بعضی اظهار نظر ها پاسخ ندارد

تصور کنیم که خانم میان سال با تحصیلات کم و سابقه سالها رفتار عصبی و حملات هیستری پس از یک بار مصرف نسخه داروئی حملاتش کنترل شده خالش روبه بهبود بوده ولی در مراجعه برای کنترل با دنیائی از شکایات ” داغون شدم، داروها زمین گیرم کرده، از زندگی افتاده ام….” مراجعه نموده، ممکن است به ذهنمان برسد که بگوئیم خوب نتیجه بدتر هم خواهد شد و مراجعه تان بیمورد است، بهتر است به محل دیگر برای درمان مراجعه کنید، زود بخاطرمان میرسد که بارها این روش خوب نبوده و شروع بحث بیمار با ” منظورمان ناراحت کردتان نیست، ما فقط اوضاع خودمان را به اطلاعتان میرسانیم، شما نباید از گفته مریض ناراحت شوید، انتظار صبر و حوصله تان را داریم……” باز خواهد شد. از آموخته ها گذشته یادمان می افتد که خیلی از گفته ها ” صرفا حرف است که در قالب توصیف وضعیت حال بیان میشود و تا موقعی که ما بها ندهیم مستقیماارزش مفهومی ندارد” . این بمعنی بی توجهی به اصل رابطه گفتگو نیست بلکه با نادیده گرفتن مفهوم لغوی گفته ها مفاهیم ماهیتی مشکل فرد را بهتر درک میکنیم، و با برقراری رابطه گفتگو از ابعاد متنوع، ریشه ناراحتی ها اعم از شخصیتی و خانوادگی و مالی ….. بهتر مشخص میشود، نهایتا فرد به همکاری بهتر با برنامه درمانی و اصلاح رویکردهایش هدایت میشود.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

13 Responses to بعضی اظهار نظر ها پاسخ ندارد

  1. مهسا می‌گوید:

    کاش همه دکترا مثل شما بودن
    برای من حرفهای ارام بخش و دلسوزی دکترها از دارو موثرتره

  2. مریم می‌گوید:

    سلام جناب دکتر
    روزتون بخیر
    آقای دکتر من ساکن کرجم و از وقتی زلزله رخ داده خیلی حالم بد شده. اولش خوب بود. اما بعدش که گذشت حالم بد و بدتر شد. شبا یه دلهره شدید به جونم می افته… دلم میریزه صبحش که بیدار میشم تهوع دارم. اشتهام قطع شده. همش حس میکنم الان دوباره زلزله میشه
    من همیشه بیش از بقیه واکنش نشون میدم… مریض که بشم هزار جور ترس به جونم می افته…
    بدترین ها رو تصور میکنم…
    پریشب دکتر بودم آلپرازولام بهم داد. گفت شبی یکی بخور. میخورم ولی بازم بیدار میشم حالم بده… دستام یخ میکنه… تپش قلب. استرس و اضطراب شدید
    میدونم باید درمان شم
    راهشو بهم بگید

  3. احمدرضا می‌گوید:

    سلام من جواب ام ار ای مغز و نخاع رو براتون ارسال کردم گفتید همه موارد شرح داده شده طبیعیست دو هفته ای میشه که گهگاهی در ساق پا کف پا و گاهی سرانگشتان و حتی لبم دچار مورمور میشم که بعد ورزش مثل دویدن کمی بیشتر میشه و این حس مورمور جابجا میشه بین جاهایی که گفتم و حتی گاهی هم قطع میشه نسبت به دو هفته ی گذشته خفیفتر شده. نیازی به تست نوار عصب و عضله هست؟

  4. احمدرضا می‌گوید:

    چون قرصهایی که برای استرس تجویز میشن عوارض زیاد دارن از جمله وابستگی و تهوع من با وجود اینکه دو بار قرصهام رو تغییر دادم بازم بدنم نسبت به قرصهای جدید عوارض زیادی نشون میداد بخاطر همین مجبور به قطع شدم.

  5. احمدرضا می‌گوید:

    سلام اقای دکتر من شش ساله شغلم حراست هست و هفته ای دوشب تا صبح سرکارم و بخاطر همین کم خوابی دارم خود همین کم خوابی میتونه باعث استرس و مورمور شدن جاهای مختلف بدن بشه؟ چون این حس فردای شب کاریم یا در زمان خستگی زیاد اتفاق میوفته و قطع میشه؟ این قضیه بخاطر همین شب کاری و کم خوابی میتونه باشه؟
    چون تمام ازمایشات خونی که دادم همه چی رو تست کردم نرمال بوده و ام ار ای هم نرمال بوده.

پاسخ دادن به دکتر سیفی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


5 × چهار =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>