم عصبي مداوم جزئي هم زنگ خطر است

  1. صبا می‌گوید:

    با سلام
    آقاى دكتر من حدود ٦ ماهى دچار بيمارى ترس و اضطراب بودم چكاپ پزشكى متعددى انجام دادم، همه پزشكان نظر دادن كه علائم من روان تنى ( سايكوسوماتيك ) هست و بيمارى عضوى نيست.
    اون موقع سوزن سوزن شدن، پرش عضلات ، بدن درد ، لرز و گلوبوس و… داشتم همه اين علائم به مرور خيلى خيلى كم شد
    اما الان يك هفته اى هست لرزش بدنم دوباره شروع شده در كل بدنم! حتى سرم !
    با چشم ديده نميشه اما خودم از درون احساس يه حالتى مثل ويژژ دارم
    آقاى دكتر در زندگى غصه و استرس و نگرانى بسيار زيادى هم دارم
    اطرافيان توصيه كردن اينبار بجاى متخصص مغز و اعصاب به روانپزشك مراجعه كنم

    خواهش ميكنم شما منو راهنمايى كنيد

    ممنونم از بزرگواريتون

  2. مهسا می‌گوید:

    آقای دکتر بیماری اون خانم 57 ساله قابل درمانه؟

  3. مانی می‌گوید:

    با عرض سلام
    دکتر امسال وارد سیزدهمین سال مبتلا شدنم به بیماری ام اس شدم” الان قرص فینگلیمود مصرف میکنم “، دچار افسردگی عمیق ، پوچی ، عدم لذت از زندگی روزمره و بی انگیزگی شدم . “در این هفته فهمیدیم برادرم که چهار سال ازمن بزرگتراست هم مبتلا به ام اس شده است و پلاک یک ونیم سانت در یک ونیم سانت در مغزش دارد ،دکتر قرص فینگلیمود براش نوشته است “. این شوک و ناراحتی باعث بالارفتن ترس و شدت افسردگیم شده بطوری که احساس سنگینی در بدن میکنم . راهکارم چیه ؟ مغزم دیگر جوابگو نیست. آیا این حالتها درمان دارد؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      انتخاب نوع درمان نسبت به شرایط فیزیکی و عوارض درمان و سیر بیماری با پزشک معالج است. اینکه بعد از 13 سال کار و زندگی عادی داری خوب است. بیماری برادرتان هم برای شروع با هریک از داروهای متداول کنترل میشود. ام اس هم بیماریهای دیگر لز قبیل دیابت و فشار خون قابل کنترل است، نباید اسم بیماری فاجعه تلقی شود. درمان افسردگی اگر مربوط به دارو نباشد جدا از این مسئله درمان میشود.

      • مانی می‌گوید:

        خوردن روزی نصف یا یک قرص کامل آلپرازولام برای رفع بی خوابی و کم کردن استرس در طی سالها برایم مشکلی ایجاد نمیکند ؟چون تنها دارویی که جواب میده بهم … درضمن معمولا چقدر طول میکشه تا بعد از پالس تراپی پنج روزه پا از حالت سِرشدگی دربیاد برای برادرم میپرسم؟

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          عادت به خواب آور بایستی به هر نحو کنترل شود. پاسخ به درمان پالس بسته به شدت علائم متفاوت است.

  4. زهرا می‌گوید:

    سلام آقای دکتر، من خانمی 25ساله و متاهل هستم، حدودا شش سال پیش با احساس گزگز در ناحیه زانو به دکتر مراجعه کردم با معاینه گفتن مشکلی نیست بعد دو روز حس کردم این گزگز بیشتر شده دوباره به ایشون مراجعه کردم ام آر آی نوشتن و نتیجه اش نرمال بود فقط گفتن زمینه آرتروز گردن داری حالا بعد از شش سال احساس سوزن سوزن شدن در قسمت های مختلف بدنم دارم و وقتی بهشون توجه میکنم بدتر میشه همچنین وقتی عصبی یا استرسی میشم انگار بدتر میشم… دست و پاهام یخ میکنه… دیروز که احساس میکردم گونه چپم مقداری سنگینه… البته احساس درد فک و شقیقه ها رو هم داشتم… تپش قلب هم میگیرم اینطور مواقع اصلا انگار بدنم بیحال میشه… اینم بگم این مدت که حدودا یکسال هست موقعیت های استرس زا و تنش زای زیادی داشتم… توروخدا کمکم کنید… استرس بیماری ام اس دارم میترسم…. راستی فراموش کردم بگم که عضلات گردنم هم درد میگیره در مواقع استرسی

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      واقعیت این است که بیماری وسواس ( خود بیمار انگاری) یا مشکل روان تنی دهها بار از بیماریهای مغزی و نخاعی شایعتر و از نظر درمان خیلی مشکل و زمان بر است، نظر به اینکه قبول این مشکل برای بیماران سخت است با زمینه وسواس دنبال بیماری عضوی میگردند هزینه های کلان و سردرگمی و درمانهای انحرافی را متحمل میشوند، خیلی ها دهها بار معاینه و آزمایش …. را هم باور نمیکنند، بهتر است شما این موضع را جدی بگیرید و تا موقعی که علائم عضوی توسط متخصص تایید نشده به درمان این معضل قانع باشید.
      اگر در معاینه اعصاب عارضه عضوی دیده نشود ، این نوع علائم حسی متغیر و ناپایدار اغلب نشانه بیماری عضوی نیست و غالبا حاکی از اختلال اضطرابی و ترس از بیماری است. درمان موارد روان تنی و وسواس خود بیمار انگاری اغلب خیلی مشکل تر از درمان بیماری عضوی است، کنترل این مسئله چالش زمان بر روان پزشکی است.

  5. مهدی می‌گوید:

    آقای دکتر با سلام
    جسارتا بنده از 5 ماه پیش با ضعف و افتادگی بند میانی انگشت میانی دست چپ مواجه شدم.متاسفانه نوار عصب ام ان دی تشخیص داد اما تو این 5ماه کوچکترین تاکید میکنم کوچکترین پیشرفتی از نظر ضعف نداشتم.میخواستم ببینمممکنه نوار عصب خطا داشته باشه؟یا داده های خروجی از نوار عصب و عضله قطعی و تشخیص حتمی هست؟
    با تشکر از شما بزرگوار

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      ضعف و افتادگی بند میانی انگشت میانی دست به آسیب وتری مربوط میشود چه ارتباطی به عصب دست؟

  6. مینل می‌گوید:

    سلام دکتر عزیزم
    مادرم ۵۵ سالشه و چهار روزه احساس سرگیجه،سبکی سر بخصوص موقع نشستن داره،خیلی پرخواب شده،مدام خمیازه میکشه و‌احساس خستگی داره،کم حرف شده و استرس داره،و یک‌هفته پیش که به متخصص پوست مراجعه کردند برای سوزش زبان بهش قرص فلوکستین و گاباپنتین دادن و‌خودش میگه علت قرصا هستش،سابقه افسردگی داشته ۶ سال پیش،
    بیماری سلیاک هم داره،
    پارسال اسکن سر و یک هفته پیش اسکن سینوس انجام داد،که خداروشکر سالم بود
    از حالتی که داره خیلی شاکیه،و میترسه از بیماری
    میخواستم علت رو‌از زبان شما بشنوم،ممنون

  7. فاطمه می‌گوید:

    سلام اقای دکتر ، ببخشید من مدت ۲ ماه انتی بیوتیک داکسی سایکلین مصرف کردم‌، برای جوشای صورتم و بعد از اون راکوتان اما به تعداد ۷ عدد چون دچار سر درد و احساس فشار روی‌ سرم شدم و قرص رو قطع کردم ، دکتر مراجعه کردم برام ام ار ای نوشتن اما هیچ مشکلی نداشتم جز دیسک خفیف بین مهره ۵ و ۶ و lesion ۳ mmمیلی متری روی مهره ۶ که دکتر گفتن چیز مهمی نیس ، دکتر داخلی معتقد بودن به خاطر استفاده طولانی مدت و بی ابی این حالت پیش اومده ، یک هفته ای بهتر بودم که دوباره با جراحی دندون عقل مجبور به خوردن انتی بیوتیک شدم و باز احساس فشار روی سرم و حالت گیجی اومده به سراغم ، واقعا نمیدونم این مشکل رو چطوری حل کنم ؟ با توجه به اینکه با این جراحی بدنم خیلی ضعیف شده و درد عضلانی دارم ، اقای دکتر با اینکه ام ار ای مشکل نداشته امکان داره این فشار روی سر خطرناک باشه ؟ یا امکان کم خونی هست ؟ نیاز به مراجعه به مغز و اعصاب هست ؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      به احتمال زیاد سردرد تنشی و نگرانی مشکل اصلی است دلیلی برای ضایعه عصبی دیده نمیشود.

  8. ارشاد می‌گوید:

    با سلام و خسته نباشید به شما دکتر بزرگوار
    من 36 سالمه و اصلا اهل ورزش نیستم دو هفته پیش طی چند جلسه مداوم در استخر قدری فشار آوردم به خودم چند روز بعدش احساس درد تیزی که از پائین کمر در سمت چپ شروع میشد و به ماهیچه های ران و ساق پا میزد مواجه شدم زیاد جدی نگرفتم ولی دو روز بعدش دچار ضعف عضله های پای چپ و کم حسی مخصوصا تو کف پای چپ شدم بطوریکه نمیتونستم روی پنجه پا راه برم با مصرف برخی داروهای شل کننده عضله و تعداد حرکات کششی دردم خیلی کم شده ولی ضعف عضله و اختلال در راه رفتن همچنان وجود داره ،آقای دکتر آیا میتونه مشکل من گرفتگی عصب سیاتیک باشه یا باید جدی بگیرم این مسئله رو و اینکه گرفتگی عصب سیاتیک میتونه باعث ضعف اینچنینی در عضله و اختلال در راه رفتن بشه ؟ در ضمن چند روز قبل از این مشکل صبح ها بعد از بیدار شدن تو کف پام احساس درد داشتم که بعد از چند قدم راه رفتم برطرف میشد
    با تشکر و سپاس از وقتی که برای کمک به دوستان میذارید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      به احتمال زیاد جابجائی دیسک کمر با عارضه عصبی پیش آمده بهتر است معاینه و در صورت لزوم اسکن کمر بعمل آید.

  9. فادیا می‌گوید:

    با سلام وخسته نباشید
    من هم ام اس دارم هم ساکل سل خونی که ام اسم یک سال ویک ماهه با سینووکس کنترل شده الان بدون مشورت پزشک روزه گرفتم که روز سوم بدنم ضعف کرد ودیگه روزه نگرفتم اما از همون روز در دست و پای چپم احساس دردکردم که با افطار کردن برطرف شد اما پام همچنان با اینکه چهار روز گذشته درد خاصی داره طوری که داره فشاری رو تحمل میکنه واحساس سفتی در عضلات پام دارم (بیشتر از مفصل لگن تا زانو)که البته دائمی نبوده وبا استراحت کمی بهتر میشه اما بعد گذشت ساعاتی دوباره تشدید میشه وهم اینکه مشکلی در حرکتش ندارم. الان خیلی نگرانم ازتون میخوام راهنماییم کنین که اگه جدی باشه به پزشکم مراجعه کنم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بد نیست معاینه بعمل آید دردها بیشتر نشانه سیکل است تا ام اس ، بهتر است از کم آبی اجتناب کنید.

  10. مهدی می‌گوید:

    با سلام.آقای دکتر جسارتا میخواستم ببینم علائم بالینی ام ان دی می تواند با آرتریت روماتویید اشتباه گرفته شود.در حقیقت آیا آرتریت روماتویید میتواند یک تشخیص افتراقی برای ام ان دی باشد.با تشکر از شما

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این دو بیماری علائم کلا متفاوت دارند. ممکن است در شروع بیماری ام ان دی با دیسک گردن با عوارض ریشه ای و نخاعی اشتباه افتد ولی سیر بیماری تشخیص را مشخص میکند.

  11. علی اقبالی می‌گوید:

    باسلام و قبولی طاعات و عبادات آقای دکتر چند روز پیش قرص مکس من استفاده کردم دچار بی نظمی و تپش شدید قلب شدم قرص پروپرانولول استفاده کردم ولی الان باگذشت یک هفته هردودست وپاهایم به شدت سرد میشن و بعضا شدید عرق میکنم نمیدانم چکار کنم.

  12. حسین زاده می‌گوید:

    سلام اقای دکتر وقت ب خیر.من چشم درد شدیدی پیدا کردم طوریکه وقتی نور میفته دیوونه میشم.ب خصوص نور براق و سفید.حتی نمیتونم صفحه موبایل رو نگاه کنم و حالت تهوع هم میگیرم اونجوری.الان یک و نیم ماهه اونجورم .چشم چپم هست.دکتر رفتم قطره ریخت و معاینه کرد و گفت csr هست.در همان سمت یکم افتادگی پلک هم دارم.به نظرتون میتونه التهاب عصب بینایی باشه و تو مطب تشخیص داده نشه. چون من دلم میخواست vep بدم به خاطر تاری و دردش دکتر گفت لازم نیست.نگرانم چه کنم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر در معاینه چشم مشکل شبکیه دیده شده وی ئی پی گمراه کننده خواهد بود. در معاینه اعصاب علائم عبی چشمی بهتر مشخص میشود.

      • حسین زاده می‌گوید:

        ممنون اقای دکتر. تو سایتتون میخوندم نوشته بودین که اگه دید ۹/۱۰ هم باشه التهاب عصبی چشم مطرح نیست.من دیدم ۱۰/۱۰ هست و ازمایش پریمتری هم گرفت دکتر سالم هست ایا نگران اعصاب چشمم باشم بازم؟

  13. حسین زاده می‌گوید:

    مرسی دکتر جان.پریمتری ازمایش قابل قبولی هست در معاینات چشم؟میشه به نتیجه اش استناد کرد؟ همراه با معاینه ته چشم باشه در مطب.

  14. خانزاده می‌گوید:

    سلام اقای دکتر بنده علایم عصبی داشتم در یک ماه گذشته .سرگیجه و حالت تکان خوردن، پارستزی ران هر دو پا، تاری دید، درد یک چشم، سر درد یک طرفه پشت سر، ضعف و بیحالی و احساس سرما.امروز ام ار ای بدون تزریق دادم از مغز و گردن و نخاع که موردی نبود تو عکس.حال به نظرتون میتونه اوایل بیماری باشه و چیزی تو ام ار ای مشخص نباشه تو این یک ماه؟رفلکس پا، معاینه چشم توسط متخصص مغز و اعصاب و رفلکس ارنج، و راه رفتن تو مطب و تست کف پا توسط متخصص از معاینات مطب بود به جز عکس و ام ار ای.این علایم تو یک ماه اگه به واسطه پلاک مغزی ام اس بود مشخص میشد تو عکس؟

    • خانزاده می‌گوید:

      دکتر جان ببخشید تو رو خدا . اینم یادم رفت بپرسم.سرگیجه ام اس با منگی و حس شناور بودن متفاوت هست؟ ایا سرگیجه ای که حالت شناور بودن پیدا کنی ، مثلا میشینی فکر میکنی روی اب داری اروم حرکت میکنی میتونه از علل مغزی باشه؟ دکتر میگفت سرگیجه ام اس حالت چرخش دور سر داره که همه چی ب سرت میچرخه و ۲۴ ساعت ادامه داره و کم یا زیاد نمیشه.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      با توصیف امکان ام اس منتفی است درمان اضطراب کافی خواهد بود هرگاه علائم واقعا قابل تایید دیده شود بررسی بیشتر بعمل می آید

  15. جواد صادقی می‌گوید:

    به مدت هشت سال بیمار هستم در اوابل بیماریم هم DVT شدم و هم فمور پای راستم استورپروز شدید پیدا کرد طوری که روی ویلچر بودم و همراه با درد شدید قبل از بیماریم با یکی از مسئولین اداره به مدت 8 ماه درگیری لفظی شدید داشتم تمام ازمایش ها را انجام دادم اما بی نتیجه بود و روان پزشکان نظر به سایکوسوماتیک دارند مدتی داروی ارامبخش استفاده کردم بد نبود ولی حالا دارو جواب نمی دهد و تمام مفاصل بدنم رو به پوک شدن است ولی از لحاظ روحی اوضاع خوبی دارم روان پزشکان نظر دارند مشکل از ضمیر ناخودآگاه شما است.

  16. Narges می‌گوید:

    سلام اقای دکتر.
    من 18سالمه و درمهرماه دندون عقلمو جراحی کردم که چون روی کانال عصبی بود بعد ازاون به بعد گوشه لبم کم حس شد ولی علاوه بر اون چون خیلی روم تاثیر عصبی گذاشت این کم حسی همش احساس میکردم گوشه چشمم کم حسه
    من امسال کنکور دارم و همش تحت فشار عصبی هستم استرس ندارم که همش نگران باشم ولی خیلی خیلی حساس زودرنج و عصبی شدم دایم گریه میکنم سر کوچکترین چیز به شدت عصبی میشم الان حدود چهارروزه سمت راست صورتم بی حسی محیطی داره یه جورایی کم حسی پلک میزنم میخندم ولی انگار پوستم بی حسه چشمم خشک شده انگار و میسوزه همش خوابم میاد وپوست صورتم شل شده الانم احساس میکنم دست راستم و پای راستم حس کمی داره و درد میکنه همش. نمیدونم اینا بخاطر بی حسیه یا علایم بیماری مثل ام اس و… هست.نوبت دکتری که گرفتم برای هفته بعده ولی واقعا الان نیاز دارم بدونم

  17. مهدی می‌گوید:

    سلام اقای دکتر
    من بیست ماه پیش تیروئیدم که سرطانی بودبرداشتم باتشخیص دکترکه گفت سرطانی هست استرس بالایی بهم واردشد وقبل ازوقت عملم یک روزتوی مترویه دفعه دچارتنگی نفس وخشکی دهان شدیدشدم واظطراب شدیدی تمام وجودم روگرفت ومدام شروع کردم به اب خوردن وبادگلوی متوالی وسخت میزدم که احساس میکردم نفسم میخاددیگه بالانیاددکتررفتم ارامبخش زدن وفردادوباره همون حالت شدم طوری که ازرفتن به اسانسور وفضاهای بسته وجاهای شلوغ حالموبدترمیکردوکلونازپام کمی ارومم میکردبعدعملم دکتراعصاب برام زولوفت تری فلوئوپرازین وکلونازپام تجویزکردن یکسال مصرف کردم که کم کم دوززیادشد وکم کم دوزکم شد نهایت دوزهم ۲۰۰میل زولوفت ۲میل تری فلوئوپرازین ونصف کلونازپام ۱بودبعدپنج ماه که قطع کردم فقط یک چهارم کلونازپام تا امروزمصرف میکردم که بادگلوسخت میومدسراغم ومیخوردمواروم میشدمولی ده روزی هست دردقفسه سینه وبادگلوسخت ومتوالی عذابم میده کلونازپام هم اثرش انگارکم شده روم.الان به اصراردوستان دکترم روعوض کردم ودیروزبهم سیپرالکس،ولبان،کلردیازپوکسایدداده نگرانم مصرف کنم یاهمون دکتر قبلی برم.لطفا اگرراهکاری هست منو راهنمایی کنیدممنون ازلطفتون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر دارو درمانی با کنترل بالینی منظم همراه با روان درمانی باشد مشکل پیش نمی آید نتجه بهتر بدست می آید.

  18. احمدرضا می‌گوید:

    سلام اقای دکتر من یکماهه شبی یک عدد قرص تری فلوئوپرازین یک میلی گرم میخورم میخواستم قرص رو قطع کنم به چه شیوه باید قطع کنم؟

پاسخ دادن به دکتر سیفی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


هشت × = 8

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>