حق بیمار در انتخاب درمان ام اس ( M.S.)

نظر یک کاربر
من در سن 31 سالگی هم،به جز موقعیت های خوبی که در سالهای قبل برام پیش آومده بود و ازدواج نکردم و ایشون هم مینور بود و از یه سوزن ترسیدم و یه مشاور مرد بهم گفت ازدواج نکن و ازدواج نکردم ولی حالا هفته ای سه تا سوزن می زنم و من تازه بابا بهم سوزن میزد و از بس گریه می کردم فکر کنم ما مان بابای من طی این یک سال صد سال پیر شدن و بعد که توی سایت های خارجی رفتم و دیدم دختر چقدر راحت بیماریش رو بیان می کنه و به خودش سوزن می زنه، خودم سوزن زدم و من تجربه بدی هم توی سن 19 سالگی داشتم و رفتم خونه دختر عموی مامانم و می دونستم که ام اس داره و سه تا بچه داشت و شوهرش می ره تهران دکتری بخونه و یه زن تهرانی می گیره و ایشون رو طلا ق می ده و خیلی بد راه می رفت و به دیوار برخورد می کرد و من چند ساله پیش شنیدم که دخترش هم که دو تا بچه داره دوسال گفتند ام اس داره و بعد خوب شده.
بعد هم ببخشید چرا نباید نظر بدیم و ام اس که درمان نداره و ما هستیم که سوزن در بدنمون فرو می کنیم و درد می کشیم و من این 38 سال فقط یکی دوبار سرم زده بودم تا شهریور پارسال که صبح و عصر هفت روز صبح و عصر توی بیمارستان کورتون زدم وهر روز ازم خون گرفتن و اگه قراره من هزینه ام ار ای ها و ویزیت ایشون و ازمایشات خون مکررو دردو رنج سوزن رو تحمل کنم و اگه خیلی ها با قرص فینگلویید اتفاقی براشون نیفتاده و خوردن، خوب من چرا به دکترم نام که بهم قرص بده؟!
من مینور هستم و هفت ماهه هم به دنیا آومدم و انتقالی هم پر کردم امروز برای کوار که ساعت تدریس گیرم بیاد و اگه قراره به شهرستان رفت و آمد کنم و سوزن بزنم و برگه تصحیح کنم و بدن درد نداشته باشم که بتونم مطلب پشته ولایت برد بنویسم، قرص بهتره,چون به خاطره سوزنا بدنم خیلی درد داره و من چند نفر از دوستام گفتند دکترت رو عوض کن چون روحیت رو خیلی بد کرده و دکتر پناه بر خدا حمله عصبی چی هست؟
پاسخ دکتر سیفی:
پزشک با تجربه و دلسوز و با دانش و بینش در این زمینه همه این موارد از جمله نوع داروی مناسب نسبت به شرایط بیماری، عوارض و مشکلات درمان، هزینه و قابلیت دسترسی درمان،امکانات و صلاح بیمار را تشخیص میدهد. در مواردی قضاوت و سلیقه پزشکان هم متفاوت است. من در سی سال برای پالس کورتون بخاطر کم کردن هزینه و راحتی بیمار همیشه تزریق را در منزل یا کلنیک سرپائی توصیه داده ام و موارد سود و زیان نوع درمان و مشکلات را فی المجلس با بیمار بحث و جائی برای چون و چرا و تردید بعدی نمیگذارم. بعد حق انتخاب با بیمار است. ولی ابتدائآ بیمار توانائی تشخیص نوع درمان را ندارد. در مواردی هم بیماران وسواس با تمام آگاهی مشکل انتخاب و رفتار ( دکتر گردی) دارند.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

123 Responses to حق بیمار در انتخاب درمان ام اس ( M.S.)

  1. سحر می‌گوید:

    آقای دکتر سلام
    من صرع دارم و میخوام برم کلاس زومبا این ورزش ایابرام ضرر داره؟

  2. mona می‌گوید:

    سلام جناب دكتر خواهش ميكنم جواب بنده را بدهيد من براي كرختي مختصر دست و پا به پزشك مراجعه كردم و ايشان برايم آزمايش خون و mri نوشتن جواب mri اين بود:
    1_linear bright signal is noted in white matter of right frontal lob(from right lanteral ventricle suggestive ectopic gray matter
    2_otherwaise normal size and signal intensity of gray and white matter structures.no hydrocephalus,mass or midline structural shift
    و بقيه چيز ها را نرمال نوشته بود

    brain stem: normal
    cerebellum:normal
    IAC and CP:normal
    skull base and craniocervical junction: normal
    sella turcica and pituitary gland: normal
    اين مورد اول نگرانم كرده اما دكتر گفت كه مورده خاصي نيست اما ميخواهم نظر شما را هم بدانم،ازتون خواهش ميكنم جواب دهيد جناب دكتر
    ممنونم

  3. سینا می‌گوید:

    سلام آقای دکتر
    مادرم 50 سالشه توده بدنی بالای 40 داره و توی سمت چپ سرش یک کیست داره
    دست و پاهاش هر یکی دوماه یکبار بی حس میشه و ورم میکنه و جدیدا سمت چپ سرش هم بی حس میشه
    ده سال قبل هم سابقه آی آی اچ هم داشته

    نتیجه MRI:
    14*11 mm left middle cerebral peduncle T1 low T2 high signal intensity lesion with peripheral enhancement seen
    ———————
    نتیجه MRS
    short echo scan:
    NAA to Creatine:1.8
    Choline to Creatine: 1.24
    Myo-inositol to Creatine:0.59
    lactate levels appear: Normal
    amino acid and macromolecule level appear: Normal
    lipid level appear: Normal

    Long echo scan:
    NAA to creatine:2.22
    Choline to Creatine: 1.75
    lactate levels appear:normal
    amino acid and macromolecule level appear: Normal
    impression: non-tumoral lesion such as atumefactive demyelinating plaque
    —————-
    نتایج همه آزمایشات آب نخاع هم نرمال بود
    اینم نتیجه آزمایش ocb
    igG csf 1.9
    igG serum 1440
    igG index 0.8
    Alb csf 6.8
    Alb Serum 3.9
    Alb index 1.7
    OCB(CSF) Negative

    آقای دکتر میخاستم بدونم این کیست چی هستش؟آیا خطرناکه
    ممنون از وقت گرانبهاتون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بایستی تصاویر گرفته شده با علائم مغزی مشاهده شده برای را برای نشخیص مطابقت بدهند اگر سیر بیماری بدون علائم خطیر باشد بایستی تحت پایش بالینی باشند هر چند وقت کنترل کنند

  4. عباس می‌گوید:

    با سلام و احترام خدمت دکتر عزیز
    در دهم مرداد امسال آنژو پلاستی شدم و برروی رگ LAD استنت گذاشته شد و در رگهای D1,D2 از بالن استفاده
    شد وقرص پلاویکس و آسپرین را مصرف می کنم . روز های اول بعد از مصرف پلاویکس کف دستهایم و گاهی بدنم
    خارش می کرد سرفه های خفیف هم می کردم به دکترم مراجع کردم یک آمپول و قرص لوراتادین داد خوردم خارش کف دست و خارش بدنم خوب شده است . اما سرفه ام روز به روز بیشتر می شود . وبعد از صبحانه وقتی پلاویکس
    را مصرف می کنم تا ساعت 15 سرفه های زیادی می کنم که گاهی فضای سینه ام درد می گیرد .درضمن داروهای
    ضد فشار خون مثل آملو دپین و لوزار 25 مصرف می کنم .لطفا راهنمایی فرمایید برای این سرفه هایم چه کنم ؟ آیا پیاده روی و یا ورزش باعث تنگی نفس بیشترو یا سرفه بیشترمن نمی شود؟ با تشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در بعضی بیماران لوزار موجب علائم شبیه آسم و سرفه میشود. با نظر پزشک ممکن است تعویض درمان امتحان شود.

  5. Mohammadreza می‌گوید:

    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما
    جناب آقای دکتر آیا مصرف قرص پیراستام یا نوتروپیل برای افراد عادی اشکالی دارد ؟ چون در بعضی کشورها به عنوان مکمل مصرف میشود و آیا اصلا برای تقویت حافظه و کارکرد بهتر مغز واقعا خوب است یا خیر ؟ متشکرم

  6. سحر می‌گوید:

    آقای دکتر سلام
    روزتون مبارک متشکر به خاطر تمامی زحماتی که برامون کشیدید امیدوارم سایه تون سالهای سال بالا سر ما وخانواده عزیزتون باشه

  7. آمنه می‌گوید:

    سلام آقای دکتر. تشکر از سایت خوبتون. آقای دکتر من سی و هفت سالمه. حدودا دو ماه پیش به خاطر سوزن سوزن شدن دست و پا و ترس از مبتلا شدن به بیماری ام اس به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کردم و mri مغز بدون تزریق دادم که نرمال بود و دکتر گفتند که مشکلت به خاطر استرس است. از آن به بعد ترس از مبتلا بودن به ام اس از ذهن من بیرون نرفته و مدام در حال جستجوی نشانه های بیماری ام اس در اینترنت هستم. هر روز صبح با این فکر از خواب بیدار میشم و مدام در حال جستجوی این نشانه ها در خودم هستم. میدونم که احمقانه به نظر میرسه اما مدتی است که همش چک میکنم سرگیجه نداشته باشم و اتفاقا بعضی وقتها حالت سرگیجه بهم دست میده و سرم داغ میشه. میخوام بدونم آیا فکر زیاد به این مساله و تلقین میتواند باعث سرگیجه بشه؟ آقای دکتر آیا لازمه من دوباره به پزشک مراجعه کنم. چکار کنم که با این افکار آزاردهنده مبارزه کنم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      (اگر در معاینه اعصاب عارضه عضوی دیده نشود ، این نوع علائم حسی متغیر و ناپایدار اغلب نشانه بیماری عضوی نیست و غالبا حاکی از اختلال اضطرابی و ترس از بیماری است. اغلب درمان موارد روان تنی و وسواس خود بیمار انگاری خیلی مشکل تر از درمان بیماری عضوی است، کنترل این مسئله چالش زمان بر روان پزشکی است.)

  8. حمید می‌گوید:

    آقای دکتر سلام
    روزتون مبارک

  9. اميررضا می‌گوید:

    با سلام پیشاپیش بخاطر اینکه وقت ارزشمندتون رو میگیرم معذرت میخوام اقای دکتر بنده در ١۵ اسفند مشغول پیاده روی بودم که یک هو رانم تیر کشید و رفته رفته درد زیادی در لگنم ( قسمت ماهیچه ای)و ران احساس کردم که متخصص اول ارتوپد دیسک کمر تشخیص داد اما چون بهتر نشدم به متخصص طب فیزیکی مراجعه کردم که التهاب فمورال در نوار عصب نشون داد و فیزیوتراپی دادم که البته بعد از اون متاسفانه شدیدا رانم لاغر شد ( اتروفی) بعد از ترس این مطب دوباره به یک فوق تخصص ارتوپد مراجعه کردم که ام ار ای کمر و هیپ گرفت که سالم بودم و در نوار عصب جدید ( دومی ) هم التهاب فمورال مشخص شد که از ترس زیاد مراجعه کردم فوق تخصص مغز و اعصاب ( استاد تمام دانشگاه ع٫پ.شیراز) و یک متخصص مغز و اعصاب ( استادیار دانشگاه ع٫پ.شیراز) که ایشون رو هم سطح اقای نفیسی می دونن خلاصه در اخرین بررسی ها مغز و اعصاب ها خوشبختانه بیماری های خطرناک رد شد و مجداد دکتر بیماری التهاب عصب رو مطرح کرد و گفت به مرور ( حدود دو سال ) خود به خود بر طرف میشه و عصب اسیب دیده ، و باز ده جلسه فیزیوتراپی نوشتن برام ، اقای دکتر هنوز بعضی وقت حس برق گرفتگی کنار زانوم و لگنم دارم و فقط وقتی درد دارم که دراز کشیدم روی باسن ، به نظر شما تشخیص درسته ؟! و اینکه چه راه حلی برای درمان بهتر پیشنهاد می کنید ؟
    البته دكتر از اون روز كه معاينه شدم به بعد يه بي جوني تو دست چپم هم حس ميكنم

    واقعا معذرت میخوام پیام طولانی شد

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بهتر بود با نظر دکتر طب فیزیکی محل تشخیص و درمان صحیح را که شروع کرده بود ادامه میدادید زمینه ترس از بیماری و روش به اصطلاح پزشک گردی بیشتر عوارض جسمی و روانی پیش می آورد. اگر سیر بیماری علائم دیگر نشان دهد تحقیق بیشتر توسط همان پزشک توصیه میشود.

  10. زهرا می‌گوید:

    سلام خدمت جناب دکتر.بنده 7 ماهه بیمار cis هستم. بعداز مصرف سینوکس به مدت6 ماه در mri دوم کاهش حجم ضایعات و بیماری بدون فعالیت و بدون پلاک جدیدرو پزشک تشخیص دادند. اما من دوست دارم دارو خوراکی مصرف کنم. خواهش میکنم بفمایید تا کی من سینوکس باید مصرف کنم و آیا صلاح هست داروم خوراکی بشه؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر به یک درمان بیماری خوب پاسخ داده تعویض دارو توصیه نمیشود. عوارض و هزینه قرصها بیشتر از آمپول است. بسته به علائم مانده از حمله اول و وسعت پلاکها مدت درمان تعیین میشود.

  11. ارزو می‌گوید:

    سلام، خسته نباشید
    خانمی ۲۵ ساله هستم و متاهل
    من ماه رمضان بعد از قاعدگی روزه گرفتم، و بعد از اون دستهام و پاهام و بعد کل بدن مور مور شد و همراه با درد معده و تهوع و سردرد، از ترس اینکه ام اس باشه رفتم دکتر و واسم امپول تقویتی ب ۱۲ نوشت و کپسول گاباپنتین داد ک مصرف کردم، نوار عصب …….خواهش میکنم راهنماییم کنید، ممنون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این علائم بیشتر در راستای مشکل روان تنی است . بهتر است اگر از نظر متخصص داخلی و اعصاب بیماری ندارید با روان پزشک نسبت به وسواس سلامتی مشاوره کنید.

      • ارزو می‌گوید:

        سلام ممنونم از پاسختون، واقعا وسواسی فکری دارم همش دنبال علایم بیماری ها میگردم ببینم دارم،
        ام ار ای مربوط به تیر ماه بوده که پیش متخصص رفتم و گفتن مشکلی نیست فقط واسه گردنم قرص تقویتی دادن
        به نظر شما لازمه دوباره بخاطر این علایم که هر ماه دارم برم پیش متخصص مغز و اعصاب؟!!! گرفتن مایع نخاعی لازم نیست؟!؛؛
        ممنون

  12. آمنه می‌گوید:

    آقای دکتر این که فرمودین معاینه اعصاب، من که به پزشک مراجعه کردم معاینه ای انجام ندادند فقط mri دادند که نرمال بود. آیا لازمه با وجود نرمال بودن mri مجددا برای معاینه اعصاب مراجعه کنم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بیشتر معاینات اعصاب مشاهدات پزشک از مراجعه کننده است، اگر علائمی از بیماری اعصاب ندیده اند ضرورتی برای مراجعه مجدد ندارد مرگر اینکه علائم دیگر ظاهر شود.

  13. نریمان می‌گوید:

    سلام. وقتتون بخیر. آقای دکتر من دو ماه پیش به خاطر سوزن شدن مختصر دست و پا به پزشک مراجعه کردم. ایشان mri سر دادند که نرمال بود. الان حدود دو هفته است که بعضی مواقع احساس سرگیجه خفیف دارم. ممکن است من ام اس داشته باشم؟

  14. آموزش زبان می‌گوید:

    باسلام
    ممنون از پست خوبتون.

  15. Mohsen می‌گوید:

    سلام ، دكتر من به پزشك متخصص مغز و اعصاب در اصفهان مراجعه كردم بخاطر لاغر و شل شدن يكي از پام نسبت به پاي ديگر ، از من يك تستي گرفته كه نوار عصب و عضله اسمش بود برق بهم وصل كرد و يك سري سوزن در هر دو پام زد بعد به اين نتيجه رسيد كه يكي از اعصاب پام التهاب داره و گفت خود به خود تا دو سال درس ميشه ميخواستم بپرسم اين چه بيماري هست ؟! و اينكه واقعا بدون نياز به دارو خوب ميشه و فقط بهم فيزيوتراپي نوشت من بايد دي برم سربازي ، كاري ميشه كرد كه زودتر خوب شم ؟! يا حداقل كمي پام قوي تر شه ؟ مثل خوردن قرص ب كمپلكس ؟!تصاوير نوار عصب و عضله ام در زير مي گذارم ، ممنون ميشم چك كنيد و نظرتون رو بگيد .
    http://www.upsara.com/images/57df_image.jpeg
    http://www.upsara.com/images/gkvu_image.jpeg
    http://www.upsara.com/images/nmyh_image.jpeg
    http://www.upsara.com/images/7ws2_image.jpeg
    http://www.upsara.com/images/1up_image.jpeg
    http://www.upsara.com/images/ap0s_image.jpeg

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در این موارد علائم بالینی عصبی اعم از اندازه کم شدن قطر در محل لاغری نسبت به پای دیگر، تغییرات رفلکس و حس و قدرت عضلانی شرط اصلی برای تشخیص است. علائم تست و عضله عصب بایستی با یافته های بالینی تطبیق داده شود.

      • Mohsen می‌گوید:

        دكتر در پاسخ به شما پاي كه لاغر شده نزديك ٥ سانت لاغرتر هس البته بعضي جا هادسه سانت، رفلكس زانوي اون پا هم از بين رفته، حس وجود داره و در راه رفتن و ء…. هيچ مشكلي ندارم فقط نمي توانم بدوم چون زانوم خالي ميكنه و رو پله اومدن پايين زياد راحت نيستم

        قبلا شرايطم رو براتون كامل شرح داده بودم

  16. حسن می‌گوید:

    باسلام وخسته نباشید آقای دکتر اگر امکانش هست میخواستم برای سردردم چندین متخصص مغزواعصاب هم مراجعه کردم ولی چندان فایده نداشت نظرتون در مورد این دستگاه چیه.باتشکر
    http://sepanomed.com/articles/view/articleid/326/lang/fa

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در سردردهای مقاوم تانسیونی استفاده از جریان مداوم در مواردی ثمر بخش بوده، در مورد وسیله مورد نظرتان تجربه عملی ندارم. هرنوع استفاده از ابزار بایستی بدست فرد مجرب بعمل آید.

  17. علیرضا می‌گوید:

    اختلال افسردگی اساسی در بین افراد 60 ساله و بالاتر یا به اصطلاح افسردگی دیرهنگام با نرخ 9 تا 18 % افراد این سنین را درگیر می نماید. افسردگی اساسی دیرهنگام رابطه ی مستقیمی دارد با افزایش میزان خودکشی در افراد این سنین و همچنین استفاده مکرر از مراقبت های

    بهداشتی برای این افراد هزینه های درمانی را به طرز قابل توجهی بالا می برد. در بین بیماران دارای اختلال افسردگی اساسی که در دوره های متفاوت زندگی خود هستند عدم تجانس وجود دارد. افراد افسرده ی جوان تر دارای نشانه های بالینی همچون اضطراب بالا، چرخه­ های متغیر خواب، انرژی و اشتها هستند. افراد میانسال بیشتر دارای یک تصویر کلیشه­ ای از فقدان لذت، اختلال در خواب، کاهش وزن و اختلالات شناختی و حرکتی می­ شوند. در اواخر زندگی مولفه های بالینی افراد بسیار متغیر هستند. این موضوع به این دلیل می تواند باشد که افراد مسن نسب به جوان ترها الگوی متفاوتی از بیماری را نشان می دهند. پیش آگهی افسردگی اساسی دیرهنگام بسیار بد است و معمولا با علائمی مزمن بودن، مرگ و میر، خطر ابتلا به اختلالات شناختی و زوال عقل پیشرفت پیدا می کند.

    هدف ما در این پژوهش بررسی اثرات بالینی تحریک الکتریکی مستقیم از روی جمجمه (tDCS) به عنوان یک پروتکل درمانی غیر تهاجمی و ایمن در درمان نشانه های افسردگی است. منطق استفاده از tDCS در درمان افسردگی افزایش تحریک پذیری قشر مغز از طریق تحریک آندی و عدم تحریک کاتدی است. یک مطالعه وسیع تر در مورد اثربخشی tDCS وافسردگی توسط بروننی و همکارانش به تازگی منتشر شده است. این مطالعه بر روی 120 بیمار مبتلا به افسردگی اساسی انجام شده است نتایج نشان میدهد که که گروه آزمایش به طور قابل توجهی در علایم نسبت به گروه شم (برای بررسی اثرات پلاسیپو از گروه شم استفاده شد) بهبود را گزارش کردند این بهبود هم در استفاده ازtDCS به تنهایی بود هم همراه با مصرف سرترالین. این نتایج در مطالعات عمده و گروه­ های پژوهشی دیگر هم تکرار شده است. اما هنوز تاثیرات این درمان در جمعیت افراد خیلی مسن بررسی نشده است.

    آقای جی 92 ساله یک بیمار مبتلا به افسردگی اساسی است و مدت 3 سال است که از این بیماری رنج میبرد. این بیمار هیچ تغیر قابل توجهی را در آزمون های مکمل نشان نداده بود. ارزیابی های تصویربرداری عصبی نشان داد هیچ حجم یا تغییراتی غیر وابسته به سن در وی وجود ندارد. در زمان ارائه تحریک بیمار به صورت روزانه از قرص سیتالوپرام 10 استفاده می کردند که هیچ پاسخ بالینی نداشت . در زمان اجرای درمان از طریق tDCS بیمار کاملا مطلع بود که برای افسردگی اساسی تحت درمان قرار گرفته و الزامات دانشکده پزشکی نیز رعایت شده بود. پروتکل درمانی ما در این پژوهش: درمان tDCS، دو (2) میلی آمپری به مدت 10 جلسه برای 30 دقیقه هر روز هفته بود. مکان الکترود آند در ناحیه چپ DLPFC (مطابق سیستم 10/20 ناحیه ی F3) و الکترود کاتد در ناحیه مقابل آن روی جمجمه قرار گرفت. ما برای بررسی علائم افسردگی از تست همیلتون استفاده کردیم و برای ارزیابی علائم اضطراب از تست افسردگی بک و برای بررسی عملکرد شناختی فرد از تست ارزیابی شناختی مونترال بهره گرفتیم. بعد از اتمام 10 جلسه ما با واکنش رضایت مندی مراجع روبه رو شدیم. نمره ی افسردگی فرد در مقیاس همیلتون در مقایسه با نمره ی تست اولیه فرد، 17 نمره کاهش یافته بود (94/4%). و این کاهش در طول 3 هفته پیگیری حفظ شد. نتایج تحلیل و بررسی نشان از تغییرات معناداری در نمره ی فرد در مقیاس اضطراب بک داشت (کاهش از سطح پایه، 16% – 5 تا 6 نمره). و شاخص شناختی فرد در مقیاس ارزیابی مونترال نشان از تاثیر 3/5 % فرد داشت افزایش از سطح پایه 26 تا 27 نمره). این مداخله به خوبی توسط مراجع تحمل شد و هیچ گونه عوارض جانبی هم گزارش شد.

    نحوی اثرگذاری سن بر میزان و تاثیرات افسردگی و پاسخ آنها به درمان هنوز نامشخص است. سن می تواند رابطه ی پیچیده ای با اختلال افسردگی داشته باشد. عامل سن با تعداد زیادی عامل های خطر دیگر میتواند در پیش آگهی این اختلال موثر واقع شوند. سالمندان مبتلا به افسردگی احتمال بیشتری دارد که تعداد بیشتر عود بیماری را تجربه نمایند و همچنین طول مدت بیماری هم در این افراد بیشتر است. هر دوی این عوامل در پیش آگهی ضعیف تر این اختلال دخیل هستند. بیماران افسرده ای که در طول زندگی خود تنها در دوره ی میان سالی افسردگی را تجربه می­ کنند می تواند به دلیل ابتلا بیماری های فیزیکی یا خطر ابتلا به آنها ایجاد شده باشد. در صورتی که مطالعات زیادی به بررسی اثربخشی دارودرمانی در افراد میانسال پرداخته اند. تحقیقات اندکی به صورت مشخص به بررسی مداخلات، مشخصا بر افراد پیرتر همراه با افسردگی اساسی دیرهنگام پرداخته اند.

    اخیرا در مقیاس بزرگ، به بررسی درمان­ ها بر افراد مسن دارای افسردگی پرداخته اند درمان هایی که منجر به تجویز گسترده از مهار کننده ها است و مداخلاتی که بازجذب سروتونین را در مغز بیشتر می کند. از همه مهمتر اینکه این درمان ها با عوارض جانبی همراه است برای مثال افزایش خطر ابتلا به سکته مغزی، تشنج، مرگ زودهنگام و ….

    مقایسه افراد مسن مبتلا به افسردگی با افراد پیر تر مبتلا به این اختلال نشان میدهد این افراد بسیار دیرتر به داروهای ضد افسردگی پاسخ میدهند (50% این افراد) و این افراد به بهبودی دست نمی یابند میتوان برای این افراد درمان های غیر دارویی را جایگزین نمود. بررسی تاثیرات بالینی درمان tDCS در اختلال افسردگی درک ما را از استفاده بالینی دقیق از این گونه فناوری های نوین در جمعیت های خاص بالا می برد.

    ترجمه : مونا اسبقی – کارشناش ارشد روانشناسی

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      ضمن تشکر از شما بخاطر ارسال این مطلب، اگر لینک مقاله را ارسال نمائید سعی خواهم کرد به اسم مترجم مطلب را در صفحه اصلی سایت قرار دهم.

  18. moma می‌گوید:

    سلام جناب دكتر من چند وقت پيش در همين صفحه برايتان گزارش mri خود را نوشتم و خدمتتان عرض كردم كه همه ي موارد نرمال بود و فقط قسمت اول گزارش 1_linear beight signal is noted in white matter of right frontal lob(from right lanteral ventricle suggestive ectopic gray matter
    كمي نگرانم كرده كه پزشكم گفتند مورد خاصي نيست و به بيماري خاصي ربطي ندارد و شما هم لطف كرديد و در پاسخ من نوشتيد كه: اين نوع تغييرات باقي مانده از دوره ي تكاملي جنيني ارزش باليني ندارد. منظورتان را كامل متوجه نشدم جناب دكتر ميشه خواهش منم بيشتر توضيح بديد پزشكم هم فقط گفتند مادر زاديست و توضيح ديگري ندادند
    جناب دكتر اين،به بيماري ام اس كه ربطى پيدا نميكند؟؟من نسبت به اين بيماري نوعي وسواس پيدا كرده ام و نوك انگشتان دست و پاهايم گاهي سوزن سوزن(بدون بي حسي) و كرخت ميشود پزشك گفت به خاطره تلقين است
    عاجزانه از شما خواهش ميكنم كه جوابم را بدهيد و اگر امكانش هست در مورد آن قسمت ام آر آيم كمي توضيح دهيد
    بي نهايت از لطف شما سپاسگزارم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      فقط میتوانم بگویم مسئله حائز اهمیت نیست محض اطمینان ، بعد از چند ماه کنترل مجدد اسکن برای خاطر جمعی از نبود تغییرات لازم است.

  19. moma می‌گوید:

    جناب دكتر من اين mriرا ٣ ماه بعد از علايمم و با اصرار خودم از پزشكم درخواست كردم چون به نظر ايشان لازم نبود و من علايم باليني اين بيماري را نداشتم،و فقط گفتند كه اين مادرزاديست و هيچ مشكلي ايجاد نميكند،جناب دكتر اين گزارش ممكن است به بيماري خطرناك ام اس ربطي داشته باشد؟؟فكر اين بيماري لحظه اي من را رها نميكند،آيا ربطي دارد؟؟آيا مشكل مغزيست؟؟تمنا و خواهش ميكنم ازتون مرا راهنمايي كنيد پزشك گفته بودند چون mri بعد از ٣ماه بوده نيازي به اسكن دوباره نيست و مادرزاديست و هيچ پزشكي به من توضيح كاملي درباره اين قسمت mri نميدهد به شدت نگرانم..
    ممنون از لطف شما

  20. رز می‌گوید:

    سلام آقای دکتر خسته نباشید.
    ممنونم از وقتی که برای پاسخ به سوالات میگذارین.
    چند ماهی هست که گاهی دوربینم دچار مشکل میشه و نسبت به نور به خصوص در شب ها حساس شدم و سردرد میگیرم به خصوص در نواحی بالای چشم و ابرو.
    موقع کار با کامپیوتر یا گوشی هم بعد از ده دقیقه نور صفحه کاملا اذیتم میکنه و باید صفحه رو تاریک کنم.
    به یک متخصص و جراح چشم مراجعه کردم بعد از بینایی سنجی چشمانم ضعیف نبود و دیدم کامل بود ولی موقع معاینه با دستگاه تشخیص التهاب عصب چشمی در هر دوچشم به خصوص چشم چپم رو دادن.
    یک قطره لوتمکس( چهار قطره درروز) و یک قرص استازولامید( هر شش ساعت نصف قرص) تجویز کردن تا به مدت یک هفته مصرف کنم و دوباره معاینه بشم و گفتن اگر درمان نشده باشه باید به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنم برای گرفتن ام ار ای و آزمایشات ام اس.
    الان سه روزه که این داروها رو مصرف میکنم ولی دقیقا از روز اول گزگز دستها و پاهام شروع شد به خصوص پاهام از زانو تا کف پا که با درد زیادی همراهه و دستهام حالت برق گرفتگی و مورمور رو داره. و تازگی دهان و زبانم هم حس گزگز رو داره.
    این میتونه از عوارض داروها باشه؟و خطری نداره؟
    علت التهاب عصب چشم ممکنه ام اس نباشه و فقط به خاطر فشار زیاد به چشم باشه؟آخه دقیقا چند روز بعد از اتمام امتحاناتم به پزشک مراجعه کردم و مدت دوهفته خواب کافی نداشتم به خاطر امتحانات
    ممنون از راهنماییهاتون.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اختلال حس در دستها و پاها و دور دهان بعلت مصرف آستازولامید پیش می آید. اگر تورم ته چشم ها بدون اختلال دید مشاهده شده ورم خوش خیم مغز ناشی از چاقی و اختلال هورمونی بیشتر مطرح میشود. معاینه اعصاب و اسکن مغزی برای تایید تشحیص لازم است.

  21. میر احمد می‌گوید:

    باسلام یکی از دوستانم می گوید همیشه احساس توده در گلو و خفگی دارم با تحقیق در اینترنت بیماری گلوبوس هست که دکتر های علت اضطراب و اختلال روانشاختی گفته اند و دیگر اینکه می گه سرم خواب می ره ممنون

  22. میر احمد می‌گوید:

    اختلال رانشاختی یعنی چه ایا با بیماری روانی تفاوت دارد

  23. محمدرضا می‌گوید:

    باسلام و خسته نباشید خدمت شما استاد محترم
    آقای دکتر ۲۵ سال سن دارم و از زمانی که به یاد دارم هیچ وقت صبح ها نمیتوانستم از خواب راحت بیدار شوم و زمانی که بیدار میشدم تا چهار پنج ساعت اصلا توان تفکر و مطالعه نداشتم اما شبها مغزم فعال میشود و میتوانم ساعت ها مطالعه و تفکر داشته باشم ولی این وضعیت همیشه مانع پیشرفت در تحصیل و کارهایم شده . ممنون میشوم بگویید چه کار کنم تا صبح ها سرحال از خواب بیدار شوم و مغزم در طول روز و مخصوصا صبح ها فعال باشد ؟ همچنین بطور متوسط هفت تا نه ساعت می خوابم و مشکل کم خونی نیز ندارم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      برای رفع این نوع عوارض خواب معکوس بتدریج ساعت بیدار شدن را جلو بکشید تاحدی که صبح معمولا حوالی 6 بیدار شده بعد از نرمش و دوش و صبحانه کامل بتدریج مطالعه سبک روزمره را برای گرم کردن قبل از مطالب تکلیف شروع کنید.

  24. رضا فولادی می‌گوید:

    باسلام و احترام

    دکتر گرامی، سه روزپیش به پدرم 60 ساله حالت شبیه به سنگ کلیه همراه با درد ساق پای چپ دست داد که پس از مراجعه به پزشک تشخیص صدمه به دیسک L3 وفشار دیسک به نخاع دادند و توصیه به جراحی کردند. پدرم ابراز می کند ضمن استراحت مقداری از درد پایشان کاهش یافته. سوال بنده این است آیا می توانند چند روز استراحت کنند یا هر چه سریعتر عمل کنند.
    باتشکر

  25. mona می‌گوید:

    بسيار از لطف و مهرباني شما ممنونم جناب دكتر سيفي،خيالم بسيار راحت شد،پس اين موردي كه در ام آر آي من ديده شده تصادفيست و ربطي به اين بيمارى پيدا نميكند؟؟
    خيلي از شما متشكرم و آرزو ميكنم كه هميشه سلامت و موفق باشيد كه با صبوري پاسخ بيماران را ميدهيد
    بسيار ممنونم و معذرت ميخواهم از اين كه وقت شما را گرفتم

  26. arash می‌گوید:

    سلام آقاي دكتر من ٢٧ سال دارم چند هفته ايست سردرد هاي زياد دارم ميترسم نومور باشه آيا در mri تومور هاي مغزي و بيماري ام اس نشان داده ميشود؟؟

  27. ستاره بهاری می‌گوید:

    با سلام و وقت بخیر دختری ۲۳ ساله هستم دوماه پیش با گز گز هر از چندگاهی کف دست و پا و استرس فراوان به پزشک متخصص مراجعه کردم و ایشان خیال منرا راحت کرد که این گرگز ناشی از بیماری خاصی مثل ام اس نیست و فقط گفت که برای چک آپ یک mri سر و گردن بگیرم.این دکتر همه را بدون معاینه کامل ابتدا به ام آر آی میفرستاد.دوروز قبل از ام آر آی دچار سردرد میگرنی شدیدی شدم.ضمن اینکه میگرن به شکل ارثی وجود دارد.دکتر متخصص و فوق تخصص رادیولوژی با دیدن ام آر آی گفتند که نهایتا یک یا شاید دو لکه دیده شود که آن هم پراکنده است و میتواند ناشی از میگرن باشد اما به طور قطع ام اس و …. نیست.هفته بعد از آن با آزمایش خون فهمیدم که مبتلا به التهاب تیروئیدیت شده ام و پزشکم این گزگز و…را ناشی از همین بیماری دانست و برای بیماری التهاب تیروئیدیت پردنیزول تجویز کرد.بعد از مصرف دو هفته ای و آزمایش خون مجدد التهاب تیروئید فروکش کرد ولی به تجویز پزشک همچنان باید مصرف شود تا دچار عود نشود و پزشکم گفت که ممکن است همچنان گرفتگی عضله و…به میزان کم باشد چون هنوز تیروئید تو درمان کامل نشده است.
    حدود دو هفته پیش دچار سرماخوردگی شدید شدم که عود شدیدی هفته پیش داشت و سبب عود سینوزیتم گشت.الان حدود ۳ روز است که دچار سبکی سر ک
    .و گاهی سنگینی سر میشوم ضمن اینکه احساس میکنم وقتی نشسته ام چیزی در سرم حرکت میکند گوشهایم نیز پر است و وزوز دارد.
    اضطراب نیز رهایم نمیکند به نظر شما مراجعه مجدد به پزشک مغز و اعصاب نیاز است و گرفتن mri مجدد ؟؟یا این سرگیجه که همراه با اختلال در تعادل و…نیست ناشی از مشکلات گوش و حلق و بینی است؟ضمن اینکه با عرض عذر خواهی متوجه شدم امروز دچار قاعدگی شده ام.آیا تشدید سرگیجه به این علت و کم خونی نیز میتواند باشد.
    خیلی نگران هستم فکر بیماری خاص رهایم نمیکند و خواب راحت را از من گرفته.ممنون میشوم کمک کنید.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بهتر است مسائل شایع دیده شده التهاب تیروئید و سینوزیت ابتدا درمان شود و هر مورد توسط متخصص مربوطه کنترل شود. بدون ضرورت تستهای تکراری اغلب موجب سردرگمی میشود.

      • ستاره بهاری می‌گوید:

        با سلام نتایج اسکن سینوزیت من وجود کیست در سمت راست سینوس و در بینی را نشان و انحراف سینوس ها به سمت چپ
        آیا این موضوع میتواند ایجاد پارستزی و یا آن یک یا دو لکه در مغز را بکند؟؟؟
        آیا احساس خفیف گزگز در پوست سر سمت چپ را بکند؟
        خیلی نگرانم
        ممنونم از شما

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          کیست سینوس مسئله شایع و بی اهمیت است موجب عارضه نمیشود

          • ستاره بهاری می‌گوید:

            ممنون از شما.آقای دکتر با آزمایشات مجدد پزشکم متوجه شد که مشکل التهاب تیروئید رفع شده و علت آنرا ویروس خواند.
            اما من همچنان نگران آن یک یا دو لکه پراکنده هستم.
            آن حالتهای گزگز و…با سرما و اضطراب تشدید میشود.
            به گفته پزشکم دچار وسواس شده ام و اینکه این گزگز با جایگاه آن دو لک هم همخوانی ندارد.
            اما من به شدت نگرانم.
            لطفا بگویید آیا باید دوباره mri با سر و گردن بدهم؟
            ضمن اینکه دوروزی است گرفتگی در پشت گردن سمت راست را حس میکنم که گاهی به دست راستم میزند البته اینرا هم بگویم که جایگاه خواب من بد بود و بدنم دو شب پیش به شکل کاملا نافرمی به خواب رفته بود.
            با موبایل که به مدت طولانی کار میکنم و در حالت خوابیده آنرا برای مدت طولانی به بالا میگیرم چون مدت طولانی دستم در یک حالت است خواب میرود و بعد با اصلاح وضعیت برطرف میشود.
            آیا اینها جنبه تشخیصی ندارد؟
            با یک یا دو لکه نمیشود گفت cis???
            خیلی از شما پزشک انسان دوست و خدا شناس ممنونم

          • دکتر سیفی می‌گوید:

            در حال حاضر مسئله جدی بنظر نمیرسد بهتر است نگرانی را کم کنید بفاصله چند ماه معاینه اعصاب محض اطمینان کافی خواهد بود.

          • ستاره بهاری می‌گوید:

            آیا ممکن است این لک ها به علت چاقی بیش از ۳۰ کیلو اضافه وزن یا هفت ماهه به دنیا آمدن هم باشد؟؟؟

          • دکتر سیفی می‌گوید:

            اصل مطلب در سوال مشخص نشده است.

          • ستاره بهاری می‌گوید:

            ببخشید من از صبح احساس حس راه رفتن مورچه روی پوست دارم سمت چپ و گاهی سمت چپ تموم میشه و به سمت راست و شکم این حس را دارم و الان حدود چند ساعتی است که احساس میکنم پوست صورت سمت چپ حس ندارد ولی آن حس مورچه وار کمتر شده.خواهشا بگویید باید چه کنم؟؟

          • دکتر سیفی می‌گوید:

            به احتمال زیاد ناشی از نگرانی است اگر در یک محل دوام یابد معاینه اعصاب لازم خواهد بود.

          • ستاره بهاری می‌گوید:

            ممنونم از شما.
            سوالی داشتم معاینه اعصاب به فاصله چند ماه محض اطمینان دقیقا منظور چیست؟آیا انجام ام آر آی و اسکن هست؟؟

          • دکتر سیفی می‌گوید:

            معاینه بالینی اعصاب در هر زمان که علائم عصبی احساس شود لازم است. عکس و آزمایش بعد از معاینه در صورت ضرورت توصیه میشود.

  28. فر می‌گوید:

    سلام
    ممنون از محبت شما بخاطر پاسخگویی و راهنماییهای مفیدتون
    من خانمی ۳۲ساله هستم
    و ۳ ساله ام اس دارم
    فقط همون سه سال پیش یه حمله مختصر داشتم که بی حسی پاها بود
    و تو این مدت هم تزریق هر هفته سینویکس داشتم
    به تازگی مقداری لرزش دست پیدا کردم به طوری که گاهی دیگران هم متوجه میشن
    وخیلی بابته این موضوع خجالت میکشم…
    یا داخل بدنم گاهی می لرزه که فقط خودم میفهمم..
    مخصوصا به کوچکترین استرسی یا گرسنگی این حالت شروع میشه

    لازمه داروم عوض بشه
    ام اسم در حاله پیشرفته؟
    خواهش میکنم کمکم کنید
    ممنون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      لرزش خفیف موقع عمل ارادی اغلب بدون علت در افراد سالم پیش می آید، اگر لرزش شدید با مشکل هدف یابی دست که نوع آتاکسی گفته میشود در رابطه با تشدید بیماری تشخیص داده شود تعویض درمان توصیه میشود

  29. arash می‌گوید:

    سلام جناب دكتر معذرت ميخوام كه دوباره وقت شما رو ميگيرم من استرسي هستم و مدام با پوست لب خودم در گيرم به طوري كه اكثرا زخم سطحي يا كمي متورم ميشود و الان چند وقي است جديدا كه لبم گاهي سوزن سوزن بدون بي حسي و به مدت ٢،٣ثانيه ميشود اين آيا ميتوانم نشانه ي بيماري خطرناكي باشد يا كلا بي ربط است ؟؟ضمنا بنده از سندروم بي قراري پا هم رنج ميبرم و حتي در روز نيز پاهابم به بيقرار و ناراحت ميشود
    با تشكر فراوان از شما

  30. mona می‌گوید:

    ممنونم جناب دكتر پس با توجه به نظر قبلي شما در مورد تصادفي بودن آن مورد مشاهده شده كه ٣ماه پس از علايمم گرفته شد ديگر نيازي به mri مجدد نيست؟

  31. tanaz می‌گوید:

    سلام آقاي دكتر من دختري ٢٤ ساله هستم و حدود ٣،٤ ماهي است درگير عصبي شدن دست و پا هستم البته دستهايم بهتر شده ولي پاي راستم به شدت عصبي ميشود ولي بي حس و سوزن سوزن و مور مور نميشود اما طوري ميشود كه دوست دارم آن را مشت بكوبم تا آرام شود پزشكم در معايناتش از آزمايش رفلاكس زانو هم استفاده كرد و به اصرار خودم mri هم نوشت كه در آن گزارشي مبنا بر بيماري ام اس يا تومور نبود و پزشكم جز يك مورد مادرزادي چيز ديگري در عكس ها و گزارش مشاهده نكرد و گفت علايمم عصبي و مربوط به اضطراب است و فقط برايم ويتامين تجويز كرد الان حدود ٢،٣ هفته گذشته ولي من چندان بهتر نشدم،نظر شما چيست؟
    با تشكر

  32. مریم می‌گوید:

    سلام آقای دکتر
    ۳۲ سالمه،حدود ۴ ماه پیش علائمی مثل لرزش انگشتان دست و سوزن سوزن شدن دست و پا و ضعف و داغ شدن پای راست و درد در ناحیه ی گردن و پشت سر به همراه پرش ناگهانی عضلات پیدا کردم که بعد از حدود دو ماه خود به خود علائم برطرف شد،الان دوباره چند روزه که دقیقا همون علائم رو پیدا کردم، خیلی نگرانم،علائم ام اسه؟

  33. علی می‌گوید:

    ضمن عرض سلام خدمت جناب دکتر. من بیمار cis هستم و تقریبا همه اطلاعاتم رو راجع به ام اس ازین سایت بدست آوردم. روزای سخته بعده تشخیص این سایت خیلی کمکم کرد. مرسی نمیدونم چجور تشکر کنم

    • علی می‌گوید:

      راستی جناب دکتر من 24 سال هست خودم کادر بیمارستان هستم ولی علاقه ی زیادی به رشته پزشکی دارم. به نظر شما از کارم کنار برم و برای پزشکی درس بخونم؟ یا ام اس با مشکلات حافظه مشکلی ایجاد میکنه؟ 6 پلاک در سر دارم و یک پلاک در گردن. سینوکس مصرف میکنم و. در مدت 7 ماه بیماریم خاموش و پلاک جدید ایجاد نشده. مرسی از راهنماییتون

      • دکتر سیفی می‌گوید:

        بنظرم ادامه کار خودتان و زندگی متعادل و بدون استرس زیادی به صلاح است.

        • علی می‌گوید:

          جناب دکتر من اصلا آدم استرسی نیستم فقط میخوام بدونم منکه 7 ماهه سی ای اس دارم آیا ام اس روی حافظه م تاثیر میذاره جوری که مثلا نتونم تو کنکور سوالات ریاضی و فیزیک رو تجزیه و تحلیل کنم؟ مرسی از لطفتون

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      ممنون از نظر لطف شما.

  34. حسين می‌گوید:

    با سلام خدمت شما استاد عزيز
    ٢ سال و نيم درگير علائم متفاوت از جمله احساس دوبيني احساس درد پشت چشم نوروپاتي صورت،دست،پا سرگيجه بودم
    دو بار با فاصله يك سال و نيم ام ار اي دادم(ماه صفر و ماه ١٦ بعد از شروع علائم) كه هر دو سالم بود و هيچ ناهنجاري ديده نشد با اين حال اخيرا پاي راستم سنگين شده و پشت ساق پاي راست احساس اسپاسم و گرفتگي ميكنم و حتي احساس ميكنم نميتوانم درست راه بروم.و همزمان در پاي چپ احساس گزگز ميكنم.جناب دكتر مدت طولاني است دعدغه ي ام اس دارم،به روانپزشك مراجعه كردم و در حال حاضر سرترالين ٥٠ ميليگرم در روز مصرف ميكنم.راهكار جنابعالي چيست؟ام آر آي مجدد؟،مراجعه به متخصص مغز و اعصاب؟خواهش ميكنم راهكاري ارائه فرماييد
    سنگيني پاي راستم اين اطمينان را به من ميدهد كه مبتلا به ام اس هستم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر در معاینه اعصاب عارضه عضوی دیده نشود ، این نوع علائم حسی متغیر و ناپایدار اغلب نشانه بیماری عضوی نیست و غالبا حاکی از اختلال اضطرابی و ترس از بیماری است. درمان موارد روان تنی و وسواس خود بیمار انگاری اغلب خیلی مشکل تر از درمان بیماری عضوی است، کنترل این مسئله چالش زمان بر روان پزشکی است.

  35. mehman می‌گوید:

    سلام جناب دکتر
    بیمار ام اس میتونه لیزر کامل موی بدن رو انجام بده؟

  36. آنا می‌گوید:

    با احترام
    خانم 27 ساله و بیمار ام اس هستم. مدت سه سال و نیم هست که هر هفته یک عدد آمپول سینووکس تزریق میکنم. اخیرا دو بار و به فاصله ی دو هفته درد شدید در قفسه سینه ام احساس می کنم. هنگام درد به قلبم فشار میاید. همچنین در هنگام بروز درد نمیتوانم به طور معمول به فعالیت بپردازم و راه بروم و درد با ضعف در دست ها و پاهایم همراه است. می خواستم بپرسم آیا درد در قفسه سینه از عوارض داروی سینووکس است و باید به پزشک مراجعه کنم و برایم دارو تجویز میشود یا چیز مهمی نیست؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بعضی بیماران بعد از تزریق اینترفرون از هر نوع آن، چنین علائمی احساس میکنند. اگر با مصرف آستامینوفن پیش از تزرق کنترل نشود با پزشک تان مشورت لازم خواهد بود.

  37. omid882 می‌گوید:

    سلام خسته نباشيد
    دكتر من ام اس دارم اگه بخوام مو بكارم آيا مشكلي برام پيش نمياد الان دارو ديفوزل مصرف ميكنم
    ممنون

  38. مژده می‌گوید:

    با سلام و خسته نباشید
    آیا لکه بینی در دوران بارداری میتواند باعث ایجاد پلاک مغزی مادرزادی در بچه شود؟

  39. لیلا می‌گوید:

    با سلام خدمت جناب دکتر- ممنون از اینکه وقتتون رو دراختیار ما میذارید. خیلی خلاصه سوالم رو مطرح میکنم. من یک سال است بیمار cis هستم . این روزها خیلی کلمه “کنترل” رو درمورد ام اس میشنویم. میخواستم کمی راجع به کنترل ام اس توضیح بدهید که منظور از کنترل شدن ام اس با داروهای موجود دقیقا به چه معناست؟ آیا به این معناست که از بروز ناتوانی جلوگیری میکند؟ یا فقط مانع از ویلچرنشین شدن می شود؟ با تشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      قبل از کشف درمانهای موجود بطور تقریبی در ده سال اکثر بیماران ام اس زمین گیر میشدند. با درانهای موجود ایم زمان به 20 تا 25 سال رسانده شده. در خیلی از موارد درمان ها بطور کلی بیماری را مهار میکند ممکن است چند سال بعد درمان بکلی قطع شود ولی در هر زمان محض احتیاط کنترل از نظر عود لازم است.

      • شبنم می‌گوید:

        ولی آقای دکتر من با این نظر صددرصد مخالفم مریضهایی که از اول مشکل شدیدی ندارند مثلا فقط یک بار نوریت اپتیک شده اند که بعد کورتون پنج روزه ان هم خوب شده معمولا هیچوقت بدون دارو مشکلی برایشان پیش نمیاد این حرفها فقط در حد تضعیف روحیه بیمار هست که متاسفانه فقط در ایران این حرفها(یعنی صحبت از زمین گیر شدن)را داریم در کشورهای اروپایی پزشکان خیلی با اکراه داروی ام اس تجویز میکنند و میترسند به خاطر تجویز اشتباه دارو پرونده طبابتشان باطل شود من بعد دوازده سال تجربه بیماری ام اس و البته بدون دارو به این پی برده ام که در ایران پزشک سالاری حاکمه وقتی انسان با هر بیماری مشکل خاصی نداره نباید دکتر بره باید با اسم بیماریش بسازه چون کافیه پاش به مطب دکتر باز بشه مشکلشو حل نمیکنن که هیچ روحیشو هم خراب میکنن و هزار تا عوارض دیگه هم بوجود میارن اگه اعتراض که سهله شرح حالم بدن که این مشکلو با داروهای شما دکتر گرامی پیدا کرده ام میگن برو گم شو مفهوم حرفش اینه که من خدا هستم به چه حقی به حرفم اعتراض کردی البته اقای دکتر سو تفاهم نشه شما مثل فرشته هستین منظورم یه دکتر معروف تبریزی متخصص مغز و اعصاب بود که تا 4 یا 5 صبح مریض میدید مریضهاشم بیشتر گوسفند بودند که متوجه منم منم کردنهای نا بجای این اقای دکتر نمیشدند کلا به جز همین دکتر باز دکترهایی هستن که بیماریو فقط بزرگ میکنن چند نفرو میشناسم که دکترهای اصفهان و تهران داروی ام اس داده بودن ولی با مهاجرت به کشورهای اروپایی دکتر با وجود ام اس قطعی داروهایشان را قطع کرده البته به خاطر صرفه جویی هم نیست فکر میکنید چرا ازدواج بیماران ام اس سخت شده به خاطر همین نفوذ بد زدنهای دکترها و معرفی بد بیماری ام اس در جامعه

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          خیلی از موارد گفته های شما قبول دارم، ولی باید توجه داشت که در مورد ام اس دستور عمل یا پروتوکل درمانی مرتبا تغییر میکند و بروز میشود. خیلی از موارد از جمله روائی درمان، نوع درمان و مدت درمان مشخص شده و در همه موارد نظر بیمار و امکانات لحاظ میشود. برای مثال سالها قبل برای نوریت اوپتیک که اشاره نمودید درمان پیشگیری ام اس داده نمیشد. امروزه اگر این علامت با پلاکهای مغزی توام باشد درمان حداقل 6 ماه و کنترل ادامه درمان با اسکن توصیه میشود. برای خیلی از موارد ام اس خطیر از همان ابتدا داروهای پرعارضه توصیه میکنند که ما اینجا اغلب جرات مطرح کردنش را به خیلی از بیماران نداریم. بهتر است توصیه های تایید شده بین الملی و امکانات و نظر بیمار را پزشک در شروع درمان ارزیابی کند.

  40. محسن می‌گوید:

    آقای دکتر سلام، من 34 سالمه حدود 4 ماه پیش دکتر گوارش رفتم تشخیص ورم معده مزمن با میکروب دادن از اون روز استرس و اضطراب شدید منو گرفت که حتمان مریضی بدی گرفتم چند تا دکتر رفتم این اواخرم MRI مغز دادم با نتیجه نرمال بخاطر علائم مثل ضعف عضله و پرش ریز عضله هنگام استرس و اضطراب، این دکتر آخر بهم گفت تو پانیک داری و مشکلی عضوی نداری نگران نباش، قرص ونلافاکسین بهم داده روزی یکعدد چند روز میخورم بهترم ولی همچنان اون حالت ضعف عضله و پرش ریز و عدم تمرکز دارم نمیدونم واقعا مریضی مثل ام اس دارم یا همون پانیکه ممنون میشم راهنمائیم کنید.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این نوع علائم متنوع حسی و بدون وجه مشخصه عارضه عصبی معین، اغلب حاکی از اختلال اضطرابی و ترس از بیماری است. اگر در معاینه اعصاب سالم تشخیص داده شود ، درمان اختلال روان تنی و وسواس خود بیمار انگاری تحت نظر روان پزشک توصیه میشود

  41. محسن می‌گوید:

    با سلام و خسته نباشید
    آقای دکتر من در یکی از سایت های اینترنتی خواندم که داروی سولیفناسین و در جای دیگر خواندم قرص پرگابالین توانایی بازگرداندن قابلیت میلین سازی به سلول های عصبی آسیب دیده را دارند
    آیا مطالب گفته شده صحیح است و اینکه تاکنون دارویی برای بارگرداندن قابلیت میلین سازی به سلول هاب عصبی ساخته شده؟
    از توجه شما سپاسگذارم

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      دو دارو که در این زمینه شناخته شده یکی گلاتیرامر آستات همان کوپامر از سالها قبل شنخته شده و دیگری از داروهای ضد پارکینشون رستین یا سیفرول ( پرامی پکسول ) است. از داروهای گفته شده تان در نوشته معتبر مطلبی وجود ندارد.

  42. ش می‌گوید:

    با سلام خدمت دکتر عزیز این جواب ام ار ای من است لطف کنید جوابش را برایم ترجمه کنید
    Brain mri with and with out contrast
    Mri of the brian with axial and sagittal t1 and t2 weighted seguences were obtained4
    Craniocervical junction is normal
    Cerebellum and brain stem are unremarkable
    Ventricular size and shape appear normal
    There is no convincing evidence of tumoral process & vascular malformation
    Pituitary gland & stalk have normal size & signal intensity
    There are few plagues in priventricular and deep white matter associated with corpus callosum involvement highly suggestive of ms
    There is no enhancing plagues in post contrast study
    این ام ار ای اخر می باشد که از مغز با تزریق و بدون تزریق گرفته شده است
    و سوال بعدی الان چهار روز میباشد که قرص پردنیزولون 50 را روز دو عدد مصرف میکنم و خدا را شکر علائمم مثل اسپاسم پاهام و ادرارم و تعادلم خیلی بهتر شده است و احساس میکنم رو به خوبی پیش میروم با سپاس فراوان از جواب دهی سوال قبلی مان خواهشمندیم جواب این ام ار ای و این سوال را هم بدهید خواهشا خدا خیرتان بدهد.

  43. محسن می‌گوید:

    با عرض سلام و احترام
    آقای دکتر اگر داروهایی وجود دارد که باعث میلین سازی مجدد میشود پس ما نباید شاهد ناتوانی در افراد مبتلا به ام اس باشیم اگر در این زمینه راهنمایی بفرمایید ممنون میشوم
    از اینکه دوباره مصدق اوقاتتان شدم عذر میخوام

  44. نسترن می‌گوید:

    سلام اقاي دكتر.حدود 1 سال و 10 ماه است كه سينووكس ميزنم.علت مراجعه دوبيني بود و بلاك هايي كه در ام ار اي مشاهده شد.بعداز اين مدت تزريق ام ار اي با تزريق دادم كه دكتر كفتن هيج بلاك فعالي مشاهده نميشع و در ضمن با سينوكس معمولا حدود 40 درصد حجم بلاك ها كم ميشود اما برتي شما خيلي بيشتر كم شده و ايشون فرمودن به نظر من تا 3 سال ادامه بده ميخواستم ببينم نظر شما حي هست؟ با توجه به عدم وجود عود و ام ار اي

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      هر چه مدت کنترل ام اس طولانی تر باشد امید زندگی سالم در آینده بیشتر است. قطع زودرس درمان همیشه نگرانی عود بیماری به همراه دارد.

  45. نسرین می‌گوید:

    یعنی نظر شما هم روی سه سال هست یا بیشتر؟

  46. Fojan می‌گوید:

    سلام اقاي دكتر من ١ ماه پيش به علت گزگز شديد دست و پا و سردرد شديد ام ار اي مغز و گردن دادم بدون تزريق كه در ام ار اي گردنم ديسك گردن گزارش شد و در ام ار اي مغزم به اين صورت بود :
    No diffusion abnormality seen , afew punctate non specific bifrontal and a left parietal punctate subcuritalwhite matter signal chenges be seen with chronic headeche
    دكتر به من گفتن كه سالمي اما الان ٢ هفته است كه بي حسي روي فك و لب سمت راستم دارم و ساق پاي راستم به شدت درد ميكنه و دست راستم نيز ضعيف شده و بشدت درد ميكنه. لطفا منو راهنمايي كنيد. با تشكر فراوان از شما.

  47. maryam می‌گوید:

    سلام
    آقای دکتر پیرو پاسخ شما که در تاریخ دسامبر 21, 2016 در 7:57 ب.ظ در مورد امکان بازسازی میلین به آقای محسن داده بودید چند سوال ذهن من را مشغول کرده که اگر پاسخ بدهید ممنون میشوم

    1)آیا سلول های الیگودندرسیت که وظیفه ساخت میلین را بر عهده دارند بعد از ام اس این توانایی را از دست میدهند یا به علت آسیب های مغزی مانند آتروفی مغزی توانایی تولید این سلول ها از مغز گرفته میشود
    2) آیا با استفاده از سلول های بنیادی قادر خواهیم بود پلاک ها را ترمیم کنیم
    من کلیپی را در اینترنت دیدم که در انگلستان این کار انجام میشد
    آیا حقیقت دارد یا اینکه فقط کاربرد تبلیغاتی داشته

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      ام اس اغلب بیماری چند کانونی عود کننده است. هدف درمان ابتدا توقف کردن کتنونهای جدید فعالیت بیماری و کاستن از شدت عوارض ضایعه در این کانوها است. در محلهای ضایعه شدید مثل آتروفی اوپتیک که جای التهاب حاد را بافت همبند سفت اسلکروتیک گرفته رشد اولیگودندروگلیال ممکن نیست. در مرحله بروز التهاب جدید قبل از ضایعه امکان درمان و ترمیم وجود دارد. فعلا کاربرد انتقال سلولهای بنیادی به کانوهای ضایعه عملی نیست. متاسفانه تبلیغات گمراه کننده و ختی فروش کپسولهای سلولهای بنیادی به قیمت سه میلیون تومان از طریق اینتر نت دیده ام که کلا شارلاتان بازی است.

  48. mr می‌گوید:

    با سلام و خسته نباشید:
    با عرض شرمندگی فراوان آقای دکتر قبلا هم خیلی مزاحم شده و شما لطف کردید و به سوالاتم پاسخ دادید خیلی ممنون می شوم باز هم راهنمایی بفرمایید
    آقای دکتر دختری ۲۴ ساله هستم که در تاریخ ۴\۱۰\۹۲ بعد از یک سرماخوردگی و زدن آمپول دست و پای راستم سنگین و بی حس شده و به مدت ۵ روز بستری و تجویز کورتون برایم شد و بعد از مرخص شدنم از بیمارستان دچار تشنج شده و قرص کاربامازپین برایم تجویز شد و تشخیص دکتر cis بوده…….
    – این ام ار ای جدید در تاریخ ۲۲\۵\۹۵ می باشد:
    brain mri with and without contrast:
    there are a few small demyelinating plaques in periventricular white matter of both hemispheres without post contrast enhancement .
    no evidence of posterior fossa plaque is seen.
    no space occupying lesion in supra and infratentorial structurs are seen.
    both 7.8 nerve complexes,pituitary fossa,both orbits and optic nerves are normal in shape and signal intensity.
    cerebral ventricles , major intracranial vascular structures,basal ganglia and brain stem are alsoo

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این که سی آی اس با عوارض مغزی بوده و تابحال ادامه داشته یا صرفا علائم عصبی در حد اضطراب و تلقین بوده و تابحال درمان ام اس بعمل نیامده بود و اخیرا تصمیم به درمان گرفته شده برایم قابل توجیه نیست. با مطابقت تصاویر در کنار هم و مطابقت با علائم عصبی میشود علائم عصبی عضوی را از اختلال خیالی تشخیص داد. در هر سه اسکن همان علائم عارضه ماده سفید مغز بدون اشاره به تعداد و اندازه ها و بدون تفسیر کم و زیاد زیاد شدن گزارش گردیده است.

      • mr می‌گوید:

        والا منم دارم دیوانه میشم فکر می کنم قبل از اینکه این بیماری نابودم کنم این پزشک ها با این تشخیصشان نابودم کنند از آذر ۹۲ که اولین حمله( سنگینی دست و پای راست که کمی مشکل در راه رفتنم ایجاد شده بود و همین طور چون راست دستم بودم خیلی سخت می تونستم بنویسم یا مثلا برداشتن یک لیوان آب سختم بود از دست چپ کمک می گرفتم که این مشکلات با تزریق کورتون به مدت ۵ روز رفع شد ولی همون شب که از بیمارستان مرخص شدم همان دست و پای راستم میگرفت که با گرفتن نوار مغزی گفتند تشنج و کاربامازپین تجویز کردند تقریبا ۱ سال و بهبودی حاصل شد و بعد از آن در طی این چند سال این حالات سنگینی به وجود آمد اول کل سر، گوش ها ، پیشانی، اطراف صورت و دوم کف پاها به ویزه همان پای راست و سوم همان پای راستم تا زانو و چهارم قسمتی از شکم و ران سمت چپم و پنجم انگشت ۴و۵ هر دو دست و همان دست راست تا آرنج ) اتفاق افتاد تا الان تخت نظر همین دکتر بوده والا این سال ها هم می گفتند یک بار حمله داشتی cis بوده همه چیز خوبه بستگی به روحیت داره و همش فلوکسیتین ، د۳، امگا، کاردیول تجویز کردند بعد ۳ ماه پیش که مجدد رفتم باز گفتن چیزی نیست آسنترا ۵۰ ،ب۱، د۳ و امگا تجویز کردند تا دیروز که دوباره رفتم و گفتم این حالات وجود دارند هنوز به طور مداوم و اصلا از صبح که بلند میشم حالم بده حتی گاهی این سنگینی سرم همراه با تیر کشیدن هست که دیگه یه سری دارو آسنترا ۵۰، گاباپنتین ،د۳ و یک قرص دیگه که اسمش رو نمی دونم و داروخانه نداشته و سینووکس تجویز کردند و بازم گفتند چیزی نیست و من گفتم این آمپول ها رو نمی زنم بعد گفتند مثل واکسن و برای پیشگیری چیزی نیست
        من هیچ مشکلی در راه رفتن ندارم یعنی کسی متوجه نمیشه از درون این سنگینی پام اذیتم می کنه مثلا وقتی با سرعت بیشتری می خوام راه بروم تا به سرویس دانشگاه برسم احساس ضعف می کنم و سرعتم را کم می کنم و از عید تا الان بدن سازی کار می کنم و حلقه میزنم و این حالات سنگینی به طور مداوم وجود دارد
        الان واقعا نمی دونم باید چیکار کنم تزریق رو شروع کنم یا نه به دکتر دیگری مراجعه
        کنم…..

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          اگر در سال 92 علائم مغزی بصورت فلج گذرا داشته ای و به کورتون پاسخ داده، تشخیص سی آی اس بوده گذشته. اگر هم اکنون در معاینه علائم عینی دیده نشده و در این سه سال عود واقعی نبوده و در ام آر آی عود بیماری در کار نبوده بهتر است مشکل روانتنی و خود بیمار انگاری را که در سه سال با دروهای روان گردان کنترل نشده معالجه بهتر با راهنمائی روان پزشک و بکار گیری روشهای شناخت درمانی و مفهوم درمانی بخوبی مدیریت کنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


3 × شش =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>