علت زود سوخته شدن پزشکان

سوخته شدن (Burnout) به معنی فرسودگی و عدم کارآئی جسمی و فکری و روانی فرد یا وسیله است.
امروزه ازکارافتادگی و معلولیت و مرگ زودرس پزشکان بیشتر از گذشته دیده میشود. اگر تصور کنیم انسان هم مثل ماشین مدت مصرف و ظرفیت معین و محدود دارد باید قبول کنیم که اگر این ماشین معقول و متعارف و در حد ظرفیت کار کند خدمت رسانی بهینه از نظر کمی و کیفی را خواهد داشت، در غیر اینصورت کارائی خود را زود از دست خواهد داد.
چند عامل را میتوان خلاصه وار در این زمینه اشاره نمود:
1- زیاد کار کردن = چون رسیدن به مرحله باردهی تا اتمام دوران تحصیل دانشگاهی و تخصصی و کار در محلهای دوردست و کم کیفیت زمان زیادی میبرد، شروع کار اغلب با حجم زیاد و استرس زیاد برای جبران عقب افتادگی مادی و شغلی را بدنبال می آورد.
2- موقعیت کار = به دلایل مختلف از جمله نیاز منطقه به کار متخصص، توقع مالی خانواده، کم توجهی پزشک به سلامتی روحی و جسمی خود، سلامتی فرد را تهدید میکند.
3- استفاده ابزاری از پزشک = در خیلی موارد هم بیماران و هم کارفرما این اصل را که پزشک هم انسان است فراموش میکنند از پزشک در حد بالاتر از توان جسمی و روانی و فکری انتظار خدمت رسانی دارند.
4 – کم تجربگی پزشکان = کمی تجربه در مورد حل مشکلات جانبی کاری و زندگی تقریبا در همه پزشکان دیده میشود. پزشک اغلب در ضمن کار، سلامتی تغذیه و استراحت و خواب و تامین امنیت خودش را فراموش میکند.
5 = نبود حمایت اجتماعی و تشکیلاتی متداول از پزشکان = ممکن است در مراحل شکایت و رسیدگی قانونی گذشتهائی و حق و حقوقی به پزشک قائل شوند، ولی در سطح کلنیکی و بیمارستانی، پزشک را مردم موظف به ارائه خدماتی میدانند که در امکان و اختیارش نیست.
6 – نبود انسجام در روابط بین فردی و سندیکائی پزشکان = سازمان نظام پزشکی در مراحل شکایت جوابگوی ادعای بیمار است، ولی این کافی نیست، جلسات کار گروه و طرح مشکلات و راه حل ها در هر زمینه و تخصص، حیاتی است، متاسفانه سمینارها و کنفرانسها اغلب به بحثها و سخنرانی های صرفا علمی و تخصصی میپردازد.

این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

60 Responses to علت زود سوخته شدن پزشکان

  1. مهسا می‌گوید:

    سلا دکتر عزیز. روزتون بخیر
    دکتر جان همسرم 31 ساله هستن (آقا)
    شبها که میخوابن دستاشون خواب میره. گاهی حین رانندگی یا کار کردن هم این اتفاق می افته. مثلا امروز میگفتن که دستم حین جاور برقی کشیدن خواب میره . چکاری باید انجام بدیم؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      احتمال سندرم کارپال تانل یا فشرده شده عصب در مچ دست مطرح میشود. با تمرینهای سبک نرمش و ورزش انگشتان و مچ معمولا برطرف میشود. در صورت ادامه ، در معاینه اعصاب بیشتر مشخص میشود.

  2. ستاره می‌گوید:

    با سلام و وقت بخیر.دختر ۲۲ ساله ای هستم.دو هفته پیش پزشک متخصص زنان به من اعلام کردند که کیست تخمدان دارم به علت چاقی.و متفورمین تجویز کردند هفته اول روزی ۱ و هففته دوم روزی ۲ عدد.از دومین روز هفته دوم که متفورمین را ۲ بار میخوردم در شب گز گز خفیفی در دست هایم بیشتر و کمی در پاهایم حس کردم که بیشتر شد در روزهای بعد.دو روز بعد سه شنبه به دلیل افت شدید قند خون و فشار به بیمارستان مراجعه کردم و پزشک گفت که علت گز گز و…افت قند ناشی از متفورمین بوده چون دیابتی نبوده ای.و گفت ممکن هست تا….

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      عارضه دارو و افت قند نباید بیش از یک روز باشد اگر در معاینه عارضه عصبی دیده نشده علت ،استرس و نگرانی بعد از افت قند خواهد بود.

  3. مجید اناری می‌گوید:

    سلام آقای دکتر سیفی با قبولی طاعات من یک سوال داشتم اینکه تازه ازدواج نموده ام ولی دچار مشکل زود انزالی هستم ازمایش هم دادم نرمال بوده به توصیه دوستان قرص سرترالین استفاده کردم ولی دچار تپش قلب میشم وآیا حقیقت دارد بیشتر مسایل روانی و اعصاب در این مشکل دخیل باشند؟با تشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این عارضه خیلی شایع است راهنمائی های تمرین فعالیت جنسی و داروهای اختصاصی حضوری توسط متخصص توصیه میشود

  4. t می‌گوید:

    باسلام و احترام آقای دکتر سیفی من اوایل عید بی دلیل سردرد های نسبتا طولانی و به نسبت شدید داشتم و بعضا با استامینوفن و ژلوفن میخوابیدم بعد تعطیلات اومدم ویزیت در حالیکه سردرد م بیشتر تبدیل به صدای مثل باد تو گوش راستم شده بود گفتین فشار چشم مشاهده میشه و با توجه به سیتی اسکن گفتین آب مغززیاد و لوب ها ورم کرده و داروی استازولامید تجویز کردید.من مصرف کردم اما خیلی موثر نشد.الان صدای باد از گوش چپم میاد انگار توی مغزمو میشنوم مخصوصا موقع خواب و مطالعه. دختر 22ساله هستم.علت فشار مغزی هست؟چه مصرف کنم صدا خیلی اذیتم میکنه کمکم کنید.با تشکر

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      در مواردی فشار مغز بعلت تورم بدون علت مشخص یا چاقی و اختلال هورمو نی پیش می آید، بایستی درمان کنترل شود.

  5. جواد اصغری می‌گوید:

    آکاایران: علت اصلی ابتلا به بیماری ام اس کشف شد ·
    به گزارش آکاایران: طبق یافته جدید محققان، کمبود باکتری های خوب و مفید روده می تواند موجب بروز اختلال خودایمنی بیماری ام اس شود.
    به گفته محققان دانشگاه آیوا آمریکا، باکتری های بد و مضر روده یا وجود میزان ناکافی باکتری های خوب ارتباط مستقیمی با بیماری ام اس دارد.
    بیماری ام اس یک بیماری مزمن و پیشرونده خودایمنی است که در آن سیستم ایمنی به بافت عصبی حمله می کند و در نهایت منجر به بروز اختلالات حرکتی می شود. سایر علائم متداول بیماری ام اس شامل سستی و ناتوانی فیزیکی و روانی، افسردگی و حس خارش یا مورمور در بدن است.
    به گفته محققان، تمامی انسان ها حامل میلیاردها هزار باکتری در روده خود موسوم به میکروبیوم روده هستند. پیشرفت های اخیر تحقیقاتی نشان می دهد که این مسافران کوچک و ریز نقش مهمی در حفظ سلامت عمومی بدن ما دارند.
    از آنجائیکه این باکتری ها نقش مهمی در سلامت دارند، محققان دریافتند بیماران مبتلا به ام اس دارای میکروبیوم های متفاوتی نسبت به همسن و سال های سالم خود هستند.
    مان گالام، سرپرست تیم تحقیق، در این باره می گوید: «داده های اولیه ما نشان می دهد بیماران مبتلا به ام اس دارای میزان پایین باکتری های خوب که فواید کلی برای سلامت دارند، هستند. این میکروبیوم ها عمدتا از طریق مصرف غذاهای سالم نظیر سویا و دانه کتان ایجاد می شوند.»
    تیم تحقیق، مطالعات خود را براساس آنالیز بر روی نمومه مدفوع جمع آوری شده از بیماران مبتلا به ام اس و همچنین افراد سالم تحت کنترل انجام داد.
    آنها دریافتند برخی باکتری های مشخص در روده بیماران مبتلا به ام اس در مقایسه با افراد سالم، کاهش یا افزایش دارد

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      این موضوع سال قبل در استرالیا مشخص شد، افراد رشد یافته در شرایط بهداشتی زیادی سیستم دفاعی ناقص به میکروبها در روده دارند ، در سالهای بعد همیشه این نقص دفاعی وتغییرات در فلور روده را دارند.

  6. ستاره می‌گوید:

    سلام و وقت بخیر من ستاره هستم که گفتم متفورمین وگز گز و…داشتم.بعد از ام آر آی سر و گردن شکر خدا پلاکی در گردن دیده نمیشد ولی دکتر گفت که چند پلاک در سر دیده میشود و نوار عصب عضله چشم هم خوشبختانه سالم بود با توجه به این موارد دکتر تشخیص ms ندادند و تشخیص cis رو دادند اما گفتند ۲ماه و نیم بعد دوباره ام آر آی با و بدون ماده حاجب باید انجام بشود.و گفتند که cis خفیف بوده اگر برطرف نشد تا ۳ ماه دیگه درمان رو شروع میکنیم.دکتر دیگر هم بعد از دیدن نوار عصب عضله چشم گفتند التهاب گذراست و ان شاالله رفع میشود.
    دکتر به علت اضطراب زیاد قرص آرامبخش به من داده و برای این سه ماه قرص تقویتی داده اند و لا غیر
    من به شدت نگرانم که آیا cis بیماری جدا از ms است یا مراحل اولیه؟؟آبا ممکن است با رعایت آرامش و پس از گذشت ۳ ماه این چند عدد پلاک از بین بروند؟؟؟
    به طور کلی چه مدت طول میکشد تا cis تبدیل به ms بشود و اینکه ممکن است اصلا نشود؟؟؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر سه تا پلاک کوچک بدون علائم بالینی عارضه عصبی بوده نمیشود تشخیص بیماری گذاشت. اگر علائم بالینی عصبی در رابطه با محل ضایعه وجود داشته سی آی اس یا همان شروع ام اس بایستی کنترل شود واز سیر بیماری بطرف ام اس پیشگیری شود.

  7. محمد علیزاده می‌گوید:

    Brain MRI without contrast:

    -MR study of brain using axial T1,T2,FLAIR and sagittal T2/w images:

    -Abnormal signal(low signal on T1W and high signal on T2W/FLAIR) with a hypo densrim on T2W in Rt.external capsule in favor of old ischemic event is seen.

    -Some high signal foci in Rt. periventricular white matter on T2W/FLAIR are seen.one of them is perpendicular to lateral ventricles.

    -Smiliar focus in corpus callosum is seen.these could be due to pervious traumatic lesions however demyelinating disorderscould not be R/O.

    -The rest of the intracranial structures show unremarkable findings.

    -Diffuse mild mucosal thickening of all PNS is noted.

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      تغییراتی با حدس عوارض قدیمی گرفتگی عروقی و ضبه سر و ضایعه التهابی مطرح شده، این نتایج بایستی با علائم و شرایط بالینی برای تشخیص مطابقت داده شودو

  8. Reza faraji می‌گوید:

    24ساله هستم دچار خستگی مزمن هستم اکوی قلب و آزمایش خون هم نرمال بوده مدتی با تجویز پزشک قرص نورتریپتیلین10استفاده کردم ولی چندان فایده نداشت خیلی زود اعصابم خسته میشه نمیدانم چکار کنم .

  9. بهنام مرادی می‌گوید:

    همیشه فردی خجالتی و کم رو بودم و بیشتر دچار استرس واضظراب میشدم مدتی میشه دچار گزگز در کف پاها شدم متخصص اعصاب قرص پروپرانولول و لورازپام تجویز کرده ولی مثل اینکه قرص دوم اعتیاد میاره نظر شما چیست ؟با تشکر

  10. پیام می‌گوید:

    با سلام و خسته نباشید ببخشید من ده سال پیش وسواس داشتم و با مصرف فلوکستین به مدت یک سال مشکلم بر طرف شد بعد از ده سال دو سال پیش به یک متخصص مغز رفتم که خودم را چکاپ کنم و گفتم سابقه وسواس دارم از من نقشه مغز گرفت و سرترالین دوز ۱۵۰ و صبح و شب سدیم ثالپروات ……. درخود رفتن غیر طبیعی نشده ام ولی همش نگرانم نکنه اسکیزوفرنی شده باشم یا بشم
    آیا من دچار اسکیزوفرنی هستم یا این افکار نیز وسواس فکری است ؟ و آیا افزایش دوز لازم است و یا اینکه به مرور بهتر می شود چون در این سه ماه بصورت تدریجی اضطراب و افکار وسواسی ام کم شد
    با سپاس فراوان از شما

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      علائم و سیر بیماری بیش از هر چیز در تایید اضطراب منتشر با اولویت وسواس است.
      (اگر در معاینه اعصاب عارضه عضوی دیده نشود ، این نوع علائم حسی متغیر و ناپایدار اغلب نشانه بیماری عضوی نیست و غالبا حاکی از اختلال اضطرابی و ترس از بیماری است. اغلب درمان موارد روان تنی و وسواس خود بیمار انگاری خیلی مشکل تر از درمان بیماری عضوی است، کنترل این مسئله چالش زمان بر روان پزشکی است.)

      • پیام می‌گوید:

        با سپاس از شما نمی دانم چطوری از شما تشکر کنم که این لطف بزرگ را به من کردید و پاسخ سوالم را دادید <3
        ببخشید من از کودکی علاقه زیادی به پزشکی داشتم ولی در دوران دانشگاه رشته فیزیک را ادامه دادم اما تقریبا یکی دوسالی است که کتاب های پزشکی زیاد مطالبعه می کنم و معمولا خواندن کتاب های پزشکی این حالت اضطراب و زمانی که خیلی شدید می شود حملات پانیک را بیشتر می کند من حتی کتاب DSM را نیز خیلی مطالعه می کنم و می خواهم بدانم آیا به مطالعه کتاب ها ادامه بدهم و سعی کنم با مطالعه این عوامل اضطراب ساز رو در رو شوم و یا اینکه هیچ نوع مطالعه ای در زمینه پزشکی نکنم ؟ همچنین این حالت اضطراب من و ترس فقط در زمینه مسایل پزشکی است که نگران این هستم که آیا فلان اتفاق یا بیماری برای خودم یا خانواده ام یا افرادی که دوستشان دارم نیفتد و در مسایل دیگر مثل مسایل کاری یا تحصیلی یا شغلی و یا زندگی اجتماعی هیچگونه اضطرابی ندارم و خیلی ها مرا به عنوان یک فرد خیلی بی خیال می شناسند
        همچنین من مکمل های زیر را نیز بصورت پراکنده مصرف می کنم : ملاتونین ، آرژنین ، ال تیروزین ، کارنیتین ، بتاآلانین ، مولتی ویتامین ، گلوتامین و ورزش هم می کنم در سایت Webmd تک تک مکمل های فوق را چک کردم که یک موقع باهم تداخل نداشته باشند و یا عوارض جانبی نداشته باشند با این حال نمی دانم آیا این مواد می توانند باعث بدتر شدن این بیماری در من شوند یا برعکس می توانند کمک کننده باشند و آیا مکملی مثل گاما آمینوبوتیریک اسید یا همان گابا نیز برای بهبود این بیماری برایم خوب است یا نه ؟
        با یک دنیا سپاس از شما حقیقتا بگویم من تا کنون پیش سه دکتر مغز و اعصاب و روانپزشک رفته بودم اما هیچکس مثل شما به این حرف هایم گوش نکرد ولی شما با اینکه من حضوری در مطب نیامده ام و صرفا از طریق اینترنت دارم با شما مشورت می کنم اینقدر خوب و عالی به من پاسخ دادید . از خداوند عشق و نور الهی را برایتان آرزو می کنم با سپاس فراوان <3

        • دکتر سیفی می‌گوید:

          مطمئنم با زمینه شخصیت حساس و وسواسی شانس آورده اید که رشته و حرفه پزشکی را به هر دلیل انتخاب نکرده اید. فکر کنید امروز برای بیمار متوهم و تلقینی داروی ساده ای مثل آسپیرین بچه نوشته بودید و آن فرد امشب تمام عوارض آن را خوانده و فردا با تهدید و شکایت پیش تان برگشته بود و ماهها کلمات تهدید و تحقیر آمیزش روح و روانت را آزرده بود. این حوادث برای همه پزشکان پیش می آید.
          بهتر است برای هر نوع تشخیص و درمان و دارو با یک نفر پزشک آشنا به روحیات و زمینه روان شناختی تان مشورت کنید و هیچ نوع خود درمانی حتی مکمل هم استفاده نکنید.

          • پیام می‌گوید:

            با سلام و سپاس مجدد از شما استاد گرامی جناب آقای دکتر سیفی عزیز از وقتی شما علت بیماری ام که وسواس و اضطراب منتشر و خودبیمارانگاری بوده را گفتید حال من در این چند روز خیلی بهتر بوده افکار اضطرابی خیلی کمتر شده و از وقتی فهمیدم دچار خودبیمارانگاری هستم در این چند روز کمتر به وضعیت جسمانی ام فکر می کنم و کمتر مضطرب می شوم و از خداوند سپاسگذارم که شما استاد ارجمند را به من معرفی کرد همچنین بعد از مدت ها دوباره بدون اضطراب توانستم کتاب های پزشکی را مجدد بخوانم و از این عظمت و شگفتی هستی لذت ببرم
            همچنین جناب آقای دکتر عزیز به نظر شما آیا امکان دارد با استفاده از مگنت تراپی بتوانم به تدریج میزان سرترالین را کم کنم ؟ و آیا سرترالین باید تا آخر عمر مصرف شود یا میتونم چند ماه یا چند سال دیگه بعد از رسیدن به وضعیت کاملا نرمال که فکر کنم برای من حالتی باشد که در آن هیچ اضطرابی در مورد سلامتی خودم و خانواده ام نداشته باشم و در طول روز حتی یک دقیقه هم هیچ فکر استرس زا یا مضطرب کننده در من ایجاد نشود و بدون هیچ علت بیرونی همواره شاد و پر انرژی باشم برسم آن وقت دارو را قطع کنم ؟
            جناب آقای دکتر عزیز من تاکنون سعادت اینکه شما را از نزدیک ببینم نداشته ام ولی از صمیم قلبم از شما سپاسگذاری می کنم و دوستتان دارم

          • دکتر سیفی می‌گوید:

            در پیغام اول تان ابتدا فکر کردم پسرم با مشخصات ایمیل دیگر برایم موضوع نوشته چون هم اسم اش پیام است هم تو آمریکا دکترای فیزیک است هم مطالب پزشکی را سالها کنجاو بوده، در هر حال زیاد فرق نمیکندهر دو پیام است.
            اگر کمی وسعت دید را بیشتر کنید بوضوح میشود دریافت که هیچکس راحت مطلق و سالم صد در صد نیست همه چیز نسبی است. در زمینه روان شناختی هم داروها برای دوره معین و و در مواردی مصرف دوره ای بیشتر موثرند. اگر با اراده و تمرکز و تمرین سخت برای اصلاح ساختار روان شناختی با تمرکز روی خودشناسی و تمرین اعتلائی ارادی وقت بگذارید در نهایت بهتر از دارو و روان درمانی نتیجه بدست می آید.

  11. علی می‌گوید:

    با سلام و تشکر از فرصتی که در اختییار گذاشتید:
    آقای دکتر سیفی آیا به خاطر سفتی – غدد لنفاوی – و قرمزی در ناحیه ی تزریق کوپامر باید مصرف دارو را قطع کنم یا این مشکل قابل مدیریت است .
    با تشکر دوباره

  12. آرام می‌گوید:

    سلام اقای دکتر ببخشید من 24 سالمه و صبح ها موقع بیدار شدن دست راستم بی حسه و امروز هم انگشت سومم بی حس بود یکم که تکونش میدم خوب میشه. این نشونه خطرناکیه؟

  13. پیام می‌گوید:

    با سلام و سپاس فراوان از شما استاد گرامی جناب آقای دکتر عزیز این چند روز دارم خیلی روی خودم کار می کنم و به لطف خدا و راهنمایی های عالی شما استاد گرانقدر خدا رو شکر خیلی خیلی بهترم همچنین ببخشید چند سالی است کلا صبح ها خیلی از خواب بد بلند می شوم من ده ساله گیاهخوارم آخرین آزمایش خونی که دادم کم خونی نداشتم میزان ویتامین ب ۱۲ و ویتامین د هم نرمال بود تست های کبدی و چربی و قندم هم نرمال است حتی صبح چندبار به محض بیدار شدن از خواب قندم را تست کردم که ۷۰ تا ۸۰ بود ولی نمی دانم چرا صبح ها وقتی بیدار میشوم بسیار بی حال و خسته ام و یک ساعت طول میکشه تا حالم نرمال شود و همین باعث شده صبح زود نمی تونم از خواب بیدار شوم من آپنه ی خواب هم ندارم ولی صبح ها بسیار بد و کم انرژی و خواب آلود هستم و قبل از مصرف سرترالین نیز اینگونه بودم و الان نیز همچنان این مشکل رو دارم به نظر شما علت این مشکلم چیست ؟ با سپاس فراوان از شما

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      بهتر است تحت نظر روان پزشک آشنا به وضعیت روحی تان باشید از درمان و آزمایشها بامبنای وسواس برکنار باشید.

  14. مهرناز می‌گوید:

    سلام. من 34 ساله هستم و چند روزی است که پوست دستانم میسوزد. ولی بی حس نیستند. آیا ممکنه من ام اس گرفته باشم؟

  15. محمدرضا می‌گوید:

    سلام آقای دکتر سوالی برایم همیشه وجود داشته که آیا خود متخصصین مغز و اعصاب و روانپزشکان هم دچار بیماری ها یا مشکلات عصبی یا مغز و اعصاب می شوند ؟ مثلا آیا روانپزشک یا نورولوژیستی در طول روز یا در طول یک ماه دچار استرس و اضطراب یا خشم و پرخاشگری می شوند و اگر می شوند آیا آنها نیز داروهای خاصی مصرف می کنند یا خیر ؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      انواع اضطراب و استرس و حتی بیماری های اختلال روانی در هر فرد بدون توجه به شرایط شغلی و اجتماعی ممکن است دیده شود. تنها فرق در این است که شاید افرد با زمینه این بیماریها قبل از رسیدن به مرحله پختگی کاری پرمسئولیت از هر نوع ممکن است ببرند و از دایره خارج شوند، ویا اگر شرایط بیماری سبک تر داشته باشند با آگاهی و شناخت خوددرمانی میکنند. در آمریکا متخصصین از هر رشته با وظایف کاری و مسئولیت شغلی سنگین زیاد به مشاوره روان پزشکی مراجعه میکنند. از هر دوره پزشکی صد نفره معمولا یکی دو نفر قبل از انترنی بعلت افسردگی شدید و اسکیزوفرنی به اشکال مختلف حذف میشوند.

  16. مهرگل می‌گوید:

    آقای دکتر میخواستم ازتون یک راهنمایی بگیرم. مدتیه در طرف راست صورتم و گوشم احساس اینکه وقتی آمپول بیحسی دندان پزشکی میزنید و بعدش عضلات صورتتان یک جور خاصی هست دارم حتی گاهی انگار سردتر از سمت چپ من هست… آیا مساله نگران کننده ای است و بایو به نورولوژیست مراجعه کنم؟؟ همش فکر میکنم بی حس و numb هست ولی وقتی لمس میکنم .. احساس میکنم دستم رو. ممنون میشم اگر راهنمایی کنید.

  17. مهرگل می‌گوید:

    آقای دکتر کمی کرختی پلک پایین چشم راست میتواند نشانه ام اس باشد؟

  18. مهرگل می‌گوید:

    ممنون. ولی من انقدر اعصابم بهم ریخته آقای دکتر و به ام اس فکر کردم . احساس میکنم یک قسمت از بالای لبم هم سوزش گرفته و مدام سپت راست صورنم رو چک میکنم و مدام احساس میکنم کرخت تر از سمت چپ. ولی هنگامیکه دست میزنم احساس میکنم… آیا اینها هم نشانه های بدی نیست؟

  19. شهره می‌گوید:

    سلام. آقای دکتر درد یک طرف صورت که گاها در روز پیش می آید فقط سمت راست میتواند نشانه ام اس باشد؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اگر درد با بیحسی و در محدوده عصب سه شاخه باشد بندرت در ام اس دیده میشود تایید تشخیص صرفا با معاینه متخصص عملی است.

  20. شهره می‌گوید:

    آقای دکتر اگر عصب سه شاخه آسیب دیده باشد در چه صورتی خوب میشدد؟ آیا اصلا خوب میشود؟ ؟ چه باید کرد؟ خواهش میکنم کمکم کنید.

  21. مژده می‌گوید:

    سلام. من امروز بعد از یک مرواز 10 ساعته و کشیدن چمدان .. در دو دستم احساس سوزش و سوزن سوزن شدن دارم.. وه هنوز بعد از گذشت چند ساعت خوب نشده..
    آیا اینها شروع علایم ام اس نیستند آقای دکتر ؟؟

  22. مژده می‌گوید:

    ببخشید من جواب سوال دومم رو پیدا نمیکنم. اگر خوب نشود در چند روز احتمال ام اس است؟

  23. مهرنوش می‌گوید:

    سلام آقای دکتر. مدتی است که من نسبت به بیماری ام اس خیلی واهمه دادم و با کوچکترین اتفاقی فکر میکنم ام اس گرفته ام. الان چند روزی است که دستان من از بالا تا نزدیک مچ میسوزد و یا سوزن سوزن میشود و گاهی در یک نقطه نشخصی نیست. گاهی زیاد و گاهی کم و گاهی نیست. هر چه بیشتر سرچ میکنم راجع به ام اس این حالتها بیشتر میشود. آیا این علامت به تنهایی میتواند دلیل این بیماری باشد؟ در ضمن من 32 ستاه و کلا اضطراب بسیار بالایی را برای من تشخیص دادند . ممنون میشم راهنمایی کنید

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      اغلب علائم حسی متغییر و گذرا نشانه ترس از بیماری و وسواس سلامتی است بعضا مقابله با آن مشکلتر از بیماری عضوی است

  24. مهرک می‌گوید:

    با سلام. سوزش و سوزن سوزن شدن دستها به مدت چند روز که گاهی کمه و گاهی زیاد. و در یک روز مثلا از صبح تا عصری ندارم ولی از عصر به بعو شروع میشود… آیا این علایم میتواند نشان شروع ام اس باشد. خواهش میکنم راهنماییم کنید. من به دکتر عمومی در خارج از ایران مراجعه کردم چون چند هفته قبل این حات رو در صورتم داشتم و به من گفتند اضطراب داری… بعد صورتم خوب شد .. ولی الان چند روز در دستانم این حالت رو دام. مگر آیا از اضطراب در دو دست آدم احساس سوزن سوزن شدن میکند؟

    • دکتر سیفی می‌گوید:

      علائم حسی گذرا که کمتر از چند روز دوام یابد و وجه مشخصه عارضه عصبی تشریحی نداشته باشد اغلب نشانه اضطراب است. برای هر نوع اختلال حسی طرح تشزیحی و آناتومیک معین وجود دارد که در معاینه مشخص میشود.

  25. مهرک می‌گوید:

    آقای دکتر من الان یک هفته است که این مشکل رو دارم و در قسمتهای مختلف دستانم این احساس رو دادم که انگار جسم زبری میکشند به دستهای من… دکتر به من ام آر آی داده. ولی اگر از اضطراب باشد چه کار میاوانم انجام دهم؟

  26. مهرنوش می‌گوید:

    با سلام
    آقای دکتر من چند ردزی است که بالای پلک راستم از هر چند بار پلک زدن یکهو کمی جمع میشه و میگیره و ول میکنه. یک 1 هفته ای من خیای استرس داشتم چون دستانم سوزن میشد و مدام به ام اس فکر میکردم و این مشکل چشمم هم درست از همون موقع شروع شد. البته در حال حاضر دستانم خیلی بهتر ولی چشمم خوب نشده. به نظر شما علتش چیست و چه کار باید بکنم؟ با تشکر

  27. مهرنوش می‌گوید:

    سلام مجدد. آقای دکتر من مدت 1 هفته دستانم از مچ به بالا حالت سوزش و سوزن سوزن میشدند. ولی بی حس نبودند. ام آر آی انجام دادم از مغز و جمجمه که نرمال بود… بعد از آن 1 هفته خوب خوب بودم ولی مجددا این حالت سوزن سوزن برگشته…
    آیا ممکنه من جز آن دسته از افرادی باشم که ام اس در ام آر آی مشخص نشده ؟؟ ممنون میشم راهنمایی کنید

  28. مهرنوش می‌گوید:

    آقای دکتر منظور از عارضه نخاعی چیست ؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


5 − = دو

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>